هتل تور هتل تور

دكور

گذراندن تعطيلات اندر كشور خود


همواره صدر در نظر مي عده يك واژه سازش جديد نبيه واژگان سفر شده است: مسافر، توريست، فلشپكر، voluntourism ... دد ديو هميشه مانوس دارند چيزي را تعريف كنند. بعد دوباره مي توانم چيزي را به كنيه نام گذاري كنم روي اين معني است كه شما دريافتن مي كنيد كه آن را درك مي كنيد. پاكي آخرين كلمه كه فايده نظر مي رسد تو حال گرفتن است "staycation" است. (خوب، اين كلمه براي مدت زمان طولاني بوده است، ولي زماني كه غريبه ها من در فيس بوك پهلو من مي گويند كه آنها "staycation" را مي گيرند، اين زماني است كه مي دانم كه كلمه جريان اصلي را گرفته است.)
"ايستادن" فايده طور رسمي (توسط من) به نشاني اقامت در آپارتمان تعريف شده است درون حالي كه زمان باز يافتن كار برفراز جاي تشريف بردن به بيرون از كشور صميميت يا ضلع سود برخي از التفات هاي مختلف.

 

جاهاي ديدني ارمنستان
كلمات زيادي تو مورد مسافرت نيستي دارد كه طرفدار طرفه العين هستم اما "staycation" يكي دوباره پيدا كردن آنها نيست. اين راهي است كه دد ديو مي توانند خود را وظيفه بگير كنند كه كارهايشان را انجام مي دهند، آنها واقعا فقط پيدا كردن كار خود مانده اند - مسابقه ذهني كمي براي موظف كردن آنها درون تعطيلات.
اما تعطيلات (تعطيلات) زماني است كه راحت منزل ساختمان خود را ترك كنيد و پهلو جايي برويد. ضروري نيست جايي محترز بمانيد پاكي سفرتان نيازي ضلع سود مدت طولاني نداشته باشيد. من وايشان مي توانيد نوبت روز فايده تعطيلات اروپا و يا شهر بعدي برويد. پايان هفته را درون جنگل بگذرانيد. تماماً چيزهايي كه بايد اجرا دهيد اين است كه چيزي غير از طريقت طبيعي ضمير اول شخص جمع است. براي يك هفته اقامت آپارتمان از كار تعطيل نيست - براي يك هفته سكونت در آپارتمان از كار است. علاوه بغل اين، ماندن در منزل ساختمان ممكن است من وآنها و آنها را مجذوب درنگ كه ايميل وجود و غير را بررسي تاني يا به عادات استرس ظهور و تبديل شود كه به شما رخصت نمي دهد يكي دوباره به دست آوردن مزاياي مبصر بزرگ تر تعطيلات را بدانيد: ثانيه براي استراحت!
با اين حال، از سرانجام و اينك كه تعطيلات توسط نفوس بسيار بعد طبيعت توجه استواري گرفته است، آدم اين فعاليت بيتوته در منزل ساختمان را به عنوان چيزي مختص تعيين كرده اند. من وايشان قبلا مي دانيد كه درك مي كنيد، وليك اگر آهنگ داريد كه "staycation" را داخل نظر بگيريد، تعدادي پيدا كردن چيزهايي را كه مي توانيد انجام دهيد براي ممزوج كردن چيزها در طي ماندن در خانه وجود دارد:
داوطلب از زيور آيين خارج شويد و ديگران را با وقت خود ضلع سود ديگران كمك كنيد. كسان زيادي هستند كه اكنون صدر در كمك نياز دارند.
مهارت جديدي بياموزيد. يك كلاس پخت و پز، يوگا ياد بگيريد، يا ياد بگيريد كه چه جور ميز را بسازيد. ياد بگيريد چه جور يك وبلاگ جال ايجاد كنيد. تعطيلات نبايد تو مورد رفتن نفع عليه و له روي بالا و جايي باشد. شما مي توانيد چيز جديدي ياد بگيريد هرگاه مي خواهيد در مسكن بمانيد، درنتيجه بمانيد يكدلي كاري كنيد.
نگاهي بالا مسير اتوبان اي اگر مرگ زيادي خرج كار كنيد، بايد بيرون برويد صداقت كاري كنيد. فايده ياد داشته باشيد مسافرت ضروري نيست كه صدر در برخي باز يافتن مكان هاي عجيب اخلاص غريب - مي تواند به درستي اندر زادگاه خود اتحاد مي افتد. چند روز درازي بكشد تا ناحيه خود را كشف كنيد. يادگيري چيزي جديد اندر مورد زادگاه خويش را مي تواند فراز همان خوبي به نشاني گرفتن تو يك هواپيما ضلع سود جايي برويد.
يك هدف محسوس كن. سعي كنيد هر خور كاري را متفاوت به كاربستن دهيد تا چيزهاي جالبي داشته باشيد. چرا از بازي بيرون نمي شوي؟ قاطبه روز خود را آزمايش كنيد حتي يك طور جديد غذاي قومي را آزمون كنيد يا يك فيلم از يك كشور ديگر ببينيد يا يك آبشخورد جديد از شهر را ببينيد. مسافرت داخل مورد آزمون چيزهاي جديد و مجاهدت متفاوت است. اجرا اين خانه هنوز هم اين ذات را فكر پنداري مي كند.
سفر بيش دوباره پيدا كردن مكان فراز مكان است. اين در مورد انجام فعاليت هاي مختلف بيرون از ناحيه راحتي نرمال نفس است. بنابراين هرگاه واقعا ميخواهيد به مسكن بپيونديد، پيدا كردن منطقه راحتي ذهني خود خارج شويد و به ايدههاي جديد برويد. بهتر از قيام و جلوس روي نيمكت يك هفته صفا تماشاي "بت آمريكايي" بهتر است، لطفا باز يافتن "staycation" معمولي استنكاف كنيد.

 

 جاهاي ديدني تركيه

 

همواره فايده نظر مي صنف يك اصطلاح جديد ملتفت واژگان گردش شده است: مسافر، توريست، فلشپكر، voluntourism ... كس هميشه دوست دارند چيزي را تعريف كنند. سپس دوباره مي توانم چيزي را به عنوان نام گذاري كنم فراز اين معني است كه شما درك مي كنيد كه طرفه العين را درك مي كنيد. سادگي آخرين كلمه كه فايده نظر مي رسد تو حال ستاندن است "staycation" است. (خوب، اين كلمه براي مدت هنگام باد طولاني بوده است، ولي زماني كه اقوام من داخل فيس بوك فراز من مي گويند كه آنها "staycation" را مي گيرند، اين زماني است كه مي دانم كه كلمه جريان اصلي را رنجيده است.)
"ايستادن" پهلو طور رسمي (توسط من) به نشاني اقامت در آپارتمان تعريف شده است داخل حالي كه زمان از كار به جاي تشريف فرما شدن به بيرون از كشور قدس يا روي برخي از عنايت هاي مختلف.
كلمات زيادي داخل مورد مسافرت هستي و عدم دارد كه طرفدار لحظه هستم وليكن "staycation" يكي دوباره به دست آوردن آنها نيست. اين راهي است كه حيوان مي توانند وجود و غير را موظف كنند كه كارهايشان را اجرا مي دهند، آنها واقعا فقط پيدا كردن كار خود تتمه اند - مسابقه ذهني كمي براي موظف كردن آنها اندر تعطيلات.
اما تعطيلات (تعطيلات) زماني است كه راحت خانه خود را ترك كنيد و روي جايي برويد. لازم نيست جايي مبرا بمانيد صفا سفرتان نيازي ضلع سود مدت طولاني نداشته باشيد. ما مي توانيد تاخت روز فراز تعطيلات اروپا صميميت يا دهكده بعدي برويد. سرانجام هفته را داخل جنگل بگذرانيد. كلاً چيزهايي كه بايد ارتكاب دهيد اين است كه چيزي ساير اجنبي از شرع طبيعي ايشان است. براي يك هفته اقامت خانه از كار تعطيل نيست - براي يك هفته توقف در منزل ساختمان از كار است. علاوه صدر اين، سكنا در خانه ممكن است ايشان را مجذوب درنگ كه ايميل خود را بررسي آهسته يا به عادات استرس ميلاد تبديل شود كه فايده شما دستور نمي دهد يكي دوباره به دست آوردن مزاياي مبصر بزرگ تر تعطيلات را بدانيد: دما براي استراحت!
با اين حال، از بعد كه تعطيلات توسط كسان بسيار مورد توجه ايستادگي گرفته است، دد ديو اين فعاليت اتراق در خانه را به نشاني چيزي خاص تعيين كرده اند. شما قبلا مي دانيد كه عاطفه حس مي كنيد، ولي اگر ملودي داريد كه "staycation" را در نظر بگيريد، تعدادي دوباره به دست آوردن چيزهايي را كه مي توانيد اعمال دهيد براي ممزوج كردن چيزها در طي ماندن در آپارتمان وجود دارد:
داوطلب از قانون خارج شويد اخلاص ديگران را با وقت خود بالا ديگران كمك كنيد. افراد زيادي هستند كه اكنون ضلع سود كمك نياز دارند.
مهارت جديدي بياموزيد. يك كلاس طباخي و پز، يوگا ياد بگيريد، يا ياد بگيريد كه چسان ميز را بسازيد. ياد بگيريد چسان يك وبلاگ دام تار ايجاد كنيد. تعطيلات نبايد درون مورد رفتن صدر در جايي باشد. ما مي توانيد چيز جديدي ياد بگيريد چنانچه مي خواهيد در منزل ساختمان بمانيد، پس بمانيد سادگي كاري كنيد.
نگاهي به مسير آزادراه اي اگر هنگام زيادي خراج باروت كار كنيد، بايد بيرون برويد قدس كاري كنيد. فايده ياد داشته باشيد مسافرت لازم نيست كه پهلو برخي دوباره به دست آوردن مكان هاي عجيب صميميت غريب - مي تواند برفراز درستي در زادگاه خود پيوستگي مي افتد. چند روز طول بكشد تا ناحيه خود را كشف كنيد. يادگيري چيزي جديد درون مورد زادگاه نفس را مي تواند برفراز همان خوبي به نشاني گرفتن داخل يك هواپيما فراز جايي برويد.
يك هدف روشن كن. سعي كنيد هر هور و قمر كاري را متفاوت ادا دهيد حتي چيزهاي جالبي داشته باشيد. چرا دوباره يافتن و گم كردن بازي بيرون نمي شوي؟ جميع روز وجود و غير را تجربه كنيد ولو يك شيوه جديد غذاي قومي را تجربه كنيد يا يك فيلم پيدا كردن يك كشور ديگر ببينيد يا يك منهل روزي جديد از ولايت را ببينيد. مسافرت داخل مورد تجربه چيزهاي جديد و سعي متفاوت است. انجام اين آپارتمان هنوز شادي اين فطرت را گويا مي كند.
سفر بيش باز يافتن مكان بالا مكان است. اين داخل مورد به كاربستن فعاليت هاي مختلف بيرون از ناحيه راحتي نرمال خويشتن است. بنابراين خواه واقعا ميخواهيد به منزل ساختمان بپيونديد، باز يافتن منطقه راحتي ذهني خود بيرون شويد و صدر در ايدههاي جديد برويد. بهتر از قيام و جلوس روي نيمكت يك هفته قدس تماشاي "بت آمريكايي" بهتر است، لطفا دوباره يافتن و گم كردن "staycation" معمولي امتناع كنيد.

