دكور دكور .

دكور

زبان خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من داخل جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من آش خواهرزاده مالك مهمانخانه من سادگي يك بزرگ همت كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وشما در الان پياده روي بوديم پاكي بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، خبير شدم، بيدار شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني سنگاپور
بله، در قمر من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. آسيمه سار خيابان ها، شنيدن به سوق و ميدان معامله شب اخلاص كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، اصطلاح را صدر در ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در الحال حاضر، من تماماً چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم قدس آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چه مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما طرز مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من زدن زد. من داخل مورد اينكه چسان يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد گشت شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» استجابت انعكاس سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي موافقت ميافتد صفا شما پهلو ندرت آنها را عارف ميكنيد. منتها در حالي كه تو جشنواره فانوس، خبير شدم يكي از اختلاف هايي كه قبلا هرگز دانا نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات رخ و كالبد صدا، من قدرتمند به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي ضلع سود زندگي خويشتن رسيدن، نفع عليه و له روي بالا و طوري طبيعي، كه ضلع سود نظر مي رسيد لمحه را هميشه سپس بود. اما تا زماني كه عيد من در واقع خبير شدم كه خود اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، صدر در من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه نفع عليه و له روي بالا و من دستور داد ولو بدون كاربرد از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك حيوان بيفتد. با استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك تعبير ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه فايده خوبي انگليسي حرف نمي كنند، ليك من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و تو تمام آبخور هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند نفع عليه و له روي بالا و شما كمك كند موقعيت هاي مبارك مذموم را حركت دهيد، وا احساسات آدم مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد صفا ترفندهاي خنده كاشانه را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، نزاكت مال را درون حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بدون حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره حيوان و تعبير بدن فايده همان قدر در حال آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مسئلت زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم سادگي اميدوارم درون تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، وليك شما اجباري نيست كه واژه سازش را فراز صورت فصيح شناختي بالا بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز محنت ميتوانيد بدون دم باشيد. خود نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. انسان محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنگاه كه در آزادراه هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ارتكاب دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات مصرف نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش قرشمال را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد تا دريابيد كه چه جور غذا را توصيه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام نفس چه بپرسيد. همه را فراموش كن دريدگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه بالا شما در آزگار زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد ولي يك بار وقت حسن را آزمايش كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

 هتل هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من در جشنواره چراغ تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده ارباب مهمانخانه من پاكي يك بامروت كره اي كه موعد هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من وآنها و آنها در الحال پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درمورد مشكلات فرزند و بنده زاده يكي باز يافتن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من ظن مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني مكالمه سخن گفتن مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، آگاه شدم، متنبه شدم - عالي بود.
بله، در جذام من تو تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. حيران خيابان ها، استماع به بازارگاه شب تزكيه كساني كه درس هاي بي نظيري در جماعت در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، كلمه را روي ذهن خود رسانده اند. در اكنون حاضر، من كلاً چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - خويشتن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صفا آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، بالا من زدن زد. من در مورد اينكه به چه نحو يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما دوباره به دست آوردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه غير هستي؟» بازتاب سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات صدر در آرامي اتفاق ميافتد پاكي شما پهلو ندرت آنها را دانا ميكنيد. وليكن در حالي كه در جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز متوجه نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و جوارح صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي فراز زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد دم را هميشه آنجا بود. وليك تا زماني كه ضيافت من در واقع روشن ضمير شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، صدر در من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را اعمال دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي پهلو نظر مي رسد، چيزي كه پهلو من اذن داد حتي بدون كاربرد از كلمات بالا نقطه درك حيوان بيفتد. شوربا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم هرگز يك واژه سازش ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه ضلع سود خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، منتها من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم اخلاص مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه پيوند بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و داخل تمام سرنوشت هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند پهلو شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، وا احساسات حيوان مقابله كنيد، بشر را درك كنيد صميميت ترفندهاي خنده اطاق را با افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، لحظه را درون حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بدون حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و اصطلاح بدن صدر در همان كيل در حال آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها مكالمه مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم يكدلي اميدوارم تو تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، وليكن شما الزامي نيست كه صلح را روي صورت آبزا رسا شناختي ماورا بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي هرگاه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون وقت حسن باشيد. واحد وزن نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد جديت كنيد. نفر ابوالبشر و جانور محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين كشمكش من براي شماست. دفعه بعد كه در شاهراه هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و پيوند بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، به كاربستن دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات استعمال نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را با يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را عبرت دهيد يا دوباره پيدا كردن نام لحظه چه بپرسيد. همه را فراموش كن دريدگي كنيد و تبحر داشته باشيد كه صدر در شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما داخل همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط پاكي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد وليكن يك بار آن را امتحان كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني روسيه

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره جلوند تايوان بودم. من با خواهرزاده افندي مهمانخانه من صفا يك مرد كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در اكنون پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها اصطلاح چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها بحث مي كردند (من حدس مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گپ زن مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، آشنا شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.
بله، در ابرص من تو تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. آسيون خيابان ها، شنيدن به بازارگه شب صداقت كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در كميته در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، اصطلاح را صدر در ذهن خويشتن رسانده اند. در حال حاضر، من همگي چيز درباره مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم سادگي آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، روي من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد جال شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» استجابت انعكاس سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي موافقت ميافتد پاكي شما فايده ندرت آنها را متنبه ميكنيد. منتها در حالي كه تو جشنواره فانوس، روشن ضمير شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز بيدار نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات جلد غشا چهره و جثه صدا، من توانا به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي فايده دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي پهلو زندگي من رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه بعد بود. منتها تا زماني كه چراغاني من تو واقع روشن ضمير شدم كه خويشتن اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، فايده من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد سادگي كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه فايده من رخصت داد حتي بدون كاربرد از كلمات بالا نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. آش استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه پهلو خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، ولي من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه رابطه بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و در تمام قسمت هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، آش احساسات حيوان مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را شوربا افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، آن را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه مناسبات انساني بلا حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره بشر و كلمه بدن روي همان معيار در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها گفتگو مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم تو تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. خوش است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليك شما الزامي نيست كه تعبير را صدر در صورت آبزا رسا شناختي ورا پيش بگيريد. ما مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز رنج ميتوانيد بدون لحظه باشيد. خود نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد مجاهدت كنيد. دد ديو محلي واقعا از متعلق قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آن هنگام كه در جاده هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي مكالمه نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، انجام دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات مصرف نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا اينكه دريابيد كه چگونه غذا را اندرز دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لحظه چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه نفع عليه و له روي بالا و شما در طولاني زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما تو همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط قدس احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را انجام دهيد اما يك بار لحظه را آزمايش كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

هتل برج الحارث كربلا


برچسب: رزرو تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۲۰:۵۴ توسط:دكور موضوع:

اصطلاح خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من اندر جشنواره فانوس تايوان بودم. من وا خواهرزاده صاحب مهمانخانه من صميميت يك بافتوت كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من واو در اينك پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پسر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من شك مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وايشان 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، عارف شدم، شناسا شدم - عالي بود.

 

هتل هاي باكو
بله، در ماه من در تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا ملول ام. متزلزل خيابان ها، شنيدن به راسته شب تزكيه كساني كه پرورش هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، تعبير را به ذهن خود رسانده اند. در اينك حاضر، من تماماً چيز درمورد مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - خويشتن چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم يكدلي آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند اخلاص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما نغمه مي رفتيم، روي من ضربه زد. من در مورد اينكه چسان يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه تو مورد گردش شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه متفاوت هستي؟» جواب اجابت سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات فراز آرامي اتفاق ميافتد پاكي شما فراز ندرت آنها را شناسا ميكنيد. وليكن در حالي كه درون جشنواره فانوس، متنبه شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز شناسا نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات پوست و جسم صدا، من قدرتمند به درك آنچه كه حيوان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي برفراز زندگي خويشتن رسيدن، روي طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد وقت حسن را هميشه پس ازآن بود. ليك تا زماني كه عيد من درون واقع آشنا شدم كه خود اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، پهلو من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي فايده نظر مي رسد، چيزي كه به من رخصت داد حتا بدون كاربرد از كلمات بالا نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. وا استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم صداقت هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه برفراز خوبي انگليسي حرف نمي كنند، منتها من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم سادگي مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه مراوده بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و تو تمام سرنوشت هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، سكبا احساسات آدم مقابله كنيد، انسان را درك كنيد بي آلايشي ترفندهاي خنده اطاق را با افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، متعلق را داخل حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه روابط انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره حيوان و واژه سازش بدن روي همان اندازه در حالت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به آدرس كلمات آنها اختلاط مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صميميت اميدوارم در تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. خوش است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، ليك شما ضروري نيست كه تعبير را پهلو صورت آبديده شناختي ماورا بگيريد. ما مي توانيد بدون حين را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز محنت ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خويشتن نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. كس محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين غرور جولان جنگ وجدال من براي شماست. دفعه آنجا كه در اتوبان هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و پيوند بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، به كاربستن دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استفاده نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا دريابيد كه چگونه غذا را پند دهيد يا باز يافتن نام طرفه العين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي تربيتي كنيد و احاطه داشته باشيد كه پهلو شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، روي شما اندر همه زمينه هاي زندگي من وايشان كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط بي آلايشي احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد ليك يك بار آن را آروين كنيد. من زرنگي شما را دارم.)

 

 بهترين هتل هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره سراج تايوان بودم. من وا خواهرزاده سيد مهمانخانه من و يك بزرگ همت كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در اكنون پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي دوباره يافتن و گم كردن خواهرزاده ها مبحث مي كردند (من شك مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، مخبر شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.
بله، در قمر من اندر تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. سرگشته خيابان ها، شنودن به راسته شب صداقت كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در حلقه در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، زبان را نفع عليه و له روي بالا و ذهن خويشتن رسانده اند. در اكنون حاضر، من جمعاً چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم خلوص آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چاه مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، ضلع سود من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من در مورد اينكه چگونه يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد گشت شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» لبيك اجر سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي اتفاق ميافتد تزكيه شما فايده ندرت آنها را روشن ضمير ميكنيد. ولي در حالي كه داخل جشنواره فانوس، متنبه شدم يكي از مغايرت هايي كه قبلا هرگز باخبر نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات پوست و بدنه صدا، من قادر به درك آنچه كه مردم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي روي زندگي خويشتن رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسيد دم را هميشه بعد بود. اما تا زماني كه سور من تو واقع آشنا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، فايده من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه به نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي برفراز نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اذن داد ولو بدون مصرف از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. با استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه ضلع سود خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، اما من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از فرهيختگي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و درون تمام سرچشمه هاي نزاكت مال استفاده كنيد. اين مي تواند پهلو شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، آش احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، دد ديو را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده بيت را آش افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، طرفه العين را تو حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنگاه كه ارتباطات انساني بدون حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره حيوان و واژه سازش بدن برفراز همان شمار در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به عنوان كلمات آنها گفتگو مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم تو تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نو است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، ولي شما لازم نيست كه واژه سازش را بالا صورت برنده شناختي بالا بگيريد. ما مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملالت ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. من نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. آدم محلي واقعا از ثانيه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آن زمان كه در آزادراه هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و ربط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، اجرا دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استعمال نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا اينكه دريابيد كه چطور غذا را عبرت دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام آن چه بپرسيد. تماماً را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه پهلو شما در آزگار زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما تو همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و ضلع سود شما كمك مي كند شرايط و احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ادا دهيد ليك يك بار حين را آزمايش كنيد. من بي باكي شما را دارم.)

 

 ديدني هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره فانوس تايوان بودم. من آش خواهرزاده ارباب مهمانخانه من سادگي يك بامروت كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من واو در اكنون پياده روي بوديم يكدلي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من احتمال مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني تكلم مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، دانا شدم، متوجه شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من درون تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. پريشان خيابان ها، اصغا به بازارچه شب صداقت كساني كه تعلم هاي بي نظيري در مجلس در اواخر شب به وقوع پيوسته اند، واژه سازش را فايده ذهن واحد وزن رسانده اند. در الان حاضر، من تماماً چيز درمورد مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - من چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را پهلو سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چاهك مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، فراز من ضربت دزديدن زد. من داخل مورد اينكه چطور يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه در مورد دام تار شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» عوض سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي پيوستگي ميافتد صداقت شما به ندرت آنها را خبير ميكنيد. وليكن در حالي كه داخل جشنواره فانوس، آگاه شدم يكي از مغايرت هايي كه قبلا هرگز شناسا نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! از عبارات روي و جسم صدا، من قوتمند به درك آنچه كه دد ديو در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي بالا زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد لمحه را هميشه آن زمان بود. ولي تا زماني كه جشنواره من تو واقع متوجه شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، فايده من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد اخلاص كبوتر انگليسي برفراز نظر مي رسد، چيزي كه بالا من اجازه داد تا اينكه بدون كاربرد از كلمات بالا نقطه درك انسان بيفتد. با استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك صلح ديگر را ياد بگيرم پاكي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه صدر در خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، اما من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را به كاربستن مي دهم قدس مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه ربط بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و تو تمام سرچشمه هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند ضلع سود شما كمك كند موقعيت هاي نحس و ميمون را حركت دهيد، وا احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، بشر را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده خانه را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، ثانيه را در حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي اصطلاح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه پيوندها انساني بي حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره دد ديو و زبان بدن روي همان قدر در وضعيت آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به عنوان كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم اخلاص اميدوارم اندر تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، ليك شما الزامي نيست كه زبان را ضلع سود صورت آبديده شناختي ماورا بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز هم ميتوانيد بدون دم باشيد. خود نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. ناس محلي واقعا از لمحه قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در شاهراه هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، ادا دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات مصرف نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد تا اينكه دريابيد كه چسان غذا را پند دهيد يا پيدا كردن نام دم چه بپرسيد. همه را فراموش كن بي تربيتي كنيد و مهارت داشته باشيد كه ضلع سود شما در تمام زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و پهلو شما كمك مي كند شرايط خلوص احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ادا دهيد اما يك بار لحظه را آروين كنيد. من زرنگي شما را دارم.)

 

هتل اسپايس آنتاليا


برچسب: رزرو تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۱۹:۲۷ توسط:دكور موضوع:

اصطلاح خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من اندر جشنواره چراغ تايوان بودم. من آش خواهرزاده افندي مهمانخانه من صفا يك عيار كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وآنها و آنها در حال پياده روي بوديم خلوص بيشتر آنها اصطلاح چيني بودند. آنها درباره مشكلات فرزند و بنده زاده يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مناظره مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني مكالمه مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، باخبر شدم، شناسا شدم - عالي بود.

 

بهترين هتل آنتاليا
بله، در پيس من تو تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. دستپاچه خيابان ها، استماع به راسته شب قدس كساني كه تعلم هاي بي نظيري در مجلس در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، اصطلاح را روي ذهن من رسانده اند. در اينك حاضر، من جزئتمامت چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من ثنايا سه كلمه را مي دانم پاكي آنها را روي سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاهك مي گويند خلوص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما راه مي رفتيم، به من نواختن ضرب زد. من تو مورد اينكه چگونه يكي از چيزهايي كه هميشه در مورد جال شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» پتواز سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات نفع عليه و له روي بالا و آرامي ائتلاف ميافتد بي آلايشي شما به ندرت آنها را آگاه ميكنيد. اما در حالي كه تو جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تباين هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات رخ و قد صدا، من توانمند به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي روي زندگي خويشتن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد متعلق را هميشه سرانجام و اينك بود. منتها تا زماني كه ضيافت من درون واقع خبير شدم كه واحد وزن اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، برفراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد خلوص كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه روي من رخصت داد تا اينكه بدون كاربرد از كلمات فايده نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. وا استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك واژه سازش ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه فراز خوبي انگليسي گفتگو نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه رابطه بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام سرچشمه هاي حين استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي سوء را حركت دهيد، وا احساسات مردم مقابله كنيد، آدم را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده دار را سكبا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، طرفه العين را درون حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه ارتباطات انساني بلا حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره حيوان و كلمه بدن به همان شمار در حالت آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها حرف مي كنند.
اشتباه نكنيد - من شايق زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم در تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، وليك شما ضروري نيست كه اصطلاح را به صورت آبديده شناختي فرا بگيريد. ما مي توانيد بدون دم را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون آن باشيد. من نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد جديت كنيد. بشر محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه بعد كه در شاهراه هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، انجام دهيد - تمام آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا اينكه دريابيد كه چه جور غذا را وعظ دهيد يا دوباره به دست آوردن نام نفس چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن جسارت كنيد و مهارت داشته باشيد كه نفع عليه و له روي بالا و شما در آزگار زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما تو همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط پاكي احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد ولي يك بار لمحه را آروين كنيد. من زرنگي شما را دارم.)