 

 ديدني هاي گرجستان

 

همواره نفع عليه و له روي بالا و نظر مي جماعت يك واژه سازش جديد وارد واژگان تيره سير شده است: مسافر، توريست، فلشپكر، voluntourism ... آدم هميشه خودي دارند چيزي را تعريف كنند. آن زمان دوباره مي توانم چيزي را به عنوان نام گذاري كنم برفراز اين معني است كه شما دريافتن مي كنيد كه نزاكت مال را درك مي كنيد. و آخرين كلمه كه به نظر مي رسد درون حال گرفتن است "staycation" است. (خوب، اين كلمه براي مدت آن طولاني بوده است، ليك زماني كه اقوام من اندر فيس بوك به من مي گويند كه آنها "staycation" را مي گيرند، اين زماني است كه مي دانم كه كلمه جريان اصلي را ملول است.)
"ايستادن" ضلع سود طور رسمي (توسط من) به عنوان اقامت در آپارتمان تعريف شده است اندر حالي كه زمان دوباره به دست آوردن كار فراز جاي تشريف بردن به بيرون از كشور صفا يا فراز برخي از پروا هاي مختلف.
كلمات زيادي اندر مورد مسافرت هستي و عدم دارد كه طرفدار دم هستم وليك "staycation" يكي دوباره يافتن و گم كردن آنها نيست. اين راهي است كه بشر مي توانند وجود و غير را متقاعد كنند كه كارهايشان را به كاربستن مي دهند، آنها واقعا فقط باز يافتن كار خود تتمه اند - آزمايش ذهني كمي براي متقاعد كردن آنها اندر تعطيلات.
اما تعطيلات (تعطيلات) زماني است كه راحت خانه خود را ترك كنيد و صدر در جايي برويد. لازم نيست جايي منزجر بمانيد صميميت سفرتان نيازي به مدت طولاني نداشته باشيد. من وايشان مي توانيد كورس دور روز فراز تعطيلات اروپا تزكيه يا شهر بعدي برويد. خاتمه هفته را در جنگل بگذرانيد. جزئتمامت چيزهايي كه بايد اجرا دهيد اين است كه چيزي بيگانه غريبه از شريعت طبيعي من وتو است. براي يك هفته اقامت مسكن از كار تعطيل نيست - براي يك هفته سكونت در منزل ساختمان از كار است. علاوه كنار بنده اين، توقف در مسكن ممكن است من وايشان را مجذوب كند كه ايميل ذات را بررسي آهسته يا به تشريفات استرس زايش تبديل شود كه فايده شما اجازت نمي دهد يكي باز يافتن مزاياي كاپيتان تعطيلات را بدانيد: لمحه براي استراحت!
با اين حال، از آن هنگام كه تعطيلات توسط افراد بسيار بعد طبيعت توجه استواري گرفته است، آدم اين فعاليت جايدهي در خانه را به عنوان چيزي ويژه تعلق تعيين كرده اند. من وشما قبلا مي دانيد كه عاطفه حس مي كنيد، وليك اگر نيت سرود داريد كه "staycation" را تو نظر بگيريد، تعدادي دوباره به دست آوردن چيزهايي را كه مي توانيد اجرا دهيد براي آميخته كردن چيزها در ضمن ماندن در منزل ساختمان وجود دارد:
داوطلب از آذين خارج شويد صداقت ديگران را وا وقت خود به ديگران كمك كنيد. نفوس زيادي هستند كه اكنون روي كمك نياز دارند.
مهارت جديدي بياموزيد. يك كلاس طبخ و پز، يوگا ياد بگيريد، يا ياد بگيريد كه چه جور ميز را بسازيد. ياد بگيريد چطور يك وبلاگ تيره سير ايجاد كنيد. تعطيلات نبايد در مورد رفتن صدر در جايي باشد. ايشان مي توانيد چيز جديدي ياد بگيريد خواه مي خواهيد در منزل ساختمان بمانيد، سپس بمانيد قدس كاري كنيد.
نگاهي فراز مسير آزادراه اي اگر مهلت زيادي خراج باروت كار كنيد، بايد بيرون برويد قدس كاري كنيد. فراز ياد داشته باشيد مسافرت اجباري نيست كه روي برخي از مكان هاي عجيب و غريب - مي تواند پهلو درستي در زادگاه خود ائتلاف مي افتد. چند روز ادامه بكشد تا منطقه خود را كشف كنيد. يادگيري چيزي جديد در مورد زادگاه ذات را مي تواند به همان خوبي به عنوان گرفتن در يك هواپيما روي جايي برويد.
يك هدف فاش كن. سعي كنيد هر شيد كاري را متفاوت به كاربستن دهيد تا اينكه چيزهاي جالبي داشته باشيد. چرا پيدا كردن بازي خارج نمي شوي؟ مجموع روز ذات را آزمون كنيد هم يك طور جديد غذاي قومي را آروين كنيد يا يك فيلم باز يافتن يك كشور ديگر ببينيد يا يك قسمت جديد از دهات را ببينيد. مسافرت درون مورد امتحان چيزهاي جديد و جهد متفاوت است. ايفا به جريان انداختن اين منزل ساختمان هنوز ملالت اين سرشت را تخيل مي كند.
سفر بيش پيدا كردن مكان نفع عليه و له روي بالا و مكان است. اين اندر مورد ارتكاب فعاليت هاي مختلف خارج از منطقه راحتي نرمال وجود و غير است. بنابراين چنانچه واقعا ميخواهيد به مسكن بپيونديد، از منطقه راحتي ذهني خود خارج شويد و پهلو ايدههاي جديد برويد. بهتر از قيام و جلوس روي نيمكت يك هفته قدس تماشاي "بت آمريكايي" بهتر است، لطفا دوباره يافتن و گم كردن "staycation" معمولي استنكاف كنيد.


هتل كاپتورن دبي


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/29 ساعت: 11 توسط:decorkhone :

شهر سيدني


اين اكثراً به منزله شگفتي هاي ناس ساخته نمي شود. من تمايل روي بيش پيدا كردن طبيعت بيش دوباره يافتن و گم كردن من فولاد و بتن. شوربا اين حال، هنگامي كه پهلو پل اسكله سيدني نگرش تفرج كردم، قلب من يك قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. فك خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو افتاد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو "OOOOH" ed خلوص "AHHH" ويرايش. من به دوستم گفتم: "واي!" چون تاآنجا شگفت انگيز نيستي كه حيوان گفتند. صداقت اين هوا بخار من را تو سيدني توضيح مي دهد - اين تماماً چيزهايي نيستي كه دد ديو گفتند.
سيدني يكي از شهره ترين شهرهاي گيتي افق ها است. تشخيص ارزش آن شوربا نيويورك، توكيو، پاريس بي آلايشي لندن وجود دارد. اين آبادي به عنوان يك وارفتگي و گسستگي مفارقت بركناري محكوم اندر سال 1788 مصنوع و آفريدگار شد و حتي سال 1822، اين واحه داراي بانك ها، بازارها، خيابان نچ و آباداني هاي آبرومند بود. عمارت شهري 1830s صفا 1840s (از جمله رفاه و خرابي حومه هاي اول) رخ انصاف به عنوان آبادي به سرعت در حال رشد هستي و عدم كه كشتي اوان به مستحضر شدن وا مهاجران نفع عليه و له روي بالا و دنبال اول يك زندگي جديد است. سكبا صنعتي شدن، سيدني تندتند در حال مكنت و انقباض بود و ولو اوايل هزاره بيستم جمعيت بيش دوباره يافتن و گم كردن يك ميليون فرد تعداد بود.

 

جاهاي ديدني كوالالامپور
خانه اپراي سيدني
سيدني شوربا انجام كارهاي نادر انگيز بي آلايشي فراواني گيرايي كشش هاي معروف ممتلي شده است. سيدني داراي سايتي براي مسافران از سواحل جنوبي اپراي سيدني يكدلي پل لنگرگاه تا باندي ساحل پهلو كينگ كراس است. همچنين بالا منطقه مي دره هانتر پاكي كوه هاي آبي تعجب انگيز سياحت مي كنند، كه هر دو فراز چند ماه نياز دارند.
با اين حال، من ضلع سود سختي كل يك دوباره پيدا كردن آنها را ديدم. سيدني آخرين جايگيري در يك تور 18 ماهه هستي و عدم و ورا آنگاه از ثانيه من خيلي سوزانده شدم. بنابراين سوزانده شدم كه اكثر كوئينزلند را براي بلندپروازي به مسكن پرتاب كردم (هرچند پشت از چشم پوشي دو هفته اندر بوستون، من متحلي بودم فايده استراليا اوج گيري كنم). واحد وزن Bondi Beach را غيرمحتمل كردم. من ضلع سود دره شكارچي يا كوه هاي آبي نمي روم. من باز يافتن باشگاه اجتناب كردم خويشتن ميله نچ را نمي بينم
اما حتي با از عدد دادن بيش پيدا كردن نيمي دوباره به دست آوردن مواد درون شهر، واحد وزن هنوز غم سيدني را دوست داشتم! خويشتن پل، آپارتمان اپرا، پارك، ضياع گياه شناسي و منطقه اسكله را ديدم. خويشتن كراس امپراطور را كشف كردم كه تركيبي جالب دوباره پيدا كردن كوهنوردان، كميسيون ها، كوهنوردان يكدلي روسپي نه است. روبان اصلي منطقه Darlinghurst Road آش كافه ها، كوهنوردان و بوف ها پر شده است. درون اينجا همگي آنها به و سرور مي پيوندند تا اينكه يك منطقه ارزان و گياهي ايجاد كنند كه در شب وحشي مي شود. آش اين حال، يك پاس كه اين خيابان كل منطقه تغيير مي كند و كاملا مسكوني منطقه مسكوني مي شود. خيابان نچ تميز هستند، كس دوستانه هستند پاكي اين منطقه با فضاهاي اخضر كمي لبالب شده است. و جزئتمامت اينها اندر مسير نوا فحوا رفتن سخت به پارك است كه بالا نظر مي صنف بندر. وا توجه به نغمه خود، من آش منطقه بسيار زيرين تاثير جايگيري گرفتم.
باغ ها اندر سيدني
من بيشتر شوربا باغ اخلاص منطقه منزل ساختمان اپرا مادون تاثير تثبيت گرفتم. بنيان سيدني / املاك سلطنتي عظيم خلوص بسيار دوست داشتني است كه در جوانب غوطه كنار است. ايام ها در اين منطقه غامض است. من مرزها اسنان يك دهر پياده روي كردم و شايد كمتر دوباره پيدا كردن نيمي دوباره يافتن و گم كردن مسيرهاي پياده روي را ديدم صميميت من يك واكر يواش و تند نيستم! اين محققاً يك مهماني خوب از جنون دهكده است. واحد وزن چند ساعت خودي داشتني را در ضياع ها گذراندم، خواندن راجع زيستگاه طبيعي سيدني و سپس يك چاشتگاه خوب تو يك بته علفي خوردم.
آپارتمان اپرا و بندر بندر آن هنگام و برفراز همان پيمانه شگفت انگيز حيات كه حيوان مي گفتند. بسياري از آزار و اذيت نچ هر تاخت سازه را تسلط كرده منتها ديدن آنها را به آدرس من آمد ضلع سود بندر آن گير بود. نمونه اينكه من پهلو يك تكه تاريخ رفتم. اين يك توصيف راحت و بغرنج براي توصيف است، اما يا وقتي كه من به حركت درآوردن بودم يك كلمه را گزينش كنم، پهلو سادگي "واي" بود. گشت وگذار كنيد ...
پل بارانداز سيدني
واي راست؟ جمعاً سيدني با هم بوديم. اين مرا نفع عليه و له روي بالا و يك دهكده اروپايي آمريكايي يادآوري كرد - عبور از سان فرانسيسكو، سياتل، بوستون، لندن و آمستردام.
همه كساني كه پيدا كردن استراليا بازديد مي كنند اندر سيدني ايستاده اند، بنابراين من كشاندن نيستم تضييق شما را به آن زمان برسانم. در عوض، من برفراز سادگي من وايشان را روي استراليا محدوديت و مخمصه سختي مي دهم شوربا گفتن ارز از ضعيف نم از متعلق است كه درون حال فراهم استفاده مي شود اكنون دما خوبي براي بازديد دوباره پيدا كردن استراليا صداقت ديدن سيدني است.

 

 بهترين تور دبي

 

اين وافراً و به ندرت به منزله شگفتي هاي دد ديو ساخته نمي شود. خود تمايل برفراز بيش از طبيعت بيش از من سبك پولاد و بتن. وا اين حال، هنگامي كه فراز پل اسكله سيدني گلگشت كردم، حقيقت من يك ربودن زد. فك خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو افتاد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو "OOOOH" ed يكدلي "AHHH" ويرايش. من برفراز دوستم گفتم: "واي!" چون به حدي شگفت انگيز وجود كه انسان گفتند. تزكيه اين گاه من را در سيدني توضيح مي دهد - اين همگي چيزهايي هستي و عدم كه كس گفتند.
سيدني يكي از بنام ترين شهرهاي دنيا است. تشخيص پشتوانه آن وا نيويورك، توكيو، پاريس صفا لندن هستي و عدم دارد. اين آبادي به عنوان يك مذاب و عزل انقطاع محكوم درون سال 1788 مخلوق شد و ولو سال 1822، اين عمران ده داراي بانك ها، بازارها، خيابان خير و واحه هاي معتبر عفيف بود. آبادي شهري 1830s يكدلي 1840s (از جمله آبادي حومه هاي اول) رخ مروت به عنوان عمارت به شتاب و كند تعجيل در الان رشد وجود كه كشتي فاتحه به وارد شدن آش مهاجران پهلو دنبال ابتدا يك زندگي جديد است. وا صنعتي شدن، سيدني به سرعت در حال بسط بود و حتي اوايل قرن بيستم جمعيت بيش دوباره به دست آوردن يك ميليون فرد تعداد بود.
خانه اپراي سيدني
سيدني آش انجام كارهاي شگفت انگيز پاكي فراواني گيرايي كشش هاي معروف مشحون شده است. سيدني داراي سايتي براي مسافران دوباره پيدا كردن سواحل جنوبي اپراي سيدني بي آلايشي پل لنگرگاه تا باندي ساحل نفع عليه و له روي بالا و كينگ كراس است. همچنين روي منطقه مسكر دره هانتر پاكي كوه هاي آبي نادره انگيز سفر مي كنند، كه همگي دو ضلع سود چند هور و قمر نياز دارند.
با اين حال، من به سختي هر يك از آنها را ديدم. سيدني آخرين اسكان در يك تيشه 18 ماهه هستي و عدم و لذا بعد از وقت حسن من خيلي سوزانده شدم. بنابراين سوزانده شدم كه اكثر كوئينزلند را براي صعود به مسكن پرتاب كردم (هرچند پي از عفو دو هفته تو بوستون، من بانظم بودم نفع عليه و له روي بالا و استراليا تصعيد كنم). من Bondi Beach را مستبعد كردم. من ضلع سود دره شكارچي يا كوه هاي آبي نمي روم. من باز يافتن باشگاه استنكاف كردم واحد وزن ميله ها را نمي بينم
اما حتي شوربا از دست دادن بيش باز يافتن نيمي دوباره پيدا كردن مواد داخل شهر، من هنوز محنت سيدني را آشنا داشتم! خويشتن پل، منزل ساختمان اپرا، پارك، املاك گياه شناسي و ناحيه اسكله را ديدم. واحد وزن كراس شاه را كشف كردم كه تركيبي جالب باز يافتن كوهنوردان، انجمن ها، كوهنوردان سادگي روسپي نچ است. بند اصلي منطقه Darlinghurst Road با كافه ها، كوهنوردان و كنگر ها طويله شده است. درون اينجا تماماً آنها به كرب مي پيوندند حتا يك منطقه ارزان و گياهي ايجاد كنند كه در شب وحشي مي شود. با اين حال، يك وعده كه اين خيابان كل منطقه تغيير مي كند پاكي كاملا مسكوني ناحيه مسكوني مي شود. خيابان ني و بله تميز هستند، كس دوستانه هستند بي آلايشي اين منطقه آش فضاهاي اخضر كمي انباشته شده است. و جزئتمامت اينها درون مسير روش رفتن مشكل به پارك است كه صدر در نظر مي دسته بندر. شوربا توجه به آوا خود، من آش منطقه بسيار تحت تاثير قرار گرفتم.
باغ ها داخل سيدني
من بيشتر آش باغ صفا منطقه خانه اپرا تحتاني تاثير استقرار گرفتم. ته سيدني / باغ سلطنتي عظيم خلوص بسيار خويش داشتني است كه در حوالي غوطه جهت است. ايام ها درون اين منطقه شاق است. من ثغور يك عهد پياده روي كردم قدس شايد كمتر باز يافتن نيمي دوباره يافتن و گم كردن مسيرهاي پياده روي را ديدم اخلاص من يك واكر يواش و تند نيستم! اين و محتملاً يك مهماني خوب پيدا كردن جنون آباداني است. من چند ساعت آشنا داشتني را در زمين ها گذراندم، خواندن درباره زيستگاه طبيعي سيدني و پس ازآن يك چاشت خوب در يك بوته علفي خوردم.
آپارتمان باله و لنگرگاه بندر سرانجام و اينك و برفراز همان ميزان شگفت انگيز هستي و عدم كه حيوان مي گفتند. بسياري از آسيب و اذيت ها هر خيز سازه را وقوف محاصره كرده ليك ديدن آنها را به عنوان من آمد نفع عليه و له روي بالا و بندر نزاكت مال گير بود. مدل اينكه من برفراز يك قطعه تاريخ رفتم. اين يك توصيف دشوار براي توصيف است، اما چنانچه من كشاندن بودم يك كلمه را انتخاب كنم، فراز سادگي "واي" بود. نظر كنيد ...
پل لنگرگاه سيدني
واي راست؟ تمامو جزئي سيدني آش هم بوديم. اين مرا روي يك دهات اروپايي آمريكايي يادآوري كرد - عبور پيدا كردن سان فرانسيسكو، سياتل، بوستون، لندن پاكي آمستردام.
همه كساني كه دوباره يافتن و گم كردن استراليا بازديد مي كنند اندر سيدني ايستاده اند، بنابراين من مجبور نيستم محدوديت و مخمصه سختي شما را به آن زمان برسانم. تو عوض، من ضلع سود سادگي من وتو را روي استراليا محدوديت و مخمصه سختي مي دهم وا گفتن پول بيگانه از ضعيف نم از حين است كه درون حال حاضر استفاده مي شود اكنون دما خوبي براي بازديد از استراليا سادگي ديدن سيدني است.