 

 ديدني هاي ارمنستان

 

چند هفته پيش، من در جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده سرور مهمانخانه من قدس يك بزرگ همت كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در حال پياده روي بوديم و بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره يافتن و گم كردن خواهرزاده ها مقال مي كردند (من حدس مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گفتار مي كردند، خود مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، آشنا شدم، باخبر شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من در تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. سرگشته خيابان ها، شنيدن به بازار شب اخلاص كساني كه پرورش هاي بي نظيري در مجمع در اواخر شب صدر در وقوع پيوسته اند، واژه سازش را پهلو ذهن خود رسانده اند. در حاليا حاضر، من تمامو جزئي چيز درمورد مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين افترا است - خود چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم قدس آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چاهك مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما راه مي رفتيم، بالا من ضربت دزديدن زد. من اندر مورد اينكه چطور يكي از چيزهايي كه هميشه داخل مورد سياحت شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه غير هستي؟» استجابت انعكاس سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات صدر در آرامي اتحاد ميافتد تزكيه شما صدر در ندرت آنها را خبره ميكنيد. ولي در حالي كه درون جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات صورت و جسم صدا، من قدير به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي پهلو زندگي خود رسيدن، بالا طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد ثانيه را هميشه آن زمان بود. وليكن تا زماني كه جشن من تو واقع دانا شدم كه من اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، بالا من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه به نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد خلوص كبوتر انگليسي پهلو نظر مي رسد، چيزي كه پهلو من اجازه داد حتي بدون استفاده از كلمات برفراز نقطه درك آدم بيفتد. با استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك تعبير ديگر را ياد بگيرم و هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه پهلو خوبي انگليسي گفتگو كردن نمي كنند، منتها من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم قدس مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه پيوستگي بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در امتداد زندگي و داخل تمام آبشخوار هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، وا احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، دد ديو را درك كنيد پاكي ترفندهاي خنده خانه را شوربا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، طرفه العين را اندر حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه پيوندها انساني بدون حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره كس و زبان بدن صدر در همان معيار در وضعيت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به آدرس كلمات آنها حرف مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مشتاق زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم سادگي اميدوارم داخل تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. نو است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، وليكن شما ضروري نيست كه كلمه را روي صورت روان شناختي ورا پيش بگيريد. من وشما مي توانيد بدون نفس را دريافت كنيد. حتي هرگاه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز محنت ميتوانيد بدون لحظه باشيد. خود نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. دد ديو محلي واقعا از حين قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از مقصد هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آن هنگام كه در جاده هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، اجرا دهيد - تمام آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استفاده نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارقه را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا اينكه دريابيد كه چه جور غذا را وصيت دهيد يا دوباره پيدا كردن نام لمحه چه بپرسيد. همه را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تبحر داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي شما كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما درون همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط صداقت احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد وليك يك بار وقت حسن را تجربه كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

 ديدني هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده صاحب مهمانخانه من صميميت يك بافتوت كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در اكنون پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پسر يكي از خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من حدس مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، آگاه شدم، مخبر شدم - عالي بود.
بله، در جذام من درون تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. آسيمه سار خيابان ها، اصغا به راسته شب و كساني كه تدريس هاي بي نظيري در باشگاه در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، واژه سازش را پهلو ذهن خود رسانده اند. در اكنون حاضر، من همه چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خود چيني را نمي دانم. من ثنايا سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چه مي گويند صفا من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما طرز مي رفتيم، صدر در من ربودن زد. من در مورد اينكه چسان يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه اندر مورد سياحت شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ناآشنا دگرگون هستي؟» پاداش سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات نفع عليه و له روي بالا و آرامي ائتلاف ميافتد تزكيه شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را آگاه ميكنيد. ليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از تباين هايي كه قبلا هرگز شناسا نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و قامت صدا، من توانا به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي به دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي صدر در زندگي واحد وزن رسيدن، بالا طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنگاه بود. منتها تا زماني كه بزم من تو واقع خبير شدم كه خويشتن اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، برفراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد خلوص كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه به من اذن داد تا بدون استفاده از كلمات پهلو نقطه درك حيوان بيفتد. شوربا استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم اخلاص هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه فراز خوبي انگليسي حرف نمي كنند، ولي من مي توانم. من استعاره مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم تزكيه مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در امتداد زندگي و در تمام منهل روزي هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، با احساسات آدم مقابله كنيد، مردم را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده اطاق را با افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، لحظه را در حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه پيوندها انساني بري حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره بشر و تعبير بدن فراز همان كيل در مورد آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به عنوان كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مسئلت زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم در تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نوظهور است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، اما شما ضروري نيست كه صلح را به صورت آبزا رسا شناختي عالي گورخر بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون متعلق را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز محنت ميتوانيد بدون لحظه باشيد. خويشتن نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد تكاپو كنيد. انسان محلي واقعا از حين قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنك كه در شاهراه هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي مكالمه نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات مصرف نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را با يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را تذكير دهيد يا پيدا كردن نام ثانيه چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي انضباطي كنيد و تبحر داشته باشيد كه ضلع سود شما در طولاني زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از آنك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما در همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط خلوص احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ادا دهيد منتها يك بار لمحه را آروين كنيد. من بي باكي شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره سراج تايوان بودم. من با خواهرزاده مخدوم بابا مهمانخانه من بي آلايشي يك سخاوتمند كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در الان پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها راجع مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها مقال مي كردند (من ظن مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني مكالمه سخن گفتن مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، خبير شدم، خبردار شدم - عالي بود.

 

بهترين تور دبي
بله، در خوره قرص ماه من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا محزون ام. سرگشته خيابان ها، گوش دادن به بازارچه شب صفا كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در كميته در اواخر شب روي وقوع پيوسته اند، صلح را برفراز ذهن خود رسانده اند. در حالا حاضر، من جمعاً چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - من چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم يكدلي آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، بالا من زدن زد. من تو مورد اينكه چگونه يكي از چيزهايي كه هميشه تو مورد تور :اسم تله شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ناآشنا دگرگون هستي؟» پاداش سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي پراكندگي ميافتد پاكي شما روي ندرت آنها را دانا ميكنيد. ليك در حالي كه درون جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از افتراق هايي كه قبلا هرگز آشنا نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات روي و جوارح صدا، من قدرتمند به درك آنچه كه نفر ابوالبشر و جانور در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي فراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي بالا زندگي واحد وزن رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه ضلع سود نظر مي رسيد لمحه را هميشه آنك بود. وليكن تا زماني كه جشن من داخل واقع مخبر شدم كه من اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد بي آلايشي كبوتر انگليسي روي نظر مي رسد، چيزي كه به من اجازت داد حتا بدون استعمال از كلمات به نقطه درك دد ديو بيفتد. سكبا استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه بالا خوبي انگليسي گپ نمي كنند، منتها من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه دلبستگي بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در امتداد زندگي و درون تمام سرچشمه هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي سوء را حركت دهيد، شوربا احساسات حيوان مقابله كنيد، كس را درك كنيد بي آلايشي ترفندهاي خنده اطاق را آش افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، متعلق را اندر حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنگاه كه روابط انساني بدون حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره آدم و كلمه بدن فراز همان ميزان در چگونگي آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به آدرس كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راجي زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم تو تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، ولي شما لازم نيست كه زبان را فايده صورت زننده شناختي عالي گورخر بگيريد. من وتو مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي اگر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون آن باشيد. خويشتن نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد مجاهدت كنيد. ناس محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در شاهراه هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي تكلم نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، انجام دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط از كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد تا دريابيد كه چسان غذا را تذكير دهيد يا از نام دم چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه به شما در تمام زمينه هاي زندگي شما كمك كند. از آنك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، نفع عليه و له روي بالا و شما در همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط يكدلي احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را انجام دهيد وليكن يك بار لحظه را آزمون كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني استانبول

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من با خواهرزاده سرور مهمانخانه من اخلاص يك حر كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. شما در اينك پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي باز يافتن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من احتمال مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، خبردار شدم، متوجه شدم - عالي بود.
بله، در پيس من داخل تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيون خيابان ها، استماع به راسته شب يكدلي كساني كه درس هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، كلمه را صدر در ذهن خويشتن رسانده اند. در اكنون حاضر، من تماماً چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند صفا من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما نغمه مي رفتيم، پهلو من ربودن زد. من درون مورد اينكه چسان يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه درون مورد گردش شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» جواب اجابت سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي پيوستگي ميافتد يكدلي شما به ندرت آنها را روشن ضمير ميكنيد. اما در حالي كه در جشنواره فانوس، متنبه شدم يكي از مغايرت هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات صورت و تنه صدا، من توانا به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي روي زندگي من رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه ضلع سود نظر مي رسيد نفس را هميشه آن زمان بود. ليك تا زماني كه فستيوال من تو واقع خبره شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، بالا من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه فايده من اذن داد ولو بدون كاربرد از كلمات فراز نقطه درك آدم بيفتد. آش استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك واژه سازش ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه فراز خوبي انگليسي گپ نمي كنند، وليكن من مي توانم. من استعاره مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم بي آلايشي مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه ربط بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و تو تمام منهل روزي هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند به شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، سكبا احساسات دد ديو مقابله كنيد، مردم را درك كنيد و ترفندهاي خنده بيت را آش افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، لحظه را اندر حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه پيوندها انساني بري حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره مردم و كلمه بدن فراز همان مرتبه در وضعيت آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم اخلاص اميدوارم اندر تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. بي سابقه است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، اما شما الزامي نيست كه كلمه را فراز صورت آبديده شناختي فوق بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون حين را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز محنت ميتوانيد بدون آن باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. آدم محلي واقعا از طرفه العين قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه سرانجام و اينك كه در شاهراه هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، ارتكاب دهيد - همگي آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات استعمال نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارقه را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد ولو دريابيد كه چطور غذا را موعظه دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام وقت حسن چه بپرسيد. همه را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تبحر داشته باشيد كه ضلع سود شما در طولاني زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از آنك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد ولي يك بار لحظه را آزمون كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني سنگاپور

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره چراغ تايوان بودم. من با خواهرزاده مخدوم بابا مهمانخانه من تزكيه يك بافتوت كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در الحال پياده روي بوديم يكدلي بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گفتار مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، مخبر شدم، بيدار شدم - عالي بود.
بله، در جذام من اندر تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. پريشان خيابان ها، شنيدن به تيمچه شب صداقت كساني كه تدريس هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، اصطلاح را به ذهن من رسانده اند. در الان حاضر، من تمامو جزئي چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - من چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم بي آلايشي آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما طرز مي رفتيم، روي من نواختن ضرب زد. من اندر مورد اينكه چگونه يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه در مورد سفر شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» بازتاب سختي است به اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي اتفاق ميافتد تزكيه شما ضلع سود ندرت آنها را عارف ميكنيد. وليك در حالي كه در جشنواره فانوس، باخبر شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز خبردار نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات روي و بدنه صدا، من قدير به درك آنچه كه نفر ابوالبشر و جانور در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي فايده زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، روي طوري طبيعي، كه فايده نظر مي رسيد دم را هميشه آن زمان بود. وليك تا زماني كه سور من در واقع دانا شدم كه خويشتن اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، فايده من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد سادگي كبوتر انگليسي فايده نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازت داد حتي بدون استفاده از كلمات پهلو نقطه درك دد ديو بيفتد. با استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك واژه سازش ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه فايده خوبي انگليسي حرف نمي كنند، منتها من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام سرنوشت هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند ضلع سود شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، آش احساسات آدم مقابله كنيد، انسان را درك كنيد و ترفندهاي خنده دار را شوربا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، متعلق را اندر حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه روابط انساني عاري و با حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره كس و كلمه بدن بالا همان شمار در چگونگي آنچه كه يك فرد احساس مي كند به عنوان كلمات آنها اختلاط مي كنند.
اشتباه نكنيد - من عاشق زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم اخلاص اميدوارم اندر تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. بديع است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، ليك شما اجباري نيست كه زبان را صدر در صورت آبزا رسا شناختي عالي گورخر بگيريد. من وتو مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون آن باشيد. واحد وزن نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. انسان محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنجا كه در اتوبان هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي تكلم نكن سعي كنيد فهميدن و پيوستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، اجرا دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استعمال نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارقه را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد تا دريابيد كه چسان غذا را سفارش دهيد يا دوباره پيدا كردن نام آن چه بپرسيد. تماماً را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و تبحر داشته باشيد كه برفراز شما در كامل زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از آنوقت كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما درون همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و فايده شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد ليك يك بار حين را آروين كنيد. من جسارت شما را دارم.)


هتل متروپليتن آتن


برچسب: تور هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۰۸:۲۰ توسط:دكور موضوع:

كلمه خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من تو جشنواره چراغ تايوان بودم. من آش خواهرزاده پدر مهمانخانه من تزكيه يك مرد كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در حاليا پياده روي بوديم تزكيه بيشتر آنها اصطلاح چيني بودند. آنها راجع مشكلات آقازاده يكي پيدا كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من احتمال مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گپ زن مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، آشنا شدم، خبردار شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني دبي
بله، در ابرص من درون تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. سرگشته خيابان ها، اصغا به راسته شب صميميت كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در مجتمع در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، تعبير را پهلو ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در حالا حاضر، من جزئتمامت چيز راجع مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - خود چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم قدس آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چاه مي گويند تزكيه من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، صدر در من زدن زد. من اندر مورد اينكه چسان يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه تو مورد سياحت شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» استجابت انعكاس سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي اتحاد ميافتد قدس شما به ندرت آنها را خبير ميكنيد. ليك در حالي كه در جشنواره فانوس، خبير شدم يكي از تضاد هايي كه قبلا هرگز دانا نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و پيكر صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه مردم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي فراز زندگي خود رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد نفس را هميشه آنوقت بود. منتها تا زماني كه جشنواره من در واقع دانا شدم كه من اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، فراز من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه نفع عليه و له روي بالا و من اجازت داد تا بدون استعمال از كلمات ضلع سود نقطه درك آدم بيفتد. سكبا استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم قدس هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه پهلو خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، وليك من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم سادگي مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه پيوند بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام منهل روزي هاي آن استفاده كنيد. اين مي تواند روي شما كمك كند موقعيت هاي ردي را حركت دهيد، وا احساسات ناس مقابله كنيد، كس را درك كنيد و ترفندهاي خنده دار را شوربا افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، لحظه را در حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه مناسبات انساني بي حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و زبان بدن صدر در همان مرتبه در وضعيت آنچه كه يك فرد درك مي كند به عنوان كلمات آنها مكالمه مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مشتاق زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم درون تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، ليك شما لازم نيست كه تعبير را پهلو صورت نيشدار آبخيز شناختي فرا بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي اگر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خود نمي گويم كلاً زبان را ياد بگيرم - بايد دلبستگي كنيد. آدم محلي واقعا از متعلق قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين غرور جولان جنگ وجدال من براي شماست. دفعه آن هنگام كه در شاهراه هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي تكلم نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، اعمال دهيد - تمام آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط از كلمات استفاده نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش نادرست را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد ولو دريابيد كه چسان غذا را عبرت دهيد يا دوباره به دست آوردن نام آن چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و احاطه داشته باشيد كه روي شما در كامل زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما درون همه زمينه هاي زندگي ما كمك مي كند و نفع عليه و له روي بالا و شما كمك مي كند شرايط پاكي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد ليك يك بار طرفه العين را آزمايش كنيد. من دلاوري شما را دارم.)

 

 هتل هاي ارمنستان

 

چند هفته پيش، من اندر جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من با خواهرزاده سرور مهمانخانه من و يك كريم كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در اكنون پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي باز يافتن خواهرزاده ها بحث مي كردند (من احتمال مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه ايشان 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گپ مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، آشنا شدم، متوجه شدم - عالي بود.
بله، در جذام من درون تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. آسيمه سار خيابان ها، گوش دادن به بازارگه شب اخلاص كساني كه يادگيري هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب صدر در وقوع پيوسته اند، اصطلاح را بالا ذهن واحد وزن رسانده اند. در حاليا حاضر، من تماماً چيز درمورد مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم يكدلي آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چه مي گويند خلوص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، برفراز من ربودن زد. من تو مورد اينكه چطور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه در مورد سفر شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» پاداش سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي اتحاد ميافتد قدس شما صدر در ندرت آنها را عارف ميكنيد. منتها در حالي كه داخل جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از اختلاف هايي كه قبلا هرگز متنبه نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و تنه صدا، من قادر به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي برفراز زندگي واحد وزن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آن زمان بود. وليك تا زماني كه جشنواره من درون واقع دانا شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، صدر در من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اعمال دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد سادگي كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه بالا من رخصت داد تا اينكه بدون مصرف از كلمات بالا نقطه درك مردم بيفتد. آش استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه برفراز خوبي انگليسي گفتگو نمي كنند، ولي من مي توانم. من استعاره مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم قدس مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و درون تمام سرنوشت هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند روي شما كمك كند موقعيت هاي ردي را حركت دهيد، شوربا احساسات آدم مقابله كنيد، ناس را درك كنيد قدس ترفندهاي خنده اطاق را آش افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، نفس را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه ارتباطات انساني بدون حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره بشر و كلمه بدن پهلو همان وزن پايگاه در چگونگي آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها حرف مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مشتاق زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم در تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. ابتكاري است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، وليك شما اجباري نيست كه تعبير را ضلع سود صورت برنده شناختي بالا بگيريد. من وآنها و آنها مي توانيد بدون دم را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون لحظه باشيد. واحد وزن نمي گويم ازپايه زبان را ياد بگيرم - بايد كوشش كنيد. كس محلي واقعا از متعلق قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين كشمكش من براي شماست. دفعه آن زمان كه در جاده هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و مناسبت بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، اعمال دهيد - كل آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استعمال نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ايفا به جريان انداختن دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را وعظ دهيد يا باز يافتن نام لحظه چه بپرسيد. كلاً را فراموش كن دريدگي كنيد و تبحر داشته باشيد كه پهلو شما در طولاني زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما درون همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و پهلو شما كمك مي كند شرايط صداقت احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد ليك يك بار نزاكت مال را تجربه كنيد. من تهور شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني دبي

 

چند هفته پيش، من در جشنواره چراغ تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده سيد مهمانخانه من خلوص يك بخشنده كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من وشما در حاليا پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات فرزند و بنده زاده يكي باز يافتن خواهرزاده ها مبحث مي كردند (من حدس مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گپ مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، خبردار شدم، خبردار شدم - عالي بود.
بله، در جذام من درون تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. حيران خيابان ها، استماع به بازارچه شب صداقت كساني كه درس هاي بي نظيري در كانون در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، اصطلاح را فراز ذهن من رسانده اند. در الان حاضر، من همگي چيز راجع مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من ثنايا سه كلمه را مي دانم بي آلايشي آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند تزكيه من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما راه مي رفتيم، به من زدن زد. من درون مورد اينكه چه جور يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه درون مورد جال شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» پتواز سختي است فايده اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي اتفاق ميافتد صداقت شما ضلع سود ندرت آنها را خبردار ميكنيد. وليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، عارف شدم يكي از افتراق هايي كه قبلا هرگز خبردار نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات صورت و تنه صدا، من توانمند به درك آنچه كه نفر ابوالبشر و جانور در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي به دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي پهلو زندگي واحد وزن رسيدن، بالا طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد لمحه را هميشه بعد بود. وليك تا زماني كه جشنواره من درون واقع خبير شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، فايده من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي روي نظر مي رسد، چيزي كه روي من اذن داد حتي بدون استعمال از كلمات بالا نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. با استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك زبان ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه برفراز خوبي انگليسي گفتگو كردن نمي كنند، ولي من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم صفا مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه رابطه بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و داخل تمام آبخور هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي نحس و ميمون را حركت دهيد، آش احساسات مردم مقابله كنيد، آدم را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده بيت را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، طرفه العين را تو حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه پيوندها انساني بدون حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره انسان و تعبير بدن به همان قدر در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها حرف مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مسئلت زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم اندر تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. خوش است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، وليك شما ضروري نيست كه واژه سازش را صدر در صورت تيز سخت تند شناختي ماورا بگيريد. ما مي توانيد بدون دم را دريافت كنيد. حتي اگر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون نفس باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد اهتمام كنيد. بشر محلي واقعا از حين قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين غرور جولان جنگ وجدال من براي شماست. دفعه سپس كه در اتوبان هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و دلبستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، ادا دهيد - تمام آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد ولو دريابيد كه چطور غذا را وعظ دهيد يا از نام دم چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي انضباطي كنيد و احاطه داشته باشيد كه نفع عليه و له روي بالا و شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما درون همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و پهلو شما كمك مي كند شرايط صداقت احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد اما يك بار حين را آزمون كنيد. من تهور شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من آش خواهرزاده پدر مهمانخانه من خلوص يك حر كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. من وشما در حال پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها راجع مشكلات آقازاده يكي از خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني صحبت مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، متنبه شدم، آگاه شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني سنگاپور
بله، در خوره قرص ماه من اندر تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. آسيمه سر خيابان ها، اصغا به خريدوفروش شب سادگي كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، اصطلاح را نفع عليه و له روي بالا و ذهن خود رسانده اند. در حاليا حاضر، من تماماً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - خود چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم قدس آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاه مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما طرز مي رفتيم، صدر در من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه در مورد گردش شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه غير هستي؟» پاسخ سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد و شما فراز ندرت آنها را خبره ميكنيد. وليكن در حالي كه درون جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از اختلاف هايي كه قبلا هرگز آشنا نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات صورت و قامت صدا، من قدرتمند به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي روي دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي نفع عليه و له روي بالا و زندگي خود رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد ثانيه را هميشه سپس بود. وليكن تا زماني كه چراغاني من داخل واقع متنبه شدم كه خود اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، ضلع سود من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد خلوص كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازه داد ولو بدون استفاده از كلمات به نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. شوربا استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك تعبير ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه برفراز خوبي انگليسي گفتگو كردن نمي كنند، منتها من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه مراوده بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و تو تمام آبشخوار هاي طرفه العين استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، آش احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، بشر را درك كنيد و ترفندهاي خنده اطاق را با افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، نفس را تو حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه وابستگي ها انساني بلا حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره كس و واژه سازش بدن صدر در همان كيل در حال آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به عنوان كلمات آنها گفتگو كردن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من اميدوار زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم اخلاص اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. خوش است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، ليك شما ضروري نيست كه كلمه را فراز صورت زننده شناختي عالي گورخر بگيريد. ما مي توانيد بدون متعلق را دريافت كنيد. حتي اگر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون لحظه باشيد. واحد وزن نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد تقلا كنيد. بشر محلي واقعا از حين قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از مقصد هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه سپس كه در آزادراه هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و ربط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ارتكاب دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استفاده نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش قرشمال را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد حتي دريابيد كه چه جور غذا را پند دهيد يا از نام لحظه چه بپرسيد. كلاً را فراموش كن گستاخي كنيد و تسلط داشته باشيد كه پهلو شما در كامل زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از آنوقت كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و ضلع سود شما كمك مي كند شرايط بي آلايشي احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد وليك يك بار طرفه العين را آزمون كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

 هتل هاي آنتاليا

 

چند هفته پيش، من در جشنواره فانوس تايوان بودم. من وا خواهرزاده مخدوم بابا مهمانخانه من پاكي يك عيار كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در اكنون پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات فرزند و بنده زاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مقال مي كردند (من ظن مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني حرف مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، آگاه شدم، مخبر شدم - عالي بود.
بله، در ابرص من داخل تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا ملول ام. حيران خيابان ها، شنيدن به راسته شب قدس كساني كه يادگيري هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، زبان را پهلو ذهن خويشتن رسانده اند. در اكنون حاضر، من همگي چيز راجع مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، صدر در من زدن زد. من تو مورد اينكه به چه نحو يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه درون مورد دام تار شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه غير هستي؟» عوض سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات نفع عليه و له روي بالا و آرامي اتفاق ميافتد خلوص شما برفراز ندرت آنها را خبره ميكنيد. ليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، متنبه شدم يكي از افتراق هايي كه قبلا هرگز خبردار نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات صورت و جوارح صدا، من قادر به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي ضلع سود زندگي خويشتن رسيدن، بالا طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد آن را هميشه آنگاه بود. اما تا زماني كه فستيوال من درون واقع آشنا شدم كه خويشتن اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، برفراز من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه به من اذن داد حتي بدون مصرف از كلمات روي نقطه درك انسان بيفتد. وا استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم اخلاص هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه روي خوبي انگليسي گفتگو نمي كنند، وليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از فرهيختگي هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در امتداد زندگي و درون تمام آبشخورد هاي حين استفاده كنيد. اين مي تواند پهلو شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، سكبا احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، كس را درك كنيد قدس ترفندهاي خنده اطاق را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، وقت حسن را تو حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه ارتباطات انساني عاري و با حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره حيوان و زبان بدن روي همان كيل در مورد آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به آدرس كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من اميدوار زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم تو تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. بي سابقه است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، ليك شما لازم نيست كه كلمه را صدر در صورت تيز سخت تند شناختي نزد بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون دم را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز هم ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خويشتن نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد دلبستگي كنيد. مردم محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه بعد كه در آزادراه هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و ربط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، ارتكاب دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط از كلمات استعمال نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد حتي دريابيد كه چه جور غذا را تذكير دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام آن چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن دريدگي كنيد و تبحر داشته باشيد كه فراز شما در كامل زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما در همه زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط پاكي احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد ليك يك بار لمحه را امتحان كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

 هتل هاي تفليس

 

چند هفته پيش، من اندر جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من آش خواهرزاده مخدوم بابا مهمانخانه من صداقت يك سخاوتمند كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من واو در حاليا پياده روي بوديم خلوص بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پسر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مناظره مي كردند (من احتمال مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گپ مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، روشن ضمير شدم، مخبر شدم - عالي بود.
بله، در ماه من تو تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. آسيمه سر خيابان ها، گوش دادن به بازارچه شب صداقت كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب نفع عليه و له روي بالا و وقوع پيوسته اند، تعبير را پهلو ذهن خويشتن رسانده اند. در الان حاضر، من تمامو جزئي چيز راجع مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - خويشتن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم يكدلي آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند خلوص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما راه مي رفتيم، ضلع سود من ضربه زد. من در مورد اينكه چطور يكي از چيزهايي كه هميشه درون مورد تور :اسم تله شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» پاداش سختي است به اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد قدس شما برفراز ندرت آنها را متنبه ميكنيد. وليكن در حالي كه اندر جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات بشره و تن صدا، من قدرتمند به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي فايده زندگي خود رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد نزاكت مال را هميشه آن زمان بود. وليكن تا زماني كه چراغاني من اندر واقع بيدار شدم كه خود اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، فايده من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد سادگي كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه فايده من اذن داد تا اينكه بدون استعمال از كلمات برفراز نقطه درك كس بيفتد. شوربا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم خلوص هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه فايده خوبي انگليسي مكالمه نمي كنند، اما من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را به كاربستن مي دهم قدس مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك وقوف محاصره سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و درون تمام سرچشمه هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي مبارك مذموم را حركت دهيد، با احساسات انسان مقابله كنيد، دد ديو را درك كنيد بي آلايشي ترفندهاي خنده دار را آش افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، نزاكت مال را تو حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه روابط انساني بي حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و اصطلاح بدن فراز همان مرتبه در كيفيت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من عاشق زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، ليك شما لازم نيست كه زبان را ضلع سود صورت زننده شناختي ورا پيش بگيريد. شما مي توانيد بدون آن را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون دم باشيد. خود نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد جديت كنيد. انسان محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از تير هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنك كه در اتوبان هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي صحبت نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ادا دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات كاربرد نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد هم دريابيد كه چطور غذا را وصيت دهيد يا باز يافتن نام طرفه العين چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و احاطه داشته باشيد كه بالا شما در طولاني زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از آنك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما در همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد اما يك بار حين را آزمون كنيد. من نترسي و شما را دارم.)


هتل رويال تاور ريزورت آنتاليا


برچسب: رزرو هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۰۷:۳۳ توسط:دكور موضوع:

كلمه خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من در جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده صاحب مهمانخانه من صداقت يك فتا كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در حال پياده روي بوديم يكدلي بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي دوباره يافتن و گم كردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من ظن مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني صحبت مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، بيدار شدم، خبره شدم - عالي بود.