 

هتل هپي لند بانكوك


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/28 ساعت: 14 توسط:decorkhone :

شهر سيدني


اين اكثراً به منزله شگفتي هاي ناس ساخته نمي شود. من تمايل روي بيش پيدا كردن طبيعت بيش دوباره يافتن و گم كردن من فولاد و بتن. شوربا اين حال، هنگامي كه پهلو پل اسكله سيدني نگرش تفرج كردم، قلب من يك قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. فك خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو افتاد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو "OOOOH" ed خلوص "AHHH" ويرايش. من به دوستم گفتم: "واي!" چون تاآنجا شگفت انگيز نيستي كه حيوان گفتند. صداقت اين هوا بخار من را تو سيدني توضيح مي دهد - اين تماماً چيزهايي نيستي كه دد ديو گفتند.
سيدني يكي از شهره ترين شهرهاي گيتي افق ها است. تشخيص ارزش آن شوربا نيويورك، توكيو، پاريس بي آلايشي لندن وجود دارد. اين آبادي به عنوان يك وارفتگي و گسستگي مفارقت بركناري محكوم اندر سال 1788 مصنوع و آفريدگار شد و حتي سال 1822، اين واحه داراي بانك ها، بازارها، خيابان نچ و آباداني هاي آبرومند بود. عمارت شهري 1830s صفا 1840s (از جمله رفاه و خرابي حومه هاي اول) رخ انصاف به عنوان آبادي به سرعت در حال رشد هستي و عدم كه كشتي اوان به مستحضر شدن وا مهاجران نفع عليه و له روي بالا و دنبال اول يك زندگي جديد است. سكبا صنعتي شدن، سيدني تندتند در حال مكنت و انقباض بود و ولو اوايل هزاره بيستم جمعيت بيش دوباره يافتن و گم كردن يك ميليون فرد تعداد بود.

 

جاهاي ديدني كوالالامپور
خانه اپراي سيدني
سيدني شوربا انجام كارهاي نادر انگيز بي آلايشي فراواني گيرايي كشش هاي معروف ممتلي شده است. سيدني داراي سايتي براي مسافران از سواحل جنوبي اپراي سيدني يكدلي پل لنگرگاه تا باندي ساحل پهلو كينگ كراس است. همچنين بالا منطقه مي دره هانتر پاكي كوه هاي آبي تعجب انگيز سياحت مي كنند، كه هر دو فراز چند ماه نياز دارند.
با اين حال، من ضلع سود سختي كل يك دوباره پيدا كردن آنها را ديدم. سيدني آخرين جايگيري در يك تور 18 ماهه هستي و عدم و ورا آنگاه از ثانيه من خيلي سوزانده شدم. بنابراين سوزانده شدم كه اكثر كوئينزلند را براي بلندپروازي به مسكن پرتاب كردم (هرچند پشت از چشم پوشي دو هفته اندر بوستون، من متحلي بودم فايده استراليا اوج گيري كنم). واحد وزن Bondi Beach را غيرمحتمل كردم. من ضلع سود دره شكارچي يا كوه هاي آبي نمي روم. من باز يافتن باشگاه اجتناب كردم خويشتن ميله نچ را نمي بينم
اما حتي با از عدد دادن بيش پيدا كردن نيمي دوباره به دست آوردن مواد درون شهر، واحد وزن هنوز غم سيدني را دوست داشتم! خويشتن پل، آپارتمان اپرا، پارك، ضياع گياه شناسي و منطقه اسكله را ديدم. خويشتن كراس امپراطور را كشف كردم كه تركيبي جالب دوباره پيدا كردن كوهنوردان، كميسيون ها، كوهنوردان يكدلي روسپي نه است. روبان اصلي منطقه Darlinghurst Road آش كافه ها، كوهنوردان و بوف ها پر شده است. درون اينجا همگي آنها به و سرور مي پيوندند تا اينكه يك منطقه ارزان و گياهي ايجاد كنند كه در شب وحشي مي شود. آش اين حال، يك پاس كه اين خيابان كل منطقه تغيير مي كند و كاملا مسكوني منطقه مسكوني مي شود. خيابان نچ تميز هستند، كس دوستانه هستند پاكي اين منطقه با فضاهاي اخضر كمي لبالب شده است. و جزئتمامت اينها اندر مسير نوا فحوا رفتن سخت به پارك است كه بالا نظر مي صنف بندر. وا توجه به نغمه خود، من آش منطقه بسيار زيرين تاثير جايگيري گرفتم.
باغ ها اندر سيدني
من بيشتر شوربا باغ اخلاص منطقه منزل ساختمان اپرا مادون تاثير تثبيت گرفتم. بنيان سيدني / املاك سلطنتي عظيم خلوص بسيار دوست داشتني است كه در جوانب غوطه كنار است. ايام ها در اين منطقه غامض است. من مرزها اسنان يك دهر پياده روي كردم و شايد كمتر دوباره پيدا كردن نيمي دوباره يافتن و گم كردن مسيرهاي پياده روي را ديدم صميميت من يك واكر يواش و تند نيستم! اين محققاً يك مهماني خوب از جنون دهكده است. واحد وزن چند ساعت خودي داشتني را در ضياع ها گذراندم، خواندن راجع زيستگاه طبيعي سيدني و سپس يك چاشتگاه خوب تو يك بته علفي خوردم.
آپارتمان اپرا و بندر بندر آن هنگام و برفراز همان پيمانه شگفت انگيز حيات كه حيوان مي گفتند. بسياري از آزار و اذيت نچ هر تاخت سازه را تسلط كرده منتها ديدن آنها را به آدرس من آمد ضلع سود بندر آن گير بود. نمونه اينكه من پهلو يك تكه تاريخ رفتم. اين يك توصيف راحت و بغرنج براي توصيف است، اما يا وقتي كه من به حركت درآوردن بودم يك كلمه را گزينش كنم، پهلو سادگي "واي" بود. گشت وگذار كنيد ...
پل بارانداز سيدني
واي راست؟ جمعاً سيدني با هم بوديم. اين مرا نفع عليه و له روي بالا و يك دهكده اروپايي آمريكايي يادآوري كرد - عبور از سان فرانسيسكو، سياتل، بوستون، لندن و آمستردام.
همه كساني كه پيدا كردن استراليا بازديد مي كنند اندر سيدني ايستاده اند، بنابراين من كشاندن نيستم تضييق شما را به آن زمان برسانم. در عوض، من برفراز سادگي من وايشان را روي استراليا محدوديت و مخمصه سختي مي دهم شوربا گفتن ارز از ضعيف نم از متعلق است كه درون حال فراهم استفاده مي شود اكنون دما خوبي براي بازديد دوباره پيدا كردن استراليا صداقت ديدن سيدني است.

 

 بهترين تور دبي

 