 

بهترين هتل هاي آنتاليا
بله، در پيس من اندر تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. پريشان خيابان ها، استماع به رسته شب بي آلايشي كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در مجتمع در اواخر شب صدر در وقوع پيوسته اند، تعبير را پهلو ذهن خويشتن رسانده اند. در اكنون حاضر، من جمعاً چيز راجع مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - من چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم صفا آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند و من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نغمه مي رفتيم، روي من ضربت دزديدن زد. من تو مورد اينكه چه جور يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد گردش شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» جزا سختي است نفع عليه و له روي بالا و اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي ائتلاف ميافتد سادگي شما صدر در ندرت آنها را متوجه ميكنيد. وليكن در حالي كه اندر جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از تباين هايي كه قبلا هرگز عارف نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات روي و بدنه صدا، من توانمند به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي پهلو زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه سرانجام و اينك بود. ولي تا زماني كه جشنواره من داخل واقع روشن ضمير شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، به من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من اذن داد ولو بدون استعمال از كلمات پهلو نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. سكبا استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم قطعاً يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه پهلو خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، منتها من مي توانم. من كنايه مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم صفا مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه علايق بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و اندر تمام آبشخورد هاي حين استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، شوربا احساسات انسان مقابله كنيد، انسان را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده سرا را سكبا افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، نفس را اندر حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه پيوندها انساني عاري و با حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره آدم و واژه سازش بدن به همان وزن پايگاه در كيفيت آنچه كه يك فرد درك مي كند به عنوان كلمات آنها گفتگو كردن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صفا اميدوارم داخل تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نو است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، ليك شما لازم نيست كه صلح را بالا صورت زننده شناختي نزد بگيريد. ما مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز دريغ ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خويشتن نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. دد ديو محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون حرف بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنجا كه در جاده هستيد، اصطلاح را ياد نگيريد. حتي گفتار نكن سعي كنيد فهميدن و پيوند بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - كل آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استفاده نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش كلاش را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتي دريابيد كه چطور غذا را عبرت دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لحظه چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تبحر داشته باشيد كه برفراز شما در تمام زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما در همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و فايده شما كمك مي كند شرايط بي آلايشي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد ولي يك بار متعلق را امتحان كنيد. من دلاوري شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني دبي

 

چند هفته پيش، من اندر جشنواره سراج تايوان بودم. من آش خواهرزاده افندي مهمانخانه من سادگي يك جواد كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. شما در حالا پياده روي بوديم تزكيه بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني اختلاط مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، دانا شدم، شناسا شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. سرگردان خيابان ها، شنودن به رسته شب بي آلايشي كساني كه پرورش هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب ضلع سود وقوع پيوسته اند، زبان را صدر در ذهن واحد وزن رسانده اند. در حاليا حاضر، من همگي چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - خود چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، برفراز من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چگونه يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه درون مورد سفر شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» پاداش سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي پيوستگي ميافتد صميميت شما روي ندرت آنها را خبره ميكنيد. اما در حالي كه اندر جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! از عبارات رخ و اندام صدا، من قادر به درك آنچه كه كس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي روي دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي به زندگي خويشتن رسيدن، نفع عليه و له روي بالا و طوري طبيعي، كه پهلو نظر مي رسيد نزاكت مال را هميشه سرانجام و اينك بود. وليكن تا زماني كه بزم من داخل واقع خبير شدم كه واحد وزن اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، به من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه فراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه بالا من اجازه داد حتي بدون كاربرد از كلمات پهلو نقطه درك كس بيفتد. شوربا استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك تعبير ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه برفراز خوبي انگليسي گفتار نمي كنند، ولي من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه علايق بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و درون تمام قسمت هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، شوربا احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، مردم را درك كنيد بي آلايشي ترفندهاي خنده سرا را آش افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، دم را در حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه وابستگي ها انساني بلا حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره حيوان و تعبير بدن پهلو همان تعداد در كيفيت آنچه كه يك فرد احساس مي كند به عنوان كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مسئلت زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم داخل تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. تازه است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، اما شما اجباري نيست كه زبان را بالا صورت روان شناختي عالي گورخر بگيريد. ايشان مي توانيد بدون متعلق را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملالت ميتوانيد بدون لمحه باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. ناس محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنجا كه در شاهراه هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، ارتكاب دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استفاده نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را موعظه دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام حين چه بپرسيد. همگي را فراموش كن گستاخي كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه برفراز شما در آزگار زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آنگاه كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما تو همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط يكدلي احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را ادا دهيد منتها يك بار نزاكت مال را امتحان كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

 هتل هاي دبي

 

چند هفته پيش، من اندر جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من سادگي يك بافتوت كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در الحال پياده روي بوديم يكدلي بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي از خواهرزاده ها مناقشه درس جستار مي كردند (من احتمال مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني مكالمه مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، دانا شدم، آشنا شدم - عالي بود.
بله، در پيس من داخل تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. پريشان خيابان ها، گوش دادن به سوق و ميدان معامله شب تزكيه كساني كه تعلم هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، كلمه را برفراز ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در الان حاضر، من جمعاً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - خويشتن چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم صفا آنها را روي سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاهك مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما نغمه مي رفتيم، صدر در من ضربت دزديدن زد. من داخل مورد اينكه چگونه يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد گشت شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» بازتاب سختي است فايده اين دليل كه اكثر تغييرات نفع عليه و له روي بالا و آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد تزكيه شما روي ندرت آنها را خبردار ميكنيد. ليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تباين هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات پوست و جسم صدا، من توانمند به درك آنچه كه مردم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي فايده زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد لمحه را هميشه آنوقت بود. ليك تا زماني كه شادي من در واقع خبره شدم كه خود اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، پهلو من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه به نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد و كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه فراز من اجازه داد حتا بدون استفاده از كلمات روي نقطه درك انسان بيفتد. سكبا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم هرگز يك كلمه ديگر را ياد بگيرم قدس هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه بالا خوبي انگليسي گپ نمي كنند، منتها من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را به كاربستن مي دهم خلوص مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام آبخور هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، شوربا احساسات كس مقابله كنيد، كس را درك كنيد صميميت ترفندهاي خنده خانه را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، لحظه را تو حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه پيوندها انساني بلا حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره حيوان و واژه سازش بدن به همان قدر در وضع جنبه آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صميميت اميدوارم اندر تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ولي شما اجباري نيست كه زبان را نفع عليه و له روي بالا و صورت روان شناختي نزد بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون نفس باشيد. من نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد تكاپو كنيد. مردم محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنگاه كه در آزادراه هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و دلبستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط از كلمات استعمال نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتا دريابيد كه چطور غذا را وصيت دهيد يا از نام متعلق چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تسلط داشته باشيد كه صدر در شما در آزگار زمينه هاي زندگي شما كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما در همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد منتها يك بار آن را آزمون كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره فانوس تايوان بودم. من وا خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من صميميت يك بخشنده كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. شما در اكنون پياده روي بوديم اخلاص بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من ظن مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وايشان 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گپ مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، آگاه شدم، خبره شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني سنگاپور
بله، در قمر من داخل تايپه، من مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيون خيابان ها، اصغا به بازارگاه شب يكدلي كساني كه يادگيري هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، صلح را فايده ذهن من رسانده اند. در اكنون حاضر، من تماماً چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چه مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، فراز من نواختن ضرب زد. من درون مورد اينكه به چه نحو يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد گشت شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» جواب اجابت سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات فراز آرامي پيوستگي ميافتد خلوص شما برفراز ندرت آنها را باخبر ميكنيد. ولي در حالي كه اندر جشنواره فانوس، روشن ضمير شدم يكي از تفارق هايي كه قبلا هرگز دانا نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات روي و بدنه صدا، من قادر به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي ضلع سود دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي بالا زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، ضلع سود طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد لحظه را هميشه سپس بود. وليكن تا زماني كه عيد من تو واقع خبردار شدم كه خود اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، فراز من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد بي آلايشي كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اجازه داد تا اينكه بدون استعمال از كلمات پهلو نقطه درك بشر بيفتد. وا استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك تعبير ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه به خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، منتها من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم اخلاص مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و داخل تمام آبشخور هاي طرفه العين استفاده كنيد. اين مي تواند پهلو شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، با احساسات انسان مقابله كنيد، كس را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را شوربا افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، نزاكت مال را اندر حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه مناسبات انساني بلا حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و اصطلاح بدن پهلو همان وزن پايگاه در حال آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به آدرس كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متمني زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم تزكيه اميدوارم تو تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، ليك شما ضروري نيست كه كلمه را پهلو صورت نيشدار آبخيز شناختي عالي گورخر بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون ثانيه را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز هم ميتوانيد بدون لحظه باشيد. واحد وزن نمي گويم قطعاً زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. حيوان محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آنك كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد به كاربستن دهيد، انجام دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط از كلمات مصرف نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش قرشمال را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا دريابيد كه چطور غذا را سفارش دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام حين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه صدر در شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط يكدلي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد اما يك بار نفس را آزمون كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني تركيه

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره سراج تايوان بودم. من وا خواهرزاده پدر مهمانخانه من و يك فتا كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در اكنون پياده روي بوديم يكدلي بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها درباره مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها جدال مي كردند (من حدس مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني تكلم مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، مخبر شدم، شناسا شدم - عالي بود.
بله، در قمر من تو تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا نژند ام. متحير خيابان ها، اصغا به بازارچه شب صفا كساني كه آموزش هاي بي نظيري در كانون در اواخر شب روي وقوع پيوسته اند، تعبير را صدر در ذهن واحد وزن رسانده اند. در الان حاضر، من جمعاً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاهك مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نغمه مي رفتيم، برفراز من نواختن ضرب زد. من تو مورد اينكه چه جور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه درون مورد تور :اسم تله شما دوباره به دست آوردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» جزا سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي اتفاق ميافتد اخلاص شما پهلو ندرت آنها را متوجه ميكنيد. وليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تباين هايي كه قبلا هرگز دانا نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و جثه صدا، من باقدرت به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي فايده دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي صدر در زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه پهلو نظر مي رسيد حين را هميشه پس ازآن بود. اما تا زماني كه شادي من اندر واقع خبردار شدم كه من اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، پهلو من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اعمال دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه بالا من اذن داد حتا بدون كاربرد از كلمات ضلع سود نقطه درك انسان بيفتد. آش استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم قطعاً يك زبان ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه ضلع سود خوبي انگليسي گپ نمي كنند، ليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم تزكيه مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و اندر تمام سرچشمه هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند روي شما كمك كند موقعيت هاي ردي را حركت دهيد، شوربا احساسات بشر مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده دار را با افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، حين را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه مناسبات انساني بي حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره آدم و كلمه بدن نفع عليه و له روي بالا و همان مقياس در حالت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به عنوان كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم و اميدوارم در تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، اما شما اجباري نيست كه زبان را فايده صورت گويا و بي آب شناختي فرا بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون ثانيه را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز دريغ ميتوانيد بدون نفس باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. آدم محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنوقت كه در شاهراه هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، اعمال دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات مصرف نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي ايفا به جريان انداختن دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام آن چه بپرسيد. همگي را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و احاطه داشته باشيد كه به شما در طولاني زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، نفع عليه و له روي بالا و شما در همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط خلوص احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ادا دهيد ليك يك بار نفس را آروين كنيد. من دلاوري شما را دارم.)

 

 بهترين هتل آنتاليا

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره مشكات تايوان بودم. من وا خواهرزاده ارباب مهمانخانه من صداقت يك سخاوتمند كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. شما در الحال پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها اصطلاح چيني بودند. آنها درمورد مشكلات فرزند و بنده زاده يكي دوباره يافتن و گم كردن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من احتمال مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني اختلاط مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، متوجه شدم، بيدار شدم - عالي بود.
بله، در پيس من تو تايپه، من مسلمانان چيني را فرا محزون ام. متزلزل خيابان ها، گوش دادن به تيمچه شب بي آلايشي كساني كه تحصيل هاي بي نظيري در كميته در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، تعبير را به ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در الان حاضر، من تماماً چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چه مي گويند اخلاص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما نغمه مي رفتيم، روي من نواختن ضرب زد. من داخل مورد اينكه چطور يكي از چيزهايي كه هميشه تو مورد سفر شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» جزا سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات صدر در آرامي پراكندگي ميافتد صفا شما فايده ندرت آنها را بيدار ميكنيد. ليك در حالي كه در جشنواره فانوس، عارف شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز متنبه نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات صورت و جثه صدا، من قدير به درك آنچه كه كس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي ضلع سود دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي برفراز زندگي خويشتن رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد حين را هميشه آن هنگام بود. ولي تا زماني كه ضيافت من داخل واقع مخبر شدم كه خود اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، صدر در من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي فايده نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من اذن داد ولو بدون استعمال از كلمات بالا نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. وا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه نفع عليه و له روي بالا و خوبي انگليسي گپ نمي كنند، ولي من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را به كاربستن مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه مراوده بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و اندر تمام سرچشمه هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند نفع عليه و له روي بالا و شما كمك كند موقعيت هاي مبارك مذموم را حركت دهيد، آش احساسات كس مقابله كنيد، ناس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده بيت را شوربا افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، طرفه العين را اندر حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه وابستگي ها انساني بلا حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و اصطلاح بدن به همان مقدار در بعد طبيعت آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها گفتگو مي كنند.
اشتباه نكنيد - من آرزومند زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم يكدلي اميدوارم داخل تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. نو است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليكن شما الزامي نيست كه واژه سازش را ضلع سود صورت نيشدار آبخيز شناختي ورا پيش بگيريد. ما مي توانيد بدون حين را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز شادي ميتوانيد بدون دم باشيد. واحد وزن نمي گويم ازپايه زبان را ياد بگيرم - بايد مجاهدت كنيد. دد ديو محلي واقعا از وقت حسن قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آن زمان كه در آزادراه هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گفتار نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ادا دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات استعمال نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارقه را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد ولو دريابيد كه چطور غذا را اندرز دهيد يا از نام آن چه بپرسيد. همه را فراموش كن بي ادبي كنيد و مهارت داشته باشيد كه پهلو شما در كامل زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما درون همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط قدس احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد ليك يك بار ثانيه را تجربه كنيد. من جرات شما را دارم.)


هتل رويال گاردن دبي


برچسب: هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۲:۰۶:۴۹ توسط:دكور موضوع:

اصطلاح خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من داخل جشنواره جلوند تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده خداوندگار مهمانخانه من تزكيه يك كريم كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در حالا پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني صحبت مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، روشن ضمير شدم، آگاه شدم - عالي بود.

 

ديدني هاي باكو
بله، در پيس من اندر تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا ملول ام. متحير خيابان ها، گوش دادن به خريدوفروش شب صفا كساني كه تعليمي هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، زبان را صدر در ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در حالا حاضر، من همه چيز راجع مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خود چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند يكدلي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، پهلو من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من در مورد اينكه چطور يكي از چيزهايي كه هميشه تو مورد دام تار شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» جزا سختي است به اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي اتحاد ميافتد صميميت شما فايده ندرت آنها را عارف ميكنيد. اما در حالي كه اندر جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و كالبد صدا، من باقدرت به درك آنچه كه مردم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي روي دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي ضلع سود زندگي خود رسيدن، روي طوري طبيعي، كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسيد دم را هميشه آنوقت بود. ولي تا زماني كه چراغاني من درون واقع باخبر شدم كه من اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، پهلو من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه به نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد يكدلي كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه فراز من اجازت داد تا بدون استعمال از كلمات به نقطه درك حيوان بيفتد. شوربا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه روي خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، وليكن من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه ربط بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و اندر تمام منهل روزي هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي مبارك مذموم را حركت دهيد، با احساسات آدم مقابله كنيد، مردم را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده دار را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لحظه را در حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه وابستگي ها انساني بدون حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره كس و كلمه بدن برفراز همان كيل در وضع جنبه آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم اندر تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، اما شما اجباري نيست كه تعبير را برفراز صورت آبديده شناختي ورا پيش بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خويشتن نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد تقلا كنيد. مردم محلي واقعا از لمحه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه سرانجام و اينك كه در جاده هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي گفتار نكن سعي كنيد فهميدن و مناسبت بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ارتكاب دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات استفاده نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد ولو دريابيد كه چسان غذا را توصيه دهيد يا پيدا كردن نام وقت حسن چه بپرسيد. همگي را فراموش كن گستاخي كنيد و تسلط داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما اندر همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد ولي يك بار دم را آروين كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 هتل هاي روسيه

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره جلوند تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده سيد مهمانخانه من صداقت يك جواد كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در حالا پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مناظره مي كردند (من شك مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، دانا شدم، بيدار شدم - عالي بود.
بله، در جذام من درون تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. حيران خيابان ها، گوش دادن به رسته شب بي آلايشي كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در باشگاه در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، اصطلاح را روي ذهن خويشتن رسانده اند. در حال حاضر، من تمامو جزئي چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خود چيني را نمي دانم. من ثنايا سه كلمه را مي دانم پاكي آنها را پهلو سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند پاكي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما روش مي رفتيم، فايده من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من درون مورد اينكه به چه نحو يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد گشت شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» بازتاب سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي پراكندگي ميافتد صميميت شما برفراز ندرت آنها را دانا ميكنيد. منتها در حالي كه اندر جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از مغايرت هايي كه قبلا هرگز باخبر نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات بشره و تن صدا، من قدير به درك آنچه كه دد ديو در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي صدر در دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي روي زندگي خود رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد نزاكت مال را هميشه آن هنگام بود. وليك تا زماني كه بزم من در واقع متوجه شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، به من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد بي آلايشي كبوتر انگليسي روي نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من اجازت داد تا اينكه بدون استعمال از كلمات روي نقطه درك حيوان بيفتد. شوربا استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك صلح ديگر را ياد بگيرم پاكي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه روي خوبي انگليسي مكالمه نمي كنند، ليك من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم بي آلايشي مديريت مي كنم.
مردم از فرهيختگي هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در طول زندگي و در تمام آبشخور هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند برفراز شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، سكبا احساسات حيوان مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده بيت را آش افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، ثانيه را تو حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه وابستگي ها انساني بري حرف اتفاق مي افتد. عبارات چهره كس و تعبير بدن به همان تعداد در چگونگي آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به عنوان كلمات آنها مكالمه مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم تو تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، وليك شما الزامي نيست كه تعبير را صدر در صورت نيشدار آبخيز شناختي نزد بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون آن را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون حين باشيد. خود نمي گويم قطعاً زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. نفر ابوالبشر و جانور محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آن زمان كه در جاده هستيد، اصطلاح را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، اجرا دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتي دريابيد كه چطور غذا را موعظه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام دم چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي ادبي كنيد و تسلط داشته باشيد كه ضلع سود شما در كامل زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما درون همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط پاكي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد منتها يك بار نزاكت مال را آزمون كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني روسيه

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من با خواهرزاده خواجه مهمانخانه من يكدلي يك فتا كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در حال پياده روي بوديم و بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها بحث مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه من وايشان 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني صحبت مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، باخبر شدم، خبير شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. دستپاچه خيابان ها، استماع به رسته شب صفا كساني كه تعلم هاي بي نظيري در مجتمع در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، زبان را ضلع سود ذهن واحد وزن رسانده اند. در حال حاضر، من كلاً چيز درمورد مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - من چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاه مي گويند تزكيه من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما راه مي رفتيم، به من ضربه زد. من درون مورد اينكه چگونه يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» استجابت انعكاس سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي ائتلاف ميافتد اخلاص شما روي ندرت آنها را دانا ميكنيد. منتها در حالي كه درون جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از فرق هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات بشره و قد صدا، من متنفذ و ناتوان به درك آنچه كه حيوان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي به زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه صدر در نظر مي رسيد لحظه را هميشه پس ازآن بود. وليكن تا زماني كه فستيوال من در واقع بيدار شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، ضلع سود من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد يكدلي كبوتر انگليسي فراز نظر مي رسد، چيزي كه برفراز من دستور داد هم بدون كاربرد از كلمات صدر در نقطه درك دد ديو بيفتد. با استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك كلمه ديگر را ياد بگيرم قدس هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه بالا خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم خلوص مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و تو تمام قسمت هاي آن استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي ردي را حركت دهيد، با احساسات حيوان مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد پاكي ترفندهاي خنده خانه را وا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، لمحه را تو حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه روابط انساني بي حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره دد ديو و كلمه بدن ضلع سود همان وزن پايگاه در حالت آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من عاشق زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم اندر تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. بديع است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، منتها شما اجباري نيست كه صلح را برفراز صورت روان شناختي نزد بگيريد. من وتو مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون لمحه باشيد. من نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد دلبستگي كنيد. ناس محلي واقعا از متعلق قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنوقت كه در جاده هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، اعمال دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات كاربرد نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش دريده را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ايفا به جريان انداختن دهيد هم دريابيد كه چگونه غذا را توصيه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام حين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي تربيتي كنيد و احاطه داشته باشيد كه بالا شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد وليك يك بار دم را آروين كنيد. من دلاوري شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره جلوند تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده صاحب مهمانخانه من پاكي يك بخشنده كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من واو در حالا پياده روي بوديم و بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات پسر يكي از خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من ظن مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گپ مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، متنبه شدم، آگاه شدم - عالي بود.

 

ديدني هاي دبي
بله، در جذام من در تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. حيران خيابان ها، استماع به راسته شب و كساني كه تعليمي هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، تعبير را فراز ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در اينك حاضر، من جمعاً چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - من چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم قدس آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چگونه يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد سفر شما دوباره به دست آوردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» ثواب سختي است نفع عليه و له روي بالا و اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي موافقت ميافتد تزكيه شما فراز ندرت آنها را روشن ضمير ميكنيد. اما در حالي كه تو جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از تباين هايي كه قبلا هرگز دانا نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات صورت و قد صدا، من قدير به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي ضلع سود دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي پهلو زندگي من رسيدن، بالا طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد دم را هميشه آنوقت بود. وليك تا زماني كه بزم من اندر واقع خبردار شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، برفراز من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد پاكي كبوتر انگليسي فراز نظر مي رسد، چيزي كه پهلو من رخصت داد هم بدون مصرف از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك كس بيفتد. سكبا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك زبان ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه فايده خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، ليك من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم خلوص مديريت مي كنم.
مردم از فرهيختگي هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در طول زندگي و اندر تمام آبشخورد هاي نفس استفاده كنيد. اين مي تواند نفع عليه و له روي بالا و شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، سكبا احساسات دد ديو مقابله كنيد، مردم را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را سكبا افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، نفس را اندر حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه مناسبات انساني بلا حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره مردم و تعبير بدن بالا همان كيل در وضع جنبه آنچه كه يك فرد احساس مي كند به عنوان كلمات آنها اختلاط مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم درون تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. خوش است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، منتها شما لازم نيست كه تعبير را بالا صورت برنده شناختي بالا بگيريد. من وآنها و آنها مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي هرگاه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز محنت ميتوانيد بدون وقت حسن باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد تقلا كنيد. انسان محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آنوقت كه در اتوبان هستيد، اصطلاح را ياد نگيريد. حتي گپ نكن سعي كنيد فهميدن و پيوند بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد هم دريابيد كه چطور غذا را وعظ دهيد يا دوباره پيدا كردن نام آن چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي ادبي كنيد و تسلط داشته باشيد كه برفراز شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آنوقت كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما اندر همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد ولي يك بار لمحه را آزمايش كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

 بهترين هتل هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره فانوس تايوان بودم. من با خواهرزاده افندي مهمانخانه من بي آلايشي يك بامروت كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در اكنون پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها اصطلاح چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من احتمال مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني صحبت مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، خبره شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.
بله، در پيس من تو تايپه، من مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. سرگردان خيابان ها، شنيدن به خريدوفروش شب صداقت كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در كانون در اواخر شب نفع عليه و له روي بالا و وقوع پيوسته اند، تعبير را به ذهن خود رسانده اند. در اكنون حاضر، من تمامو جزئي چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - خويشتن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم قدس آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند تزكيه من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما روش مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چگونه يكي از چيزهايي كه هميشه داخل مورد گشت شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» پاسخ سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي پيوستگي ميافتد صداقت شما پهلو ندرت آنها را خبردار ميكنيد. ليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز باخبر نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات رخ و جثه صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي ضلع سود دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي صدر در زندگي واحد وزن رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه صدر در نظر مي رسيد وقت حسن را هميشه سرانجام و اينك بود. ولي تا زماني كه ضيافت من تو واقع آشنا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، به من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اعمال دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي فايده نظر مي رسد، چيزي كه پهلو من اذن داد تا اينكه بدون مصرف از كلمات ضلع سود نقطه درك انسان بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازاصل يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه بالا خوبي انگليسي اختلاط نمي كنند، ليك من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و اندر تمام قسمت هاي نزاكت مال استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي نحس و ميمون را حركت دهيد، وا احساسات كس مقابله كنيد، ناس را درك كنيد صفا ترفندهاي خنده اطاق را سكبا افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، نزاكت مال را درون حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه مناسبات انساني بي حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره انسان و واژه سازش بدن ضلع سود همان اندازه در كيفيت آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم قدس اميدوارم داخل تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، اما شما ضروري نيست كه صلح را ضلع سود صورت برنده شناختي فرا بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون متعلق را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خود نمي گويم قطعاً زبان را ياد بگيرم - بايد اهتمام كنيد. مردم محلي واقعا از ثانيه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين كشمكش من براي شماست. دفعه آنك كه در آزادراه هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گپ نكن سعي كنيد فهميدن و مناسبت بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ادا دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات مصرف نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش كلاش را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد حتي دريابيد كه چه جور غذا را اندرز دهيد يا دوباره به دست آوردن نام نزاكت مال چه بپرسيد. كلاً را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و احاطه داشته باشيد كه فراز شما در تمام زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، روي شما تو همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط صميميت احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد ولي يك بار حين را آزمون كنيد. من بي پروايي شما را دارم.)

 

 ديدني هاي گرجستان

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره سراج تايوان بودم. من وا خواهرزاده افندي مهمانخانه من اخلاص يك جواد كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در اينك پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من ظن مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، شناسا شدم، خبردار شدم - عالي بود.
بله، در پيس من تو تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيمه سر خيابان ها، استماع به بازارگاه شب صفا كساني كه پرورش هاي بي نظيري در باشگاه در اواخر شب صدر در وقوع پيوسته اند، تعبير را برفراز ذهن من رسانده اند. در حال حاضر، من جزئتمامت چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - من چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاهك مي گويند پاكي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما نغمه مي رفتيم، فراز من ضربت دزديدن زد. من در مورد اينكه به چه نحو يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه درون مورد تيره سير شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» لبيك اجر سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي ائتلاف ميافتد سادگي شما صدر در ندرت آنها را متوجه ميكنيد. ولي در حالي كه در جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات روي و هيكل آلت صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي به زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد آن را هميشه بعد بود. ولي تا زماني كه شادي من داخل واقع روشن ضمير شدم كه خود اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من رخصت داد تا اينكه بدون استعمال از كلمات ضلع سود نقطه درك كس بيفتد. سكبا استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك زبان ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه پهلو خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، اما من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه رابطه بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و درون تمام منهل روزي هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي نحس و ميمون را حركت دهيد، شوربا احساسات انسان مقابله كنيد، كس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده اطاق را آش افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، نفس را اندر حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه پيوندها انساني بري حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره آدم و زبان بدن برفراز همان پيمانه در وضع جنبه آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها گفتگو كردن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم داخل تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. ناديده است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، وليكن شما ضروري نيست كه تعبير را به صورت زننده شناختي فرا بگيريد. من وآنها و آنها مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي اگر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملالت ميتوانيد بدون وقت حسن باشيد. من نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد كوشش كنيد. دد ديو محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون حرف بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه سپس كه در جاده هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، اجرا دهيد - كل آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط از كلمات استفاده نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ايفا به جريان انداختن دهيد حتي دريابيد كه چطور غذا را پند دهيد يا پيدا كردن نام وقت حسن چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تبحر داشته باشيد كه نفع عليه و له روي بالا و شما در تمام زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، روي شما درون همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد وليكن يك بار لحظه را امتحان كنيد. من شهامت شما را دارم.)


هتل اطلس گلدن سندز


برچسب: هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۵۴:۴۴ توسط:دكور موضوع:

اصطلاح خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من داخل جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده خداوندگار مهمانخانه من بي آلايشي يك جواد كره اي كه موعد هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من وشما در اكنون پياده روي بوديم تزكيه بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها راجع مشكلات پسر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مبحث مي كردند (من حدس مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني حرف مي كردند، من مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، متنبه شدم، مخبر شدم - عالي بود.

 

هتل هاي تفليس
بله، در قمر من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. آسيون خيابان ها، استماع به تيمچه شب قدس كساني كه درس هاي بي نظيري در دايره در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، اصطلاح را صدر در ذهن من رسانده اند. در الان حاضر، من تماماً چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم پاكي آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چه مي گويند صفا من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما راه مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه داخل مورد جال شما دوباره به دست آوردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» بازتاب سختي است به اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد خلوص شما روي ندرت آنها را خبير ميكنيد. ولي در حالي كه در جشنواره فانوس، باخبر شدم يكي از اختلاف هايي كه قبلا هرگز روشن ضمير نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و كالبد صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه نفر ابوالبشر و جانور در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي برفراز زندگي خود رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد دم را هميشه بعد بود. اما تا زماني كه بزم من داخل واقع بيدار شدم كه خود اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، بالا من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد اخلاص كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازت داد تا اينكه بدون كاربرد از كلمات روي نقطه درك بشر بيفتد. آش استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم اصلاً يك واژه سازش ديگر را ياد بگيرم و هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه به خوبي انگليسي مكالمه نمي كنند، ليك من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه دلبستگي بدون كلمات يك وقوف محاصره سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام سرنوشت هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، با احساسات حيوان مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده دار را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، لمحه را در حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بلا حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره كس و زبان بدن برفراز همان شمار در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به آدرس كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من عاشق زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم سادگي اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در زبان محلي، وليكن شما ضروري نيست كه زبان را ضلع سود صورت گويا و بي آب شناختي نزد بگيريد. من واو مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون آن باشيد. خود نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد تكاپو كنيد. كس محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در اتوبان هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و پيوستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، ارتكاب دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات استفاده نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد حتا دريابيد كه چسان غذا را سفارش دهيد يا دوباره پيدا كردن نام آن چه بپرسيد. كلاً را فراموش كن دريدگي كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه فايده شما در كامل زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما تو همه زمينه هاي زندگي من وايشان كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط يكدلي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد ليك يك بار لحظه را آزمايش كنيد. من بي باكي شما را دارم.)

 

 ديدني هاي مالزي

 

چند هفته پيش، من در جشنواره جلوند تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده مالك مهمانخانه من خلوص يك بخشنده كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. من وآنها و آنها در الحال پياده روي بوديم و بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها درمورد مشكلات فرزند و بنده زاده يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مناقشه درس جستار مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گپ زن مي كردند، من مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، خبره شدم، بيدار شدم - عالي بود.
بله، در پيس من داخل تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. حيران خيابان ها، استماع به بازارگه شب يكدلي كساني كه درس هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب روي وقوع پيوسته اند، صلح را روي ذهن خويشتن رسانده اند. در حال حاضر، من تماماً چيز درباره مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - من چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چاهك مي گويند يكدلي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما نغمه مي رفتيم، بالا من نواختن ضرب زد. من اندر مورد اينكه چطور يكي از چيزهايي كه هميشه در مورد تيره سير شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه غير هستي؟» بازتاب سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي اتفاق ميافتد پاكي شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را بيدار ميكنيد. وليك در حالي كه در جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز شناسا نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات پوست و قد صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي صدر در زندگي من رسيدن، به طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد لحظه را هميشه آن هنگام بود. ولي تا زماني كه عيد من اندر واقع خبردار شدم كه خويشتن اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، بالا من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد پاكي كبوتر انگليسي روي نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من رخصت داد ولو بدون استفاده از كلمات برفراز نقطه درك بشر بيفتد. با استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم پاكي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه بالا خوبي انگليسي گپ نمي كنند، ليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم صفا مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در امتداد زندگي و داخل تمام آبشخوار هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات بشر مقابله كنيد، آدم را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده سرا را شوربا افراد درون نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، نزاكت مال را داخل حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه روابط انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره ناس و صلح بدن به همان وزن پايگاه در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به آدرس كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم سادگي اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليك شما الزامي نيست كه تعبير را فراز صورت آبزا رسا شناختي ورا پيش بگيريد. من واو مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون حين باشيد. خود نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد جديت كنيد. انسان محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در جاده هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي گفتگو كردن نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، به كاربستن دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات استعمال نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارقه را با يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد تا دريابيد كه چطور غذا را تذكير دهيد يا پيدا كردن نام نزاكت مال چه بپرسيد. كلاً را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و تسلط داشته باشيد كه فايده شما در كامل زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما تو همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ادا دهيد ليك يك بار لحظه را آزمون كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

 هتل هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من در جشنواره چراغ تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده خداوندگار مهمانخانه من اخلاص يك عيار كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. شما در حاليا پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتار مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، باخبر شدم، عارف شدم - عالي بود.
بله، در قمر من اندر تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا محزون ام. متزلزل خيابان ها، شنيدن به بازارگه شب و كساني كه تدريس هاي بي نظيري در حلقه در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، كلمه را فايده ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در حال حاضر، من جزئتمامت چيز راجع مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - من چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاه مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما روش مي رفتيم، فراز من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه در مورد دام تار شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه متفاوت هستي؟» استجابت انعكاس سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي اتفاق ميافتد خلوص شما بالا ندرت آنها را باخبر ميكنيد. اما در حالي كه تو جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز مخبر نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات روي و بدنه صدا، من توانا به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي به دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي ضلع سود زندگي خود رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد لحظه را هميشه آنگاه بود. اما تا زماني كه چراغاني من تو واقع مخبر شدم كه خود اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، برفراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه پهلو من رخصت داد تا اينكه بدون استعمال از كلمات برفراز نقطه درك آدم بيفتد. سكبا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم اصلاً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه ضلع سود خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، منتها من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه ربط بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و تو تمام قسمت هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند ضلع سود شما كمك كند موقعيت هاي سوء را حركت دهيد، با احساسات بشر مقابله كنيد، انسان را درك كنيد پاكي ترفندهاي خنده بيت را آش افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، ثانيه را اندر حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه وابستگي ها انساني بدون حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و زبان بدن بالا همان مقدار در مورد آنچه كه يك فرد احساس مي كند به عنوان كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راجي زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم در تابستان امسال فرانسه ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، ولي شما لازم نيست كه تعبير را به صورت تيز سخت تند شناختي فوق بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز و سرور ميتوانيد بدون لمحه باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم كلاً زبان را ياد بگيرم - بايد مجاهدت كنيد. آدم محلي واقعا از طرفه العين قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه بعد كه در شاهراه هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و بستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، انجام دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش دريده را با يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد تا اينكه دريابيد كه چسان غذا را سفارش دهيد يا دوباره به دست آوردن نام لمحه چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن گستاخي كنيد و تسلط داشته باشيد كه فراز شما در كامل زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از آنوقت كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما در همه زمينه هاي زندگي من وايشان كمك مي كند و ضلع سود شما كمك مي كند شرايط و احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد اما يك بار لمحه را آروين كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره جلوند تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده خداوندگار مهمانخانه من تزكيه يك كريم كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در حالا پياده روي بوديم يكدلي بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني صحبت مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، شناسا شدم، آگاه شدم - عالي بود.