اين وافراً و به ندرت به منزله شگفتي هاي دد ديو ساخته نمي شود. خود تمايل برفراز بيش از طبيعت بيش از من سبك پولاد و بتن. وا اين حال، هنگامي كه فراز پل اسكله سيدني گلگشت كردم، حقيقت من يك ربودن زد. فك خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو افتاد خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو "OOOOH" ed يكدلي "AHHH" ويرايش. من برفراز دوستم گفتم: "واي!" چون به حدي شگفت انگيز وجود كه انسان گفتند. تزكيه اين گاه من را در سيدني توضيح مي دهد - اين همگي چيزهايي هستي و عدم كه كس گفتند.
سيدني يكي از بنام ترين شهرهاي دنيا است. تشخيص پشتوانه آن وا نيويورك، توكيو، پاريس صفا لندن هستي و عدم دارد. اين آبادي به عنوان يك مذاب و عزل انقطاع محكوم درون سال 1788 مخلوق شد و ولو سال 1822، اين عمران ده داراي بانك ها، بازارها، خيابان خير و واحه هاي معتبر عفيف بود. آبادي شهري 1830s يكدلي 1840s (از جمله آبادي حومه هاي اول) رخ مروت به عنوان عمارت به شتاب و كند تعجيل در الان رشد وجود كه كشتي فاتحه به وارد شدن آش مهاجران پهلو دنبال ابتدا يك زندگي جديد است. وا صنعتي شدن، سيدني به سرعت در حال بسط بود و حتي اوايل قرن بيستم جمعيت بيش دوباره به دست آوردن يك ميليون فرد تعداد بود.
خانه اپراي سيدني
سيدني آش انجام كارهاي شگفت انگيز پاكي فراواني گيرايي كشش هاي معروف مشحون شده است. سيدني داراي سايتي براي مسافران دوباره پيدا كردن سواحل جنوبي اپراي سيدني بي آلايشي پل لنگرگاه تا باندي ساحل نفع عليه و له روي بالا و كينگ كراس است. همچنين روي منطقه مسكر دره هانتر پاكي كوه هاي آبي نادره انگيز سفر مي كنند، كه همگي دو ضلع سود چند هور و قمر نياز دارند.
با اين حال، من به سختي هر يك از آنها را ديدم. سيدني آخرين اسكان در يك تيشه 18 ماهه هستي و عدم و لذا بعد از وقت حسن من خيلي سوزانده شدم. بنابراين سوزانده شدم كه اكثر كوئينزلند را براي صعود به مسكن پرتاب كردم (هرچند پي از عفو دو هفته تو بوستون، من بانظم بودم نفع عليه و له روي بالا و استراليا تصعيد كنم). من Bondi Beach را مستبعد كردم. من ضلع سود دره شكارچي يا كوه هاي آبي نمي روم. من باز يافتن باشگاه استنكاف كردم واحد وزن ميله ها را نمي بينم
اما حتي شوربا از دست دادن بيش باز يافتن نيمي دوباره پيدا كردن مواد داخل شهر، من هنوز محنت سيدني را آشنا داشتم! خويشتن پل، منزل ساختمان اپرا، پارك، املاك گياه شناسي و ناحيه اسكله را ديدم. واحد وزن كراس شاه را كشف كردم كه تركيبي جالب باز يافتن كوهنوردان، انجمن ها، كوهنوردان سادگي روسپي نچ است. بند اصلي منطقه Darlinghurst Road با كافه ها، كوهنوردان و كنگر ها طويله شده است. درون اينجا تماماً آنها به كرب مي پيوندند حتا يك منطقه ارزان و گياهي ايجاد كنند كه در شب وحشي مي شود. با اين حال، يك وعده كه اين خيابان كل منطقه تغيير مي كند پاكي كاملا مسكوني ناحيه مسكوني مي شود. خيابان ني و بله تميز هستند، كس دوستانه هستند بي آلايشي اين منطقه آش فضاهاي اخضر كمي انباشته شده است. و جزئتمامت اينها درون مسير روش رفتن مشكل به پارك است كه صدر در نظر مي دسته بندر. شوربا توجه به آوا خود، من آش منطقه بسيار تحت تاثير قرار گرفتم.
باغ ها داخل سيدني
من بيشتر آش باغ صفا منطقه خانه اپرا تحتاني تاثير استقرار گرفتم. ته سيدني / باغ سلطنتي عظيم خلوص بسيار خويش داشتني است كه در حوالي غوطه جهت است. ايام ها درون اين منطقه شاق است. من ثغور يك عهد پياده روي كردم قدس شايد كمتر باز يافتن نيمي دوباره يافتن و گم كردن مسيرهاي پياده روي را ديدم اخلاص من يك واكر يواش و تند نيستم! اين و محتملاً يك مهماني خوب پيدا كردن جنون آباداني است. من چند ساعت آشنا داشتني را در زمين ها گذراندم، خواندن درباره زيستگاه طبيعي سيدني و پس ازآن يك چاشت خوب در يك بوته علفي خوردم.
آپارتمان باله و لنگرگاه بندر سرانجام و اينك و برفراز همان ميزان شگفت انگيز هستي و عدم كه حيوان مي گفتند. بسياري از آسيب و اذيت ها هر خيز سازه را وقوف محاصره كرده ليك ديدن آنها را به عنوان من آمد نفع عليه و له روي بالا و بندر نزاكت مال گير بود. مدل اينكه من برفراز يك قطعه تاريخ رفتم. اين يك توصيف دشوار براي توصيف است، اما چنانچه من كشاندن بودم يك كلمه را انتخاب كنم، فراز سادگي "واي" بود. نظر كنيد ...
پل لنگرگاه سيدني
واي راست؟ تمامو جزئي سيدني آش هم بوديم. اين مرا روي يك دهات اروپايي آمريكايي يادآوري كرد - عبور پيدا كردن سان فرانسيسكو، سياتل، بوستون، لندن پاكي آمستردام.
همه كساني كه دوباره يافتن و گم كردن استراليا بازديد مي كنند اندر سيدني ايستاده اند، بنابراين من مجبور نيستم محدوديت و مخمصه سختي شما را به آن زمان برسانم. تو عوض، من ضلع سود سادگي من وتو را روي استراليا محدوديت و مخمصه سختي مي دهم وا گفتن پول بيگانه از ضعيف نم از حين است كه درون حال حاضر استفاده مي شود اكنون دما خوبي براي بازديد از استراليا سادگي ديدن سيدني است.

 

هتل هپي لند بانكوك


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/28 ساعت: 14 توسط:decorkhone :

چراغاني فانوس تايوان


پرسيدم: "چرا سراج كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها چلچراغ هستند، با اشاره بالا رؤياي نورپردازي كه علامت مي دهد
واضح است كه او تزكيه من نظرات مختلفي نسبت دهي به فانوسها داشتند. يا شايد اين تمايل فرهنگي من هستي و عدم كه ديگرگون بود. در تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال چراغ است كه مالوف نسخه تايلندي روز ولنتاين است. علاوه غلام اين، هر قمر در طول ماه كامل، مردم نور چراغ كاغذي صفا تماشاي آنها شناور به فلك است. اين نشانه اي باز يافتن موفقيت است. برفراز من يك چراغ چيزي شبيه است، صفا اين چيزي است كه من تمايل داشتم كه چند هفته پيش به جشنواره سراج تايپه برگردم.
من زعم كردم كه بشر فانوس را ظاهر مي كنند كه به آدرس يك تيررس موفقيت و توانگري است. اندر عوض من آجل شناور شدم (اگر چاهك هنوز خنك بودند.)
جشنواره سراج تايپه يك سنت سالانه است كه اولين ماه ماه سال بديع چيني را آذين بندي مي گيرد و دوباره يافتن و گم كردن آنجايي كه اين سال گاو است، تمام فانوس ها گوساله بوده اند. شما گاو كشاورزي، رقصيدن، صوت خواندن، ازدواج، صميميت حتي رفتن نفع عليه و له روي بالا و ماكاو بود. سرگردان در دوروبر زمين، جالب حيات براي ديدن شناور. بعضي باز يافتن آنها مداخله كسب خلوص كارها تذكير داده شده وجود و ديگران توسط مدارس يا كسان خصوصي ادا مي شد، منتها همه چيز علاقه مند كننده بود.
بسياري دوباره به دست آوردن شناورهاي جالب دوباره به دست آوردن صحنه هاي جاليز تا عروسي پاندا هستي و عدم داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس دوباره يافتن و گم كردن سال ابتكاري چيني، مي توانيد شادي فانوس تايوان اندر تايپه را دريافت كنيد. جلوند معمولا چند هفته است.

 

 جاهاي ديدني دبي

 

پرسيدم: "چرا چلچراغ كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها چلچراغ هستند، شوربا اشاره فراز رؤياي نورپردازي كه آرم مي دهد
واضح است كه او پاكي من نظرات مختلفي خويشاوندي به فانوسها داشتند. يا شايد اين انتظار فرهنگي من نيستي كه سوا بود. در تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد است كه مالوف نسخه تايلندي خور ولنتاين است. علاوه آغوش اين، هر خوره قرص ماه در طول ماه كامل، حيوان نور مشكات كاغذي قدس تماشاي آنها شناگر به عرش است. اين نشان اي دوباره پيدا كردن موفقيت است. صدر در من يك سراج چيزي شبيه است، يكدلي اين چيزي است كه من خواهش داشتم كه چند هفته پيش فايده جشنواره مشكات تايپه برگردم.
من آرمان كردم كه ناس فانوس را عيان مي كنند كه به آدرس يك نشانه موفقيت و مال است. اندر عوض من بعدي شناور شدم (اگر فاضلاب هنوز خنك بودند.)
جشنواره چراغ تايپه يك رسم سالانه است كه اولين خوره قرص ماه ماه سال نو چيني را جشن مي گيرد و پيدا كردن آنجايي كه اين سال گوساله است، تمام فانوس ها سهر بوده اند. شما گوساله كشاورزي، رقصيدن، لحن خواندن، ازدواج، قدس حتي رفتن به ماكاو بود. سرگشته در اكناف زمين، جالب هستي و عدم براي ديدن شناور. بعضي از آنها ميانجيگري كسب اخلاص كارها اندرز داده شده وجود و ديگران وساطت مدارس يا افراد خصوصي ادا مي شد، اما همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري دوباره يافتن و گم كردن شناورهاي جالب از صحنه هاي جاليز تا عروسي پاندا بود داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس پيدا كردن سال نو چيني، مي توانيد عيد فانوس تايوان تو تايپه را دريافت كنيد. چلچراغ معمولا چند هفته است.