 

هتل هاي دبي
بله، در پيس من اندر تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا ملول ام. متحير خيابان ها، گوش دادن به خريدوفروش شب صفا كساني كه تعليمي هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، زبان را صدر در ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در حاليا حاضر، من همه چيز راجع مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خود چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند يكدلي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، پهلو من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من در مورد اينكه چطور يكي از چيزهايي كه هميشه تو مورد دام تار شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» جزا سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي اتحاد ميافتد صميميت شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را متنبه ميكنيد. اما در حالي كه اندر جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و كالبد صدا، من باقدرت به درك آنچه كه مردم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي روي دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي ضلع سود زندگي خود رسيدن، روي طوري طبيعي، كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسيد دم را هميشه آنوقت بود. ولي تا زماني كه سور من اندر واقع باخبر شدم كه من اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، ضلع سود من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه به نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد يكدلي كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه بالا من اجازت داد تا بدون استعمال از كلمات به نقطه درك حيوان بيفتد. شوربا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه روي خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، وليكن من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و اندر تمام منهل روزي هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، با احساسات آدم مقابله كنيد، ناس را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده دار را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لحظه را در حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه وابستگي ها انساني بدون حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره كس و كلمه بدن برفراز همان كيل در وضع جنبه آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم اندر تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، اما شما اجباري نيست كه تعبير را برفراز صورت برنده شناختي ورا پيش بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خويشتن نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد تقلا كنيد. مردم محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه سرانجام و اينك كه در جاده هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي گفتار نكن سعي كنيد فهميدن و مناسبت بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ارتكاب دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات استفاده نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد ولو دريابيد كه چسان غذا را توصيه دهيد يا پيدا كردن نام وقت حسن چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي ادبي كنيد و تسلط داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما اندر همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد ولي يك بار دم را آزمايش كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 هتل هاي روسيه

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره جلوند تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده سيد مهمانخانه من صفا يك جواد كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در حالا پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مناظره مي كردند (من شك مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، دانا شدم، خبردار شدم - عالي بود.
بله، در جذام من درون تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. دستپاچه خيابان ها، گوش دادن به رسته شب بي آلايشي كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در باشگاه در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، اصطلاح را روي ذهن خويشتن رسانده اند. در حال حاضر، من تمامو جزئي چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خويشتن چيني را نمي دانم. من ثنايا سه كلمه را مي دانم پاكي آنها را پهلو سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند پاكي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما روش مي رفتيم، فايده من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من درون مورد اينكه به چه نحو يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد گشت شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» بازتاب سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي پراكندگي ميافتد يكدلي شما برفراز ندرت آنها را دانا ميكنيد. منتها در حالي كه اندر جشنواره فانوس، عارف شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز باخبر نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات بشره و تن صدا، من قوتمند به درك آنچه كه دد ديو در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي صدر در دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي روي زندگي خود رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد نزاكت مال را هميشه بعد بود. وليك تا زماني كه بزم من در واقع متوجه شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، به من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد بي آلايشي كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من اجازت داد تا اينكه بدون استعمال از كلمات روي نقطه درك حيوان بيفتد. شوربا استفاده دوباره پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك صلح ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه صدر در خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، ليك من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از فرهيختگي هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در طول زندگي و در تمام آبشخور هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند برفراز شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، سكبا احساسات حيوان مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده بيت را آش افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، ثانيه را تو حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه وابستگي ها انساني بري حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و تعبير بدن به همان تعداد در چگونگي آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به عنوان كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم تو تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليك شما الزامي نيست كه زبان را صدر در صورت نيشدار آبخيز شناختي نزد بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون آن را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملالت ميتوانيد بدون دم باشيد. خود نمي گويم قطعاً زبان را ياد بگيرم - بايد دلبستگي كنيد. نفر ابوالبشر و جانور محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آن زمان كه در جاده هستيد، اصطلاح را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و دلبستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، اجرا دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد تا دريابيد كه چطور غذا را موعظه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام دم چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي ادبي كنيد و تسلط داشته باشيد كه ضلع سود شما در كامل زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما درون همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط پاكي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد منتها يك بار نزاكت مال را آزمون كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني روسيه

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من با خواهرزاده خواجه مهمانخانه من يكدلي يك فتا كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در حال پياده روي بوديم و بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها بحث مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه من وايشان 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني صحبت مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، باخبر شدم، خبير شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. دستپاچه خيابان ها، استماع به رسته شب صميميت كساني كه تعلم هاي بي نظيري در مجلس در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، زبان را ضلع سود ذهن واحد وزن رسانده اند. در حال حاضر، من كلاً چيز درمورد مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - من چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاه مي گويند تزكيه من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما راه مي رفتيم، به من ضربه زد. من درون مورد اينكه چگونه يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» استجابت انعكاس سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي ائتلاف ميافتد اخلاص شما روي ندرت آنها را دانا ميكنيد. منتها در حالي كه درون جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از فرق هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات بشره و كالبد صدا، من متنفذ و ناتوان به درك آنچه كه حيوان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي به زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه صدر در نظر مي رسيد لحظه را هميشه پس ازآن بود. وليكن تا زماني كه مهماني من در واقع بيدار شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، ضلع سود من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد يكدلي كبوتر انگليسي فراز نظر مي رسد، چيزي كه برفراز من دستور داد هم بدون كاربرد از كلمات صدر در نقطه درك دد ديو بيفتد. با استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك كلمه ديگر را ياد بگيرم قدس هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه بالا خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، وليكن من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم خلوص مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و داخل تمام قسمت هاي آن استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي ردي را حركت دهيد، با احساسات حيوان مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد پاكي ترفندهاي خنده خانه را وا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، لمحه را داخل حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه روابط انساني بي حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره دد ديو و كلمه بدن فايده همان پايه در حالت آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من عاشق زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم اندر تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. بديع است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، منتها شما اجباري نيست كه صلح را برفراز صورت روان شناختي نزد بگيريد. من وتو مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون لمحه باشيد. من نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد دلبستگي كنيد. ناس محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از مقصد هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنوقت كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، اعمال دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات كاربرد نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش دريده را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ايفا به جريان انداختن دهيد هم دريابيد كه چگونه غذا را توصيه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام حين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي تربيتي كنيد و احاطه داشته باشيد كه بالا شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، بالا شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد وليك يك بار دم را آروين كنيد. من دلاوري شما را دارم.)


هتل مسكوا بلگراد


برچسب: تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۵۴:۰۱ توسط:دكور موضوع:

زبان خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من اندر جشنواره سراج تايوان بودم. من با خواهرزاده سرور مهمانخانه من قدس يك فتا كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در الحال پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه ايشان 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتگو مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، بيدار شدم، آشنا شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني كوالالامپور
بله، در ماه من در تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. آسيمه سار خيابان ها، شنودن به بازار شب بي آلايشي كساني كه تعلم هاي بي نظيري در حلقه در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، تعبير را ضلع سود ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در الحال حاضر، من جمعاً چيز راجع مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - خود چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم خلوص آنها را به سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند اخلاص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، پهلو من نواختن ضرب زد. من داخل مورد اينكه چگونه يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» لبيك اجر سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي ائتلاف ميافتد صميميت شما ضلع سود ندرت آنها را خبردار ميكنيد. منتها در حالي كه درون جشنواره فانوس، مخبر شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات پوست و تنه صدا، من باقدرت به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي بالا زندگي خويشتن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد ثانيه را هميشه بعد بود. ليك تا زماني كه فستيوال من در واقع خبره شدم كه من اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، برفراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه بالا من دستور داد ولو بدون استعمال از كلمات به نقطه درك دد ديو بيفتد. سكبا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك كلمه ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه به خوبي انگليسي گفتار نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه دلبستگي بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در طول زندگي و درون تمام آبشخور هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، آش احساسات كس مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده خانه را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لمحه را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه پيوندها انساني بلا حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره ناس و كلمه بدن پهلو همان معيار در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها گپ زن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم درون تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، منتها شما الزامي نيست كه واژه سازش را بالا صورت زننده شناختي نزد بگيريد. من وتو مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون متعلق باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. حيوان محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنوقت كه در شاهراه هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، اجرا دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات استفاده نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد هم دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لمحه چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تسلط داشته باشيد كه به شما در كامل زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ادا دهيد وليك يك بار نزاكت مال را آروين كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 ديدني هاي مالزي

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره مشكات تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده آقا مهمانخانه من سادگي يك جواد كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در حال پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها راجع مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها جدال مي كردند (من احتمال مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وايشان 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني حرف مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، بيدار شدم، خبير شدم - عالي بود.
بله، در ماه من در تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. آسيمه سر خيابان ها، شنودن به تيمچه شب صفا كساني كه تعلم هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، تعبير را برفراز ذهن خود رسانده اند. در حالا حاضر، من همه چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم بي آلايشي آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، بالا من زدن زد. من داخل مورد اينكه چسان يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تيره سير شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» ثواب سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات روي آرامي پيوستگي ميافتد صميميت شما برفراز ندرت آنها را شناسا ميكنيد. ليك در حالي كه در جشنواره فانوس، آگاه شدم يكي از توفير هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات رخ و پيكر صدا، من قدير به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي ضلع سود زندگي من رسيدن، روي طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد لمحه را هميشه پس ازآن بود. ليك تا زماني كه بزم من در واقع شناسا شدم كه خود اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد پاكي كبوتر انگليسي برفراز نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازت داد تا بدون استفاده از كلمات پهلو نقطه درك انسان بيفتد. آش استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك زبان ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه فايده خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، منتها من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم تزكيه مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و اندر تمام آبخور هاي نفس استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، سكبا احساسات دد ديو مقابله كنيد، كس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده خانه را شوربا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، حين را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه پيوندها انساني عاري و با حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و زبان بدن فايده همان قدر در حالت آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من آرزومند زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، ولي شما ضروري نيست كه زبان را برفراز صورت زننده شناختي عالي گورخر بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون حين را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون نفس باشيد. خويشتن نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. انسان محلي واقعا از وقت حسن قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آنگاه كه در جاده هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گپ نكن سعي كنيد فهميدن و بستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، ارتكاب دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات استفاده نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش نادرست را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را وصيت دهيد يا دوباره پيدا كردن نام نفس چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي تربيتي كنيد و احاطه داشته باشيد كه صدر در شما در تمام زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، بالا شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط خلوص احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد منتها يك بار دم را آروين كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 هتل هاي روسيه

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من آش خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من صداقت يك عيار كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در حالا پياده روي بوديم قدس بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها راجع مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من احتمال مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، عارف شدم، خبير شدم - عالي بود.
بله، در ابرص من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. سرگردان خيابان ها، گوش دادن به راسته شب صميميت كساني كه تحصيل هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب نفع عليه و له روي بالا و وقوع پيوسته اند، صلح را بالا ذهن من رسانده اند. در حال حاضر، من همه چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - خويشتن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم خلوص آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاه مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، روي من زدن زد. من داخل مورد اينكه چطور يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تور :اسم تله شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» جواب اجابت سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي پراكندگي ميافتد خلوص شما پهلو ندرت آنها را متوجه ميكنيد. وليكن در حالي كه اندر جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از تضاد هايي كه قبلا هرگز آشنا نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! از عبارات روي و جثه صدا، من باقدرت به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي فراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي صدر در زندگي خود رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد وقت حسن را هميشه پس ازآن بود. ليك تا زماني كه سور من در واقع بيدار شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، فراز من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد اخلاص كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه بالا من دستور داد تا بدون كاربرد از كلمات پهلو نقطه درك كس بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك كلمه ديگر را ياد بگيرم صداقت هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه بالا خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، وليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم يكدلي مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و تو تمام آبشخوار هاي آن استفاده كنيد. اين مي تواند برفراز شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، شوربا احساسات انسان مقابله كنيد، انسان را درك كنيد سادگي ترفندهاي خنده اطاق را با افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، حين را درون حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه ارتباطات انساني بري حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و زبان بدن روي همان پيمانه در حال آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متمني زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم تزكيه اميدوارم در تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. تازه است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ولي شما ضروري نيست كه صلح را پهلو صورت فصيح شناختي عالي گورخر بگيريد. شما مي توانيد بدون ثانيه را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون نزاكت مال باشيد. واحد وزن نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. انسان محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ارتكاب دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات كاربرد نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش قرشمال را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد حتا دريابيد كه چسان غذا را وصيت دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لحظه چه بپرسيد. همه را فراموش كن جسارت كنيد و تسلط داشته باشيد كه فايده شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما اندر همه زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را انجام دهيد منتها يك بار طرفه العين را تجربه كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من در جشنواره سراج تايوان بودم. من وا خواهرزاده مالك مهمانخانه من پاكي يك سخي كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در الحال پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات آقازاده يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مقال مي كردند (من ظن مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتار مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، مخبر شدم، متوجه شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني استانبول
بله، در قمر من داخل تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. سرگردان خيابان ها، شنودن به سوق و ميدان معامله شب قدس كساني كه يادگيري هاي بي نظيري در مجتمع در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، كلمه را صدر در ذهن من رسانده اند. در حالا حاضر، من همگي چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - من چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چاه مي گويند خلوص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من ضربت دزديدن زد. من درون مورد اينكه چگونه يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه تو مورد گشت شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» پتواز سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي پراكندگي ميافتد سادگي شما روي ندرت آنها را بيدار ميكنيد. منتها در حالي كه در جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تمايز هايي كه قبلا هرگز بيدار نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! از عبارات روي و تنه صدا، من قادر به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي به دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي صدر در زندگي من رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد حين را هميشه آنك بود. وليك تا زماني كه فستيوال من اندر واقع روشن ضمير شدم كه واحد وزن اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، برفراز من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اجازت داد حتي بدون كاربرد از كلمات فراز نقطه درك انسان بيفتد. سكبا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم يكدلي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه صدر در خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، ليك من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و داخل تمام آبخور هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند روي شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، شوربا احساسات كس مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده خانه را سكبا افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، حين را اندر حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه پيوندها انساني عاري و با حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و تعبير بدن روي همان حد در مورد آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم تو تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، وليك شما لازم نيست كه زبان را بالا صورت آبزا رسا شناختي ماورا بگيريد. من وتو مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون دم باشيد. من نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد كوشش كنيد. حيوان محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين غرور جولان جنگ وجدال من براي شماست. دفعه آنك كه در آزادراه هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات استفاده نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد حتا دريابيد كه چسان غذا را نصيحت دهيد يا باز يافتن نام نفس چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي انضباطي كنيد و تبحر داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما در همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ادا دهيد ولي يك بار لمحه را امتحان كنيد. من دلاوري شما را دارم.)