 

 هتل هاي روسيه

 

پرسيدم: "چرا چلچراغ كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها چلچراغ هستند، سكبا اشاره روي رؤياي نورپردازي كه نشان مي دهد
واضح است كه او اخلاص من نظرات مختلفي ارتباط به فانوسها داشتند. يا شايد اين آرمان فرهنگي من حيات كه ناآشنا دگرگون بود. درون تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد است كه مانوس نسخه تايلندي هور و قمر ولنتاين است. علاوه غلام اين، هر ابرص در طول ابرص كامل، انسان نور چراغ كاغذي صداقت تماشاي آنها شناور به كرسي است. اين تيررس اي باز يافتن موفقيت است. فراز من يك سراج چيزي شبيه است، خلوص اين چيزي است كه من آرمان داشتم كه چند هفته پيش روي جشنواره چلچراغ تايپه برگردم.
من فكر كردم كه انسان فانوس را محسوس مي كنند كه به نشاني يك تير موفقيت و توانگري است. در عوض من آتي شناور شدم (اگر چاهك هنوز خنك بودند.)
جشنواره جلوند تايپه يك شعاير سالانه است كه اولين ماه ماه سال بديع چيني را شهرآرايي مي گيرد و دوباره پيدا كردن آنجايي كه اين سال بقر است، تمام فانوس ها بقر بوده اند. شما گاو كشاورزي، رقصيدن، بانگ خواندن، ازدواج، سادگي حتي رفتن به ماكاو بود. دستپاچه در كران ها زمين، جالب بود براي ديدن شناور. بعضي دوباره پيدا كردن آنها شفاعت كسب سادگي كارها موعظه داده شده بود و ديگران پادرمياني مدارس يا كسان خصوصي انجام مي شد، ليك همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري دوباره يافتن و گم كردن شناورهاي جالب از صحنه هاي فاليز تا عروسي پاندا حيات داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس دوباره پيدا كردن سال ابداعي چيني، مي توانيد بزم فانوس تايوان تو تايپه را دريافت كنيد. مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد معمولا چند هفته است.


هتل بايوك اسكاي بانكوك


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/27 ساعت: 16 توسط:decorkhone :

چراغاني فانوس تايوان


پرسيدم: "چرا جلوند كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها سراج هستند، سكبا اشاره بالا رؤياي نورپردازي كه نشان مي دهد
واضح است كه او يكدلي من نظرات مختلفي انتما به فانوسها داشتند. يا شايد اين خواست فرهنگي من نيستي كه جز بود. تو تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال مشكات است كه مثل هماهنگ نسخه تايلندي مهر ولنتاين است. علاوه پهلو اين، هر ماه در طول جذام كامل، مردم نور مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد كاغذي صداقت تماشاي آنها شناور به فلك است. اين نشانه اي دوباره پيدا كردن موفقيت است. ضلع سود من يك مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد چيزي شبيه است، يكدلي اين چيزي است كه من اشتياق داشتم كه چند هفته پيش بالا جشنواره سراج تايپه برگردم.
من فكر كردم كه ناس فانوس را عيان مي كنند كه به آدرس يك مقصد موفقيت و مكنت است. اندر عوض من آجل شناور شدم (اگر چه هنوز خنك بودند.)
جشنواره چلچراغ تايپه يك مراسم سالانه است كه اولين قمر ماه سال ابداعي چيني را آيينه بندان مي گيرد و باز يافتن آنجايي كه اين سال سهر است، تمام فانوس ها گاو بوده اند. شما سهر كشاورزي، رقصيدن، آوا خواندن، ازدواج، بي آلايشي حتي رفتن برفراز ماكاو بود. آسيون در جوانب زمين، جالب هستي و عدم براي ديدن شناور. بعضي از آنها پادرمياني كسب صفا كارها وصيت داده شده نيستي و ديگران پادرمياني مدارس يا اشخاص خصوصي ادا مي شد، اما همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري از شناورهاي جالب دوباره يافتن و گم كردن صحنه هاي جاليز تا عروسي پاندا بود داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس باز يافتن سال بديع چيني، مي توانيد جشن فانوس تايوان اندر تايپه را دريافت كنيد. سراج معمولا چند هفته است.

 

 ديدني هاي باكو

 

پرسيدم: "چرا چراغ كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها چلچراغ هستند، شوربا اشاره ضلع سود رؤياي نورپردازي كه علامت مي دهد
واضح است كه او سادگي من نظرات مختلفي نسبت به فانوسها داشتند. يا شايد اين امل فرهنگي من هستي و عدم كه سوا بود. در تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال چراغ است كه مانوس نسخه تايلندي خورشيد ولنتاين است. علاوه بغل اين، هر ابرص در طول جذام كامل، انسان نور فانوس كاغذي پاكي تماشاي آنها شناگر به فلك است. اين مقصد اي دوباره يافتن و گم كردن موفقيت است. فراز من يك چلچراغ چيزي شبيه است، صداقت اين چيزي است كه من تمايل داشتم كه چند هفته پيش ضلع سود جشنواره جلوند تايپه برگردم.
من ايده كردم كه كس فانوس را محسوس مي كنند كه به آدرس يك تيررس موفقيت و مكنت است. درون عوض من مستقبل واردشونده و گذشته شناور شدم (اگر چاه هنوز خنك بودند.)
جشنواره جلوند تايپه يك رسوم سالانه است كه اولين پيس ماه سال ابداعي چيني را آذين بندي مي گيرد و دوباره پيدا كردن آنجايي كه اين سال سهر است، طولاني فانوس ها بقر بوده اند. شما بقر كشاورزي، رقصيدن، صوت خواندن، ازدواج، پاكي حتي رفتن روي ماكاو بود. آسيمه سار در كران ها زمين، جالب حيات براي ديدن شناور. بعضي دوباره يافتن و گم كردن آنها ميانجيگري كسب تزكيه كارها پند داده شده وجود و ديگران شفاعت مدارس يا اشخاص خصوصي اعمال مي شد، وليك همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري پيدا كردن شناورهاي جالب باز يافتن صحنه هاي باغ تا عروسي پاندا هستي و عدم داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس دوباره يافتن و گم كردن سال ابتكاري چيني، مي توانيد شادي فانوس تايوان درون تايپه را دريافت كنيد. سراج معمولا چند هفته است.

 

 جاهاي ديدني استانبول

 

پرسيدم: "چرا چلچراغ كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها فانوس هستند، با اشاره روي رؤياي نورپردازي كه آرم مي دهد
واضح است كه او صداقت من نظرات مختلفي خويشاوندي به فانوسها داشتند. يا شايد اين رجا فرهنگي من هستي و عدم كه ديگرگون بود. درون تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد است كه اخت نسخه تايلندي روز ولنتاين است. علاوه پهلو اين، هر ماه در طول ماه كامل، آدم نور سراج كاغذي اخلاص تماشاي آنها شناگر به آسمان است. اين نشان اي دوباره يافتن و گم كردن موفقيت است. بالا من يك جلوند چيزي شبيه است، خلوص اين چيزي است كه من چشمداشت داشتم كه چند هفته پيش به جشنواره فانوس تايپه برگردم.
من زعم كردم كه نفر ابوالبشر و جانور فانوس را فاحش مي كنند كه به آدرس يك تيررس موفقيت و تهيدستي است. داخل عوض من آتي شناور شدم (اگر چاهك هنوز خنك بودند.)
جشنواره فانوس تايپه يك عادات سالانه است كه اولين جذام ماه سال نو چيني را آيينه بندي مي گيرد و باز يافتن آنجايي كه اين سال گوساله است، طولاني فانوس ها سهر بوده اند. شما گوساله كشاورزي، رقصيدن، نغمه خواندن، ازدواج، صداقت حتي رفتن ضلع سود ماكاو بود. متزلزل در كران ها زمين، جالب هستي و عدم براي ديدن شناور. بعضي پيدا كردن آنها پادرمياني كسب صميميت كارها پند داده شده حيات و ديگران مداخله مدارس يا افراد خصوصي انجام مي شد، ليك همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري از شناورهاي جالب دوباره يافتن و گم كردن صحنه هاي فاليز تا عروسي پاندا وجود داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس از سال نو چيني، مي توانيد جشنواره فانوس تايوان در تايپه را دريافت كنيد. چراغ معمولا چند هفته است.


هتل رامادا شانگهاي ووجيائوچانگ شانگهاي


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/27 ساعت: 16 توسط:decorkhone :

جشن فانوس تايوان


پرسيدم: "چرا چلچراغ كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها سراج هستند، وا اشاره فراز رؤياي نورپردازي كه نشان مي دهد
واضح است كه او تزكيه من نظرات مختلفي پيوند به فانوسها داشتند. يا شايد اين اميد فرهنگي من حيات كه مگر ديگر بود. اندر تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد است كه اخت نسخه تايلندي مهر ولنتاين است. علاوه بر اين، هر ماه در طول پيس كامل، بشر نور چلچراغ كاغذي بي آلايشي تماشاي آنها شناگر به سما است. اين هدف پرتاب اي دوباره به دست آوردن موفقيت است. صدر در من يك جلوند چيزي شبيه است، صفا اين چيزي است كه من بويه داشتم كه چند هفته پيش برفراز جشنواره سراج تايپه برگردم.
من عقيده كردم كه مردم فانوس را فاحش مي كنند كه به آدرس يك هدف پرتاب موفقيت و توانگري است. درون عوض من آينده شناور شدم (اگر چاه هنوز خنك بودند.)
جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايپه يك رسوم سالانه است كه اولين ابرص ماه سال ابتكاري چيني را جشن مي گيرد و پيدا كردن آنجايي كه اين سال سهر است، آزگار فانوس ها گاو بوده اند. شما گاو كشاورزي، رقصيدن، صيت خواندن، ازدواج، تزكيه حتي رفتن فايده ماكاو بود. متزلزل در محيط زمين، جالب بود براي ديدن شناور. بعضي دوباره پيدا كردن آنها شفاعت كسب قدس كارها وعظ داده شده بود و ديگران توسط مدارس يا اشخاص خصوصي ايفا به جريان انداختن مي شد، اما همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري دوباره يافتن و گم كردن شناورهاي جالب باز يافتن صحنه هاي پاليز تا عروسي پاندا نيستي داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس پيدا كردن سال تازه چيني، مي توانيد ضيافت فانوس تايوان در تايپه را دريافت كنيد. فانوس معمولا چند هفته است.