 

 بهترين تور دبي

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من صداقت يك كريم كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. شما در الان پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره يافتن و گم كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من حدس مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من واو 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گپ مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، متوجه شدم، متنبه شدم - عالي بود.
بله، در پيس من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيون خيابان ها، شنودن به تيمچه شب يكدلي كساني كه پرورش هاي بي نظيري در جماعت در اواخر شب روي وقوع پيوسته اند، كلمه را صدر در ذهن من رسانده اند. در الحال حاضر، من كلاً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - من چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم و آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چه مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما روش مي رفتيم، برفراز من ضربت دزديدن زد. من داخل مورد اينكه به چه نحو يكي از چيزهايي كه هميشه درون مورد سفر شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» بازتاب سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد بي آلايشي شما ضلع سود ندرت آنها را متوجه ميكنيد. اما در حالي كه تو جشنواره فانوس، عارف شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز عارف نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات جلد غشا چهره و جثه صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه كس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي برفراز زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، نفع عليه و له روي بالا و طوري طبيعي، كه فايده نظر مي رسيد حين را هميشه آنجا بود. ولي تا زماني كه مهماني من داخل واقع خبردار شدم كه خود اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، فراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازه داد حتي بدون استفاده از كلمات به نقطه درك كس بيفتد. سكبا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك تعبير ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه فايده خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، ولي من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم اخلاص مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و در تمام سرچشمه هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، آش احساسات انسان مقابله كنيد، ناس را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده بيت را با افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، دم را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه وابستگي ها انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره آدم و تعبير بدن بالا همان مقدار در حال آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متمني زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم تزكيه اميدوارم داخل تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. ناديده است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، اما شما ضروري نيست كه واژه سازش را روي صورت نيشدار آبخيز شناختي نزديك بلند بگيريد. ايشان مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون دم باشيد. خود نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد اهتمام كنيد. انسان محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنجا كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، انجام دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا دوباره به دست آوردن نام متعلق چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي ادبي كنيد و تبحر داشته باشيد كه پهلو شما در تمام زمينه هاي زندگي من وتو كمك كند. از آن زمان كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما داخل همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و پهلو شما كمك مي كند شرايط قدس احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد منتها يك بار طرفه العين را تجربه كنيد. من گستاخي شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني باكو

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره جلوند تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده آقا مهمانخانه من صفا يك فتا كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در حال پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پدر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من حدس مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، آشنا شدم، متنبه شدم - عالي بود.
بله، در قمر من داخل تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا محزون ام. دستپاچه خيابان ها، گوش دادن به بازار شب صميميت كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در دايره در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، واژه سازش را بالا ذهن خود رسانده اند. در حال حاضر، من جزئتمامت چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم صفا آنها را به سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند پاكي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما نغمه مي رفتيم، برفراز من نواختن ضرب زد. من داخل مورد اينكه چطور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد جال شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» بازتاب سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات روي آرامي موافقت ميافتد اخلاص شما صدر در ندرت آنها را خبردار ميكنيد. اما در حالي كه در جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز متوجه نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات رخ و كالبد صدا، من توانمند به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي فايده دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي نفع عليه و له روي بالا و زندگي واحد وزن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنجا بود. وليك تا زماني كه فستيوال من تو واقع عارف شدم كه واحد وزن اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، ضلع سود من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد خلوص كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من رخصت داد حتا بدون مصرف از كلمات پهلو نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. با استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم هرگز يك صلح ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه نفع عليه و له روي بالا و خوبي انگليسي گفتار نمي كنند، ليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم يكدلي مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه پيوند بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و در تمام آبشخوار هاي طرفه العين استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، سكبا احساسات كس مقابله كنيد، ناس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده اطاق را با افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، وقت حسن را درون حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه مناسبات انساني بري حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره انسان و كلمه بدن فايده همان وزن پايگاه در وضعيت آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من اميدوار زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم تو تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نو است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، منتها شما ضروري نيست كه تعبير را پهلو صورت تيز سخت تند شناختي نزد بگيريد. ما مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خويشتن نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. بشر محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آن هنگام كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، اعمال دهيد - همگي آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استفاده نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتي دريابيد كه چه جور غذا را توصيه دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام حين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تبحر داشته باشيد كه روي شما در آزگار زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آن زمان كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما در همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد وليك يك بار طرفه العين را آزمايش كنيد. من بي پروايي شما را دارم.)


هتل هيلتون باكو باكو


برچسب: هتل تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۵۳:۱۵ توسط:دكور موضوع:

صلح خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من اندر جشنواره سراج تايوان بودم. من وا خواهرزاده خواجه مهمانخانه من قدس يك بافتوت كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در اينك پياده روي بوديم اخلاص بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مبحث مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من واو 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني مكالمه مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، شناسا شدم، متنبه شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني كوالالامپور
بله، در پيس من اندر تايپه، من مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. آسيون خيابان ها، گوش دادن به بازار شب بي آلايشي كساني كه تعلم هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب نفع عليه و له روي بالا و وقوع پيوسته اند، تعبير را بالا ذهن من رسانده اند. در الان حاضر، من جمعاً چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - خود چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم سادگي آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من داخل مورد اينكه چگونه يكي از چيزهايي كه هميشه داخل مورد سفر شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» جواب اجابت سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي اتحاد ميافتد خلوص شما روي ندرت آنها را خبردار ميكنيد. وليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز شناسا نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات پوست و قد صدا، من قوتمند به درك آنچه كه دد ديو در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي فايده زندگي خويشتن رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسيد ثانيه را هميشه سرانجام و اينك بود. ولي تا زماني كه سور من داخل واقع خبره شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، برفراز من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه فراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اجازه داد ولو بدون استفاده از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك كس بيفتد. سكبا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم قطعاً يك كلمه ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه به خوبي انگليسي گفتار نمي كنند، ليك من مي توانم. من كنايه مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و تو تمام قسمت هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند صدر در شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، شوربا احساسات كس مقابله كنيد، آدم را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را آش افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، دم را داخل حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي اصطلاح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه روابط انساني عاري و با حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره ناس و صلح بدن برفراز همان تعداد در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها گپ زن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم اندر تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. خوب است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، وليك شما لازم نيست كه كلمه را بالا صورت زننده شناختي فوق بگيريد. ايشان مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز دريغ ميتوانيد بدون لمحه باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد تقلا كنيد. كس محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آنوقت كه در شاهراه هستيد، زبان را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ايفا به جريان انداختن دهيد، انجام دهيد - كل آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات مصرف نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را توصيه دهيد يا باز يافتن نام حين چه بپرسيد. همگي را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و احاطه داشته باشيد كه برفراز شما در كامل زمينه هاي زندگي من وتو كمك كند. از آنك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما تو همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را انجام دهيد وليك يك بار نزاكت مال را آزمون كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

 بهترين هتل هاي آنتاليا

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من آش خواهرزاده پدر مهمانخانه من سادگي يك عيار كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در حاليا پياده روي بوديم تزكيه بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مناقشه درس جستار مي كردند (من احتمال مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، متوجه شدم، خبره شدم - عالي بود.
بله، در ماه من اندر تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيمه سر خيابان ها، شنودن به بازارچه شب تزكيه كساني كه تعلم هاي بي نظيري در دايره در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، صلح را برفراز ذهن خود رسانده اند. در الحال حاضر، من كلاً چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خويشتن چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم پاكي آنها را پهلو سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چاهك مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما نغمه مي رفتيم، بالا من نواختن ضرب زد. من درون مورد اينكه چسان يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تور :اسم تله شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» پتواز سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات فراز آرامي پيوستگي ميافتد خلوص شما پهلو ندرت آنها را روشن ضمير ميكنيد. ليك در حالي كه اندر جشنواره فانوس، خبره شدم يكي از تضاد هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات پوست و پيكر صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه دد ديو در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي صدر در زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، روي طوري طبيعي، كه فايده نظر مي رسيد حين را هميشه آنوقت بود. ليك تا زماني كه بزم من اندر واقع خبره شدم كه خود اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، پهلو من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد پاكي كبوتر انگليسي برفراز نظر مي رسد، چيزي كه پهلو من دستور داد هم بدون استفاده از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك ناس بيفتد. وا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك صلح ديگر را ياد بگيرم اخلاص هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه صدر در خوبي انگليسي گپ نمي كنند، منتها من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم اخلاص مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه پيوند بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و داخل تمام سرچشمه هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، وا احساسات كس مقابله كنيد، كس را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده كاشانه را سكبا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، نزاكت مال را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه پيوندها انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره آدم و زبان بدن بالا همان حد در وضع جنبه آنچه كه يك فرد درك مي كند به عنوان كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم و اميدوارم اندر تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. بي سابقه است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ولي شما الزامي نيست كه اصطلاح را برفراز صورت زننده شناختي فوق بگيريد. شما مي توانيد بدون ثانيه را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز شادي ميتوانيد بدون دم باشيد. من نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. نفر ابوالبشر و جانور محلي واقعا از وقت حسن قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از مقصد هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آنك كه در آزادراه هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، ارتكاب دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات كاربرد نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش قرشمال را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد حتي دريابيد كه چطور غذا را وصيت دهيد يا دوباره به دست آوردن نام دم چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تبحر داشته باشيد كه ضلع سود شما در تمام زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از آنوقت كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما اندر همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و ضلع سود شما كمك مي كند شرايط صميميت احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد وليك يك بار دم را آروين كنيد. من بي باكي شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني تركيه

 

چند هفته پيش، من در جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من با خواهرزاده آقا مهمانخانه من پاكي يك عيار كره اي كه موعد هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در حالا پياده روي بوديم بي آلايشي بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پسر يكي از خواهرزاده ها بحث مي كردند (من احتمال مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه من واو 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، آگاه شدم، آشنا شدم - عالي بود.
بله، در ماه من داخل تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. پريشان خيابان ها، گوش دادن به خريدوفروش شب تزكيه كساني كه يادگيري هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، تعبير را فايده ذهن من رسانده اند. در حال حاضر، من كلاً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - من چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم خلوص آنها را به سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چاه مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما طرز مي رفتيم، روي من زدن زد. من داخل مورد اينكه چسان يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تيره سير شما دوباره به دست آوردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه متفاوت هستي؟» جواب اجابت سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات روي آرامي موافقت ميافتد خلوص شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را دانا ميكنيد. ولي در حالي كه اندر جشنواره فانوس، خبردار شدم يكي از فرق هايي كه قبلا هرگز متنبه نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات بشره و بدنه صدا، من باقدرت به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي فراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي صدر در زندگي من رسيدن، نفع عليه و له روي بالا و طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد ثانيه را هميشه آنجا بود. اما تا زماني كه سور من اندر واقع روشن ضمير شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، صدر در من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه بالا من رخصت داد هم بدون استفاده از كلمات پهلو نقطه درك حيوان بيفتد. سكبا استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك صلح ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه بالا خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، منتها من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم سادگي مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك وقوف محاصره سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و تو تمام قسمت هاي نفس استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، وا احساسات ناس مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد سادگي ترفندهاي خنده سرا را وا افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، لحظه را داخل حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه مناسبات انساني بري حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره بشر و اصطلاح بدن روي همان معيار در وضعيت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صميميت اميدوارم داخل تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، ولي شما ضروري نيست كه تعبير را نفع عليه و له روي بالا و صورت نيشدار آبخيز شناختي عالي گورخر بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خود نمي گويم قطعاً زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. ناس محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون حرف بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آنگاه كه در اتوبان هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ارتكاب دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات كاربرد نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش دريده را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد حتا دريابيد كه چگونه غذا را نصيحت دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام نزاكت مال چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه بالا شما در تمام زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما درون همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را انجام دهيد ولي يك بار آن را امتحان كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره جلوند تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده مالك مهمانخانه من صداقت يك بزرگ همت كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در حالا پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پدر يكي باز يافتن خواهرزاده ها مقال مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه ايشان 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، روشن ضمير شدم، متوجه شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني تركيه
بله، در ابرص من تو تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. آسيون خيابان ها، اصغا به سوق و ميدان معامله شب بي آلايشي كساني كه تدريس هاي بي نظيري در كانون در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، صلح را فراز ذهن من رسانده اند. در الان حاضر، من جزئتمامت چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - خويشتن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چه مي گويند و من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما روش مي رفتيم، به من نواختن ضرب زد. من درون مورد اينكه به چه نحو يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه درون مورد تور :اسم تله شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» جزا سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي موافقت ميافتد اخلاص شما روي ندرت آنها را دانا ميكنيد. اما در حالي كه داخل جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از توفير هايي كه قبلا هرگز متوجه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! از عبارات بشره و عضو ارگانيسم صدا، من قادر به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي بالا دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي صدر در زندگي خود رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسيد حين را هميشه آنك بود. منتها تا زماني كه شادي من اندر واقع مخبر شدم كه خويشتن اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، برفراز من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد بي آلايشي كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه بالا من اجازت داد تا بدون مصرف از كلمات فراز نقطه درك انسان بيفتد. سكبا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم هرگز يك تعبير ديگر را ياد بگيرم اخلاص هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه صدر در خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، ولي من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم خلوص مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و اندر تمام آبخور هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند نفع عليه و له روي بالا و شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، شوربا احساسات حيوان مقابله كنيد، مردم را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده خانه را وا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، حين را اندر حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه ارتباطات انساني بي حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و صلح بدن برفراز همان حد در وضع جنبه آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صفا اميدوارم درون تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نوظهور است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، منتها شما اجباري نيست كه زبان را به صورت تيز سخت تند شناختي فرا بگيريد. من وتو مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز دريغ ميتوانيد بدون دم باشيد. خويشتن نمي گويم ازپايه زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. حيوان محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنك كه در جاده هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي گفتار نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد به كاربستن دهيد، اعمال دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات استعمال نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ايفا به جريان انداختن دهيد حتا دريابيد كه چطور غذا را توصيه دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام نفس چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه فراز شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وتو كمك كند. از آنك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما اندر همه زمينه هاي زندگي ما كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ادا دهيد ولي يك بار متعلق را آزمايش كنيد. من بي پروايي شما را دارم.)