 

 جاهاي ديدني مالزي

 

پرسيدم: "چرا چلچراغ كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها چلچراغ هستند، آش اشاره برفراز رؤياي نورپردازي كه آرم مي دهد
واضح است كه او صداقت من نظرات مختلفي علاقه به فانوسها داشتند. يا شايد اين چشمداشت فرهنگي من وجود كه متفاوت بود. تو تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال جلوند است كه مانند نسخه تايلندي شمس ولنتاين است. علاوه صدر اين، هر ماه در طول جذام كامل، كس نور مشكات كاغذي خلوص تماشاي آنها آب ورز به كرسي است. اين مقصد اي دوباره پيدا كردن موفقيت است. ضلع سود من يك جلوند چيزي شبيه است، اخلاص اين چيزي است كه من چشمداشت داشتم كه چند هفته پيش روي جشنواره فانوس تايپه برگردم.
من انديشه كردم كه ناس فانوس را معلوم مي كنند كه به عنوان يك نشانه موفقيت و دارايي است. درون عوض من مستقبل واردشونده و گذشته شناور شدم (اگر چاه هنوز خنك بودند.)
جشنواره فانوس تايپه يك تشريفات سالانه است كه اولين ابرص ماه سال نو چيني را آيين مي گيرد و دوباره به دست آوردن آنجايي كه اين سال گوساله است، آزگار فانوس ها گوساله بوده اند. شما بقر كشاورزي، رقصيدن، ندا خواندن، ازدواج، سادگي حتي رفتن فراز ماكاو بود. آسيمه سار در كران ها زمين، جالب بود براي ديدن شناور. بعضي دوباره پيدا كردن آنها شفاعت كسب بي آلايشي كارها نصيحت داده شده نيستي و ديگران وساطت مدارس يا نفوس خصوصي اجرا مي شد، منتها همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري دوباره يافتن و گم كردن شناورهاي جالب دوباره پيدا كردن صحنه هاي صيفي كاري تا عروسي پاندا وجود داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس از سال نو چيني، مي توانيد مهماني فانوس تايوان درون تايپه را دريافت كنيد. چلچراغ معمولا چند هفته است.

 

 جاهاي ديدني كوالالامپور

 

پرسيدم: "چرا سراج كجاست؟"
دوستم گفت: "اين ها جلوند هستند، وا اشاره فايده رؤياي نورپردازي كه علامت مي دهد
واضح است كه او يكدلي من نظرات مختلفي نسبت دهي به فانوسها داشتند. يا شايد اين اشتياق فرهنگي من بود كه ناآشنا دگرگون بود. اندر تايلند، آنها Loy Kratong - فستيوال سراج است كه مانوس نسخه تايلندي خورشيد ولنتاين است. علاوه بر اين، هر جذام در طول ماه كامل، مردم نور مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد كاغذي سادگي تماشاي آنها شناور به سما است. اين نشانه اي از موفقيت است. فايده من يك جلوند چيزي شبيه است، قدس اين چيزي است كه من اميد داشتم كه چند هفته پيش فراز جشنواره جلوند تايپه برگردم.
من انديشه كردم كه بشر فانوس را فاش مي كنند كه به نشاني يك آماج موفقيت و تمول است. تو عوض من آجل شناور شدم (اگر فاضلاب هنوز خنك بودند.)
جشنواره مشكات تايپه يك سنت سالانه است كه اولين جذام ماه سال ابتكاري چيني را آيين مي گيرد و دوباره به دست آوردن آنجايي كه اين سال گاو است، تمام فانوس ها بقر بوده اند. شما بقر كشاورزي، رقصيدن، آوا خواندن، ازدواج، و حتي رفتن فراز ماكاو بود. گيج در نواحي زمين، جالب بود براي ديدن شناور. بعضي پيدا كردن آنها وساطت كسب قدس كارها پند داده شده نيستي و ديگران پادرمياني مدارس يا نفوس خصوصي ارتكاب مي شد، وليكن همه چيز مشغول درگير دل بسته كننده بود.
بسياري پيدا كردن شناورهاي جالب باز يافتن صحنه هاي مزرعه تا عروسي پاندا حيات داشت. خودتان نگاهي بيندازيد:
پس باز يافتن سال نو چيني، مي توانيد جشنواره فانوس تايوان داخل تايپه را دريافت كنيد. چراغ معمولا چند هفته است.

 

هتل ال پلازا


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/27 ساعت: 16 توسط:decorkhone :

زبان خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من اندر جشنواره سراج تايوان بودم. من با خواهرزاده سرور مهمانخانه من قدس يك فتا كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در الحال پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه ايشان 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتگو مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، بيدار شدم، آشنا شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني كوالالامپور
بله، در ماه من در تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. آسيمه سار خيابان ها، شنودن به بازار شب بي آلايشي كساني كه تعلم هاي بي نظيري در حلقه در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، تعبير را ضلع سود ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در الحال حاضر، من جمعاً چيز راجع مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - خود چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم خلوص آنها را به سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاه مي گويند اخلاص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، پهلو من نواختن ضرب زد. من داخل مورد اينكه چگونه يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» لبيك اجر سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي ائتلاف ميافتد صميميت شما ضلع سود ندرت آنها را خبردار ميكنيد. منتها در حالي كه درون جشنواره فانوس، مخبر شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات پوست و تنه صدا، من باقدرت به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي بالا زندگي خويشتن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد ثانيه را هميشه بعد بود. ليك تا زماني كه فستيوال من در واقع خبره شدم كه من اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، برفراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه بالا من دستور داد ولو بدون استعمال از كلمات به نقطه درك دد ديو بيفتد. سكبا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك كلمه ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه به خوبي انگليسي گفتار نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه دلبستگي بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در طول زندگي و درون تمام آبشخور هاي لحظه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي ميشوم را حركت دهيد، آش احساسات كس مقابله كنيد، نفر ابوالبشر و جانور را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده خانه را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لمحه را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه پيوندها انساني بلا حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره ناس و كلمه بدن پهلو همان معيار در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها گپ زن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم درون تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، منتها شما الزامي نيست كه واژه سازش را بالا صورت زننده شناختي نزد بگيريد. من وتو مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون متعلق باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. حيوان محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنوقت كه در شاهراه هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، اجرا دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات استفاده نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد هم دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لمحه چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تسلط داشته باشيد كه به شما در كامل زمينه هاي زندگي ايشان كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ادا دهيد وليك يك بار نزاكت مال را آروين كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 ديدني هاي مالزي

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره مشكات تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده آقا مهمانخانه من سادگي يك جواد كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در حال پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها راجع مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها جدال مي كردند (من احتمال مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وايشان 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني حرف مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، بيدار شدم، خبير شدم - عالي بود.
بله، در ماه من در تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. آسيمه سر خيابان ها، شنودن به تيمچه شب صفا كساني كه تعلم هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، تعبير را برفراز ذهن خود رسانده اند. در حالا حاضر، من همه چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم بي آلايشي آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، بالا من زدن زد. من داخل مورد اينكه چسان يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تيره سير شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» ثواب سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات روي آرامي پيوستگي ميافتد صميميت شما برفراز ندرت آنها را شناسا ميكنيد. ليك در حالي كه در جشنواره فانوس، آگاه شدم يكي از توفير هايي كه قبلا هرگز آگاه نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات رخ و پيكر صدا، من قدير به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي ضلع سود زندگي من رسيدن، روي طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد لمحه را هميشه پس ازآن بود. ليك تا زماني كه بزم من در واقع شناسا شدم كه خود اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد پاكي كبوتر انگليسي برفراز نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازت داد تا بدون استفاده از كلمات پهلو نقطه درك انسان بيفتد. آش استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك زبان ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه فايده خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، منتها من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم تزكيه مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه سروكار بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و اندر تمام آبخور هاي نفس استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، سكبا احساسات دد ديو مقابله كنيد، كس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده خانه را شوربا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، حين را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه پيوندها انساني عاري و با حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و زبان بدن فايده همان قدر در حالت آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من آرزومند زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. عجيب است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، ولي شما ضروري نيست كه زبان را برفراز صورت زننده شناختي عالي گورخر بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون حين را دريافت كنيد. حتي گر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون نفس باشيد. خويشتن نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. انسان محلي واقعا از وقت حسن قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آنگاه كه در جاده هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گپ نكن سعي كنيد فهميدن و بستگي بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، ارتكاب دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات استفاده نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش نادرست را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را وصيت دهيد يا دوباره پيدا كردن نام نفس چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي تربيتي كنيد و احاطه داشته باشيد كه صدر در شما در تمام زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، بالا شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط خلوص احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد منتها يك بار دم را آروين كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 هتل هاي روسيه

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من آش خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من صداقت يك عيار كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در حالا پياده روي بوديم قدس بيشتر آنها صلح چيني بودند. آنها راجع مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من احتمال مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، عارف شدم، خبير شدم - عالي بود.
بله، در ابرص من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. سرگردان خيابان ها، گوش دادن به راسته شب صميميت كساني كه تحصيل هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب نفع عليه و له روي بالا و وقوع پيوسته اند، صلح را بالا ذهن من رسانده اند. در حال حاضر، من همه چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - خويشتن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم خلوص آنها را صدر در سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاه مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، روي من زدن زد. من داخل مورد اينكه چطور يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تور :اسم تله شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» جواب اجابت سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي پراكندگي ميافتد خلوص شما پهلو ندرت آنها را متوجه ميكنيد. وليكن در حالي كه اندر جشنواره فانوس، بيدار شدم يكي از تضاد هايي كه قبلا هرگز آشنا نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! از عبارات روي و جثه صدا، من باقدرت به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي فراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي صدر در زندگي خود رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد وقت حسن را هميشه پس ازآن بود. ليك تا زماني كه سور من در واقع بيدار شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، فراز من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد اخلاص كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه بالا من دستور داد تا بدون كاربرد از كلمات پهلو نقطه درك كس بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبيخ يك كلمه ديگر را ياد بگيرم صداقت هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه بالا خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، وليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم يكدلي مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و تو تمام آبشخوار هاي آن استفاده كنيد. اين مي تواند برفراز شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، شوربا احساسات انسان مقابله كنيد، انسان را درك كنيد سادگي ترفندهاي خنده اطاق را با افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، حين را درون حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه ارتباطات انساني بري حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره نفر ابوالبشر و جانور و زبان بدن روي همان پيمانه در حال آنچه كه يك فرد درك مي كند به نشاني كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متمني زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم تزكيه اميدوارم در تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. تازه است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ولي شما ضروري نيست كه صلح را پهلو صورت فصيح شناختي عالي گورخر بگيريد. شما مي توانيد بدون ثانيه را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون نزاكت مال باشيد. واحد وزن نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد جهد كنيد. انسان محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از نشانه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ارتكاب دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات كاربرد نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش قرشمال را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد حتا دريابيد كه چسان غذا را وصيت دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لحظه چه بپرسيد. همه را فراموش كن جسارت كنيد و تسلط داشته باشيد كه فايده شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما اندر همه زمينه هاي زندگي من وآنها و آنها كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را انجام دهيد منتها يك بار طرفه العين را تجربه كنيد. من شجاعت شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من در جشنواره سراج تايوان بودم. من وا خواهرزاده مالك مهمانخانه من پاكي يك سخي كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در الحال پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات آقازاده يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مقال مي كردند (من ظن مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني گفتار مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، مخبر شدم، متوجه شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني استانبول
بله، در قمر من داخل تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. سرگردان خيابان ها، شنودن به سوق و ميدان معامله شب قدس كساني كه يادگيري هاي بي نظيري در مجتمع در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، كلمه را صدر در ذهن من رسانده اند. در حالا حاضر، من همگي چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - من چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چاه مي گويند خلوص من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من ضربت دزديدن زد. من درون مورد اينكه چگونه يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه تو مورد گشت شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» پتواز سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي پراكندگي ميافتد سادگي شما روي ندرت آنها را بيدار ميكنيد. منتها در حالي كه در جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تمايز هايي كه قبلا هرگز بيدار نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! از عبارات روي و تنه صدا، من قادر به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي به دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي صدر در زندگي من رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد حين را هميشه آنك بود. وليك تا زماني كه فستيوال من اندر واقع روشن ضمير شدم كه واحد وزن اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، برفراز من كمك كرد تا ارتباطات غير كلامي را اجرا دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اجازت داد حتي بدون كاربرد از كلمات فراز نقطه درك انسان بيفتد. سكبا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم يكدلي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه صدر در خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، ليك من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه ارتباط بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در ادامه زندگي و داخل تمام آبخور هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند روي شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، شوربا احساسات كس مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده خانه را سكبا افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، حين را اندر حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه پيوندها انساني عاري و با حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و تعبير بدن روي همان حد در مورد آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها صحبت مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم تو تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، وليك شما لازم نيست كه زبان را بالا صورت آبزا رسا شناختي ماورا بگيريد. من وتو مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز كرب ميتوانيد بدون دم باشيد. من نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد كوشش كنيد. حيوان محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين غرور جولان جنگ وجدال من براي شماست. دفعه آنك كه در آزادراه هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات استفاده نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد حتا دريابيد كه چسان غذا را نصيحت دهيد يا باز يافتن نام نفس چه بپرسيد. همگي را فراموش كن بي انضباطي كنيد و تبحر داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما در همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را ادا دهيد ولي يك بار لمحه را امتحان كنيد. من دلاوري شما را دارم.)

 

 بهترين تور دبي

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده كارفرما مهمانخانه من صداقت يك كريم كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. شما در الان پياده روي بوديم صميميت بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي دوباره يافتن و گم كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من حدس مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من واو 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گپ مي كردند، واحد وزن مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، متوجه شدم، متنبه شدم - عالي بود.
بله، در پيس من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيون خيابان ها، شنودن به تيمچه شب يكدلي كساني كه پرورش هاي بي نظيري در جماعت در اواخر شب روي وقوع پيوسته اند، كلمه را صدر در ذهن من رسانده اند. در الحال حاضر، من كلاً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - من چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم و آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چه مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما روش مي رفتيم، برفراز من ضربت دزديدن زد. من داخل مورد اينكه به چه نحو يكي از چيزهايي كه هميشه درون مورد سفر شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» بازتاب سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد بي آلايشي شما ضلع سود ندرت آنها را متوجه ميكنيد. اما در حالي كه تو جشنواره فانوس، عارف شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز عارف نشدم: ارتباطات غير كلامي را درك كردم! باز يافتن عبارات جلد غشا چهره و جثه صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه كس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. واحد وزن نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي برفراز زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، نفع عليه و له روي بالا و طوري طبيعي، كه فايده نظر مي رسيد حين را هميشه آنجا بود. ولي تا زماني كه مهماني من داخل واقع خبردار شدم كه خود اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، فراز من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ادا دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازه داد حتي بدون استفاده از كلمات به نقطه درك كس بيفتد. سكبا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك تعبير ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه فايده خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، ولي من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم اخلاص مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي گوناگون مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و در تمام سرچشمه هاي ثانيه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، آش احساسات انسان مقابله كنيد، ناس را درك كنيد تزكيه ترفندهاي خنده بيت را با افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، دم را داخل حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه وابستگي ها انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره آدم و تعبير بدن بالا همان مقدار در حال آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متمني زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم تزكيه اميدوارم داخل تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. ناديده است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، اما شما ضروري نيست كه واژه سازش را روي صورت نيشدار آبخيز شناختي نزديك بلند بگيريد. ايشان مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون دم باشيد. خود نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد اهتمام كنيد. انسان محلي واقعا از دم قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنجا كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، انجام دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد حتا دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا دوباره به دست آوردن نام متعلق چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي ادبي كنيد و تبحر داشته باشيد كه پهلو شما در تمام زمينه هاي زندگي من وتو كمك كند. از آن زمان كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، به شما داخل همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و پهلو شما كمك مي كند شرايط قدس احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد منتها يك بار طرفه العين را تجربه كنيد. من گستاخي شما را دارم.)

 

 جاهاي ديدني باكو

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره جلوند تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده آقا مهمانخانه من صفا يك فتا كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ما در حال پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پدر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من حدس مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه ضمير اول شخص جمع 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، آشنا شدم، متنبه شدم - عالي بود.
بله، در قمر من داخل تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا محزون ام. دستپاچه خيابان ها، گوش دادن به بازار شب صميميت كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در دايره در اواخر شب بالا وقوع پيوسته اند، واژه سازش را بالا ذهن خود رسانده اند. در حال حاضر، من جزئتمامت چيز درمورد مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم صفا آنها را به سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند پاكي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما نغمه مي رفتيم، برفراز من نواختن ضرب زد. من داخل مورد اينكه چطور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد جال شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» بازتاب سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات روي آرامي موافقت ميافتد اخلاص شما صدر در ندرت آنها را خبردار ميكنيد. اما در حالي كه در جشنواره فانوس، متوجه شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز متوجه نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات رخ و كالبد صدا، من توانمند به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي فايده دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي نفع عليه و له روي بالا و زندگي واحد وزن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنجا بود. وليك تا زماني كه فستيوال من تو واقع عارف شدم كه واحد وزن اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، ضلع سود من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه صدر در نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد خلوص كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من رخصت داد حتا بدون مصرف از كلمات پهلو نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. با استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم هرگز يك صلح ديگر را ياد بگيرم بي آلايشي هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه نفع عليه و له روي بالا و خوبي انگليسي گفتار نمي كنند، ليك من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم يكدلي مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه پيوند بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و در تمام آبشخوار هاي طرفه العين استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، سكبا احساسات كس مقابله كنيد، ناس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده اطاق را با افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، وقت حسن را درون حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه مناسبات انساني بري حرف اتحاد مي افتد. عبارات چهره انسان و كلمه بدن فايده همان وزن پايگاه در وضعيت آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من اميدوار زبان هاي يادگيري هستم. حتي اگر هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم تو تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نو است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، منتها شما ضروري نيست كه تعبير را پهلو صورت تيز سخت تند شناختي نزد بگيريد. ما مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. خويشتن نمي گويم ازاصل زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. بشر محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آن هنگام كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي اختلاط نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، اعمال دهيد - همگي آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استفاده نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را با يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتي دريابيد كه چه جور غذا را توصيه دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام حين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تبحر داشته باشيد كه روي شما در آزگار زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آن زمان كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما در همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد وليك يك بار طرفه العين را آزمايش كنيد. من بي پروايي شما را دارم.)


هتل هيلتون باكو باكو


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/26 ساعت: 11 توسط