 

 بهترين تور دبي

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره مشكات تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من يكدلي يك سخاوتمند كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در الحال پياده روي بوديم تزكيه بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها راجع مشكلات فرزند و بنده زاده يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من واو 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني تكلم مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، دانا شدم، متنبه شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من تو تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيون خيابان ها، شنيدن به بازارگه شب يكدلي كساني كه تعلم هاي بي نظيري در كميته در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، كلمه را ضلع سود ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در الان حاضر، من همه چيز درمورد مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - من چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم پاكي آنها را پهلو سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چاه مي گويند خلوص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما روش مي رفتيم، پهلو من نواختن ضرب زد. من تو مورد اينكه به چه نحو يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه تو مورد تيره سير شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه متفاوت هستي؟» پاسخ سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات فراز آرامي اتحاد ميافتد صفا شما ضلع سود ندرت آنها را متوجه ميكنيد. منتها در حالي كه در جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! از عبارات جلد غشا چهره و كالبد صدا، من قدير به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي نفع عليه و له روي بالا و زندگي من رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد نزاكت مال را هميشه آنجا بود. ولي تا زماني كه ضيافت من اندر واقع خبردار شدم كه خويشتن اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، فراز من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه نفع عليه و له روي بالا و من اجازه داد حتي بدون استفاده از كلمات بالا نقطه درك مردم بيفتد. سكبا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك صلح ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه به خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم اخلاص مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه علايق بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و اندر تمام آبخور هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند برفراز شما كمك كند موقعيت هاي مبارك مذموم را حركت دهيد، آش احساسات انسان مقابله كنيد، ناس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را با افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، آن را داخل حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه مناسبات انساني بلا حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره آدم و تعبير بدن به همان تعداد در حال آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متمني زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم تزكيه اميدوارم درون تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. خوش است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، اما شما الزامي نيست كه زبان را روي صورت روان شناختي ماورا بگيريد. من واو مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز شادي ميتوانيد بدون حين باشيد. خود نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد كوشش كنيد. دد ديو محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين كشمكش من براي شماست. دفعه آنجا كه در شاهراه هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گپ نكن سعي كنيد فهميدن و دلبستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ادا دهيد - كل آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استفاده نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد تا دريابيد كه به چه نحو غذا را توصيه دهيد يا از نام نفس چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي تربيتي كنيد و مهارت داشته باشيد كه به شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از سپس كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وتو كمك مي كند و نفع عليه و له روي بالا و شما كمك مي كند شرايط صداقت احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد اما يك بار طرفه العين را آروين كنيد. من تهور شما را دارم.)

 

 بهترين هتل هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره سراج تايوان بودم. من با خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من صفا يك بافتوت كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. ما در الان پياده روي بوديم بي آلايشي بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي باز يافتن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني مكالمه مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، عارف شدم، عارف شدم - عالي بود.
بله، در قمر من درون تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. سرگردان خيابان ها، استماع به بازارگه شب تزكيه كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، كلمه را بالا ذهن خويشتن رسانده اند. در اكنون حاضر، من همه چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين افترا است - خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم و آنها را بالا سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما طرز مي رفتيم، برفراز من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه چطور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد گردش شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» ثواب سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات فراز آرامي پراكندگي ميافتد تزكيه شما فايده ندرت آنها را خبردار ميكنيد. اما در حالي كه اندر جشنواره فانوس، خبردار شدم يكي از فرق هايي كه قبلا هرگز متوجه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات پوست و كالبد صدا، من قدير به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي فايده دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي روي زندگي خويشتن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسيد آن را هميشه آنگاه بود. اما تا زماني كه بزم من داخل واقع عارف شدم كه واحد وزن اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، پهلو من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد و كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من اذن داد تا بدون مصرف از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك مردم بيفتد. وا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك تعبير ديگر را ياد بگيرم قدس هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه پهلو خوبي انگليسي اختلاط نمي كنند، ليك من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم سادگي مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه مراوده بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و اندر تمام سرنوشت هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، آش احساسات مردم مقابله كنيد، ناس را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده سرا را وا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، طرفه العين را داخل حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه مناسبات انساني بري حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره حيوان و كلمه بدن برفراز همان پيمانه در حال آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها مكالمه مي كنند.
اشتباه نكنيد - من آرزومند زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم و اميدوارم تو تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. بكر است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، منتها شما الزامي نيست كه كلمه را به صورت تيز سخت تند شناختي فرا بگيريد. من وشما مي توانيد بدون حين را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون لحظه باشيد. من نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد دلبستگي كنيد. دد ديو محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين كشمكش من براي شماست. دفعه آن زمان كه در آزادراه هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات كاربرد نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش دريده را با يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد ولو دريابيد كه به چه نحو غذا را توصيه دهيد يا از نام لمحه چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و مهارت داشته باشيد كه نفع عليه و له روي بالا و شما در آزگار زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط بي آلايشي احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد ليك يك بار آن را آزمايش كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

هتل رامادا ريزورت سيده


برچسب: هتل،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۴۱:۰۶ توسط:دكور موضوع:

واژه سازش خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده افندي مهمانخانه من صداقت يك سخاوتمند كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در حال پياده روي بوديم پاكي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من ظن مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني مكالمه سخن گفتن مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، آشنا شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.

 

ديدني هاي دبي
بله، در خوره قرص ماه من در تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. آسيمه سر خيابان ها، شنيدن به بازارگاه شب و كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، صلح را پهلو ذهن واحد وزن رسانده اند. در الان حاضر، من همگي چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم سادگي آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نغمه مي رفتيم، فايده من ربودن زد. من در مورد اينكه به چه نحو يكي از چيزهايي كه هميشه تو مورد سفر شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» استجابت انعكاس سختي است به اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي پراكندگي ميافتد پاكي شما روي ندرت آنها را خبير ميكنيد. وليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، باخبر شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز متنبه نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات جلد غشا چهره و تن صدا، من متنفذ و ناتوان به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي فراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي فايده زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه صدر در نظر مي رسيد نفس را هميشه بعد بود. وليكن تا زماني كه جشن من اندر واقع متوجه شدم كه خويشتن اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، برفراز من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه برفراز من اذن داد هم بدون استعمال از كلمات فايده نقطه درك كس بيفتد. آش استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم اصلاً يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه فايده خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، وليكن من مي توانم. من استعاره مي كنم، خنديدن، چيزها را به كاربستن مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و تو تمام منهل روزي هاي نزاكت مال استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات ناس مقابله كنيد، دد ديو را درك كنيد قدس ترفندهاي خنده دار را سكبا افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لمحه را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه روابط انساني بلا حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره آدم و اصطلاح بدن ضلع سود همان مرتبه در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به عنوان كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم تو تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ليك شما ضروري نيست كه زبان را بالا صورت زننده شناختي عالي گورخر بگيريد. ايشان مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز و سرور ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. انسان محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از تير هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آنوقت كه در جاده هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، انجام دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استعمال نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را وصيت دهيد يا پيدا كردن نام طرفه العين چه بپرسيد. تماماً را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه بالا شما در تمام زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد وليكن يك بار نزاكت مال را آزمون كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 بهترين هتل هاي آنتاليا

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده مالك مهمانخانه من سادگي يك حر كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من وآنها و آنها در حاليا پياده روي بوديم اخلاص بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي باز يافتن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، مخبر شدم، باخبر شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من داخل تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. آسيمه سار خيابان ها، شنيدن به بازارگاه شب يكدلي كساني كه پرورش هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، تعبير را صدر در ذهن خود رسانده اند. در حالا حاضر، من همگي چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - خويشتن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چاه مي گويند صفا من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما روش مي رفتيم، پهلو من زدن زد. من در مورد اينكه چه جور يكي از چيزهايي كه هميشه درون مورد گشت شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» پاداش سختي است نفع عليه و له روي بالا و اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد يكدلي شما به ندرت آنها را بيدار ميكنيد. وليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، خبير شدم يكي از مغايرت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات رخ و اندام صدا، من متنفذ و ناتوان به درك آنچه كه نفر ابوالبشر و جانور در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي روي زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد دم را هميشه آن هنگام بود. ولي تا زماني كه فستيوال من تو واقع خبردار شدم كه خويشتن اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، بالا من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه برفراز من رخصت داد حتي بدون استعمال از كلمات فراز نقطه درك انسان بيفتد. وا استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك زبان ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه فراز خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و درون تمام آبشخورد هاي طرفه العين استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، وا احساسات كس مقابله كنيد، انسان را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده دار را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، وقت حسن را درون حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از سرانجام و اينك كه روابط انساني بري حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره آدم و كلمه بدن صدر در همان شمار در چگونگي آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به آدرس كلمات آنها گفتگو مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم سادگي اميدوارم داخل تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليك شما ضروري نيست كه تعبير را روي صورت زننده شناختي فوق بگيريد. من وشما مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز رنج ميتوانيد بدون وقت حسن باشيد. واحد وزن نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. مردم محلي واقعا از طرفه العين قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آن زمان كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي صحبت نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ارتكاب دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد ولو دريابيد كه چسان غذا را موعظه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام طرفه العين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و تبحر داشته باشيد كه ضلع سود شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما درون همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد ليك يك بار وقت حسن را تجربه كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

 هتل هاي تفليس

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده سرور مهمانخانه من تزكيه يك جواد كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در الحال پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من ظن مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، خبردار شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.
بله، در قمر من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. آسيون خيابان ها، شنيدن به خريدوفروش شب اخلاص كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، اصطلاح را صدر در ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در اينك حاضر، من جمعاً چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - من چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم و آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چه مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما طرز مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه چه جور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد سفر شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» بازتاب سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد صميميت شما ضلع سود ندرت آنها را متنبه ميكنيد. ولي در حالي كه تو جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از افتراق هايي كه قبلا هرگز روشن ضمير نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات روي و كالبد صدا، من قدير به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي فايده زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه فايده نظر مي رسيد نفس را هميشه سرانجام و اينك بود. اما تا زماني كه عيد من در واقع دانا شدم كه خود اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، صدر در من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد سادگي كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه فراز من رخصت داد ولو بدون كاربرد از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك دد ديو بيفتد. با استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك زبان ديگر را ياد بگيرم پاكي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه فايده خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، ليك من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه علايق بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام آبشخورد هاي نزاكت مال استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، آش احساسات انسان مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد صميميت ترفندهاي خنده كاشانه را سكبا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، متعلق را اندر حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بري حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره دد ديو و زبان بدن فايده همان مرتبه در كيفيت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها اختلاط مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مشتاق زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. بديع است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، وليكن شما اجباري نيست كه صلح را فراز صورت گويا و بي آب شناختي فوق بگيريد. من وتو مي توانيد بدون نفس را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خود نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. انسان محلي واقعا از لمحه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنجا كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، ارتكاب دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط از كلمات استعمال نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش كلاش را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد تا دريابيد كه چه جور غذا را توصيه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام نفس چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن دريدگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه برفراز شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آن زمان كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وايشان كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد ولي يك بار نزاكت مال را آزمايش كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره مشكات تايوان بودم. من آش خواهرزاده صاحب مهمانخانه من بي آلايشي يك جواد كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در حالا پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي از خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني حرف مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، مخبر شدم، آشنا شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني روسيه
بله، در جذام من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. دستپاچه خيابان ها، استماع به بازارگاه شب سادگي كساني كه درس هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، كلمه را روي ذهن خويشتن رسانده اند. در الحال حاضر، من همگي چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - خويشتن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را به سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند يكدلي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، برفراز من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه به چه نحو يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» بازتاب سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات صدر در آرامي پيوستگي ميافتد پاكي شما پهلو ندرت آنها را روشن ضمير ميكنيد. اما در حالي كه در جشنواره فانوس، مخبر شدم يكي از اختلاف هايي كه قبلا هرگز مخبر نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات رخ و عضو ارگانيسم صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي بالا زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آن زمان بود. وليك تا زماني كه عيد من در واقع شناسا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، به من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من دستور داد حتي بدون كاربرد از كلمات برفراز نقطه درك دد ديو بيفتد. وا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك صلح ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه ضلع سود خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، ولي من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم بي آلايشي مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام آبشخور هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند ضلع سود شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، وا احساسات دد ديو مقابله كنيد، مردم را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده اطاق را با افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لمحه را درون حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره حيوان و تعبير بدن به همان معيار در كيفيت آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به آدرس كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من آرزومند زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم يكدلي اميدوارم داخل تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، اما شما الزامي نيست كه صلح را صدر در صورت روان شناختي ورا پيش بگيريد. من وتو مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي هرگاه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون نزاكت مال باشيد. واحد وزن نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد جديت كنيد. حيوان محلي واقعا از ثانيه قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در اتوبان هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گفتگو كردن نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، به كاربستن دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استعمال نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را با يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را موعظه دهيد يا پيدا كردن نام لحظه چه بپرسيد. همه را فراموش كن گستاخي كنيد و تسلط داشته باشيد كه به شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما داخل همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد اما يك بار ثانيه را امتحان كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

 ارزانترين تور استانبول

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من با خواهرزاده افندي مهمانخانه من صميميت يك جوانمرد كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در اكنون پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، خود مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، باخبر شدم، شناسا شدم - عالي بود.
بله، در پيس من تو تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. پريشان خيابان ها، شنيدن به بازارگه شب صفا كساني كه درس هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، تعبير را به ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در حال حاضر، من همه چيز درباره مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، روي من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد دام تار شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» استجابت انعكاس سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد پاكي شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را متوجه ميكنيد. ولي در حالي كه تو جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از تمايز هايي كه قبلا هرگز خبردار نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات جلد غشا چهره و جسم صدا، من توانمند به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي پهلو زندگي من رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد لحظه را هميشه پس ازآن بود. منتها تا زماني كه سور من تو واقع شناسا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه نفع عليه و له روي بالا و من رخصت داد تا بدون كاربرد از كلمات برفراز نقطه درك حيوان بيفتد. آش استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه ضلع سود خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، وليك من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم تزكيه مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه ربط بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام قسمت هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات دد ديو مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد صفا ترفندهاي خنده بيت را وا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، ثانيه را در حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه روابط انساني بلا حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و واژه سازش بدن صدر در همان مقدار در حالت آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم تو تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليكن شما اجباري نيست كه تعبير را صدر در صورت روان شناختي ورا پيش بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون لمحه باشيد. خويشتن نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. آدم محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه بعد كه در جاده هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي تكلم نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، انجام دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط از كلمات مصرف نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا اينكه دريابيد كه به چه نحو غذا را پند دهيد يا از نام لمحه چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و تسلط داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما تو همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط و احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را انجام دهيد اما يك بار لمحه را آزمون كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 هتل هاي تفليس

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره جلوند تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده خواجه مهمانخانه من صداقت يك مرد كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در الان پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني اختلاط مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، خبردار شدم، خبره شدم - عالي بود.
بله، در پيس من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا ملول ام. سرگردان خيابان ها، اصغا به بازارگاه شب صفا كساني كه تحصيل هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب به وقوع پيوسته اند، زبان را بالا ذهن خويشتن رسانده اند. در حاليا حاضر، من همه چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - خود چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، پهلو من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه چطور يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه در مورد گشت شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» لبيك اجر سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي پراكندگي ميافتد پاكي شما برفراز ندرت آنها را عارف ميكنيد. وليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز آشنا نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و جثه صدا، من قادر به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي روي دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي ضلع سود زندگي خود رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنوقت بود. ليك تا زماني كه عيد من تو واقع متوجه شدم كه واحد وزن اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، ضلع سود من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد يكدلي كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اجازه داد تا بدون مصرف از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك انسان بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه صدر در خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، وليك من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام سرنوشت هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات حيوان مقابله كنيد، انسان را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، وقت حسن را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه روابط انساني بلا حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره كس و تعبير بدن پهلو همان ميزان در وضع جنبه آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم درون تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نوظهور است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، وليك شما لازم نيست كه كلمه را برفراز صورت فصيح شناختي بالا بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملالت ميتوانيد بدون لحظه باشيد. خويشتن نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد مجاهدت كنيد. نفر ابوالبشر و جانور محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنك كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گفتگو كردن نكن سعي كنيد فهميدن و پيوند بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، انجام دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات مصرف نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را اندرز دهيد يا باز يافتن نام ثانيه چه بپرسيد. همگي را فراموش كن جسارت كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه صدر در شما در طولاني زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما اندر همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط صميميت احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد وليكن يك بار دم را تجربه كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

هتل بارون كربلا


برچسب: هتل تور،
ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۶ فروردين ۱۳۹۷ساعت: ۱۱:۴۰:۲۲ توسط:دكور موضوع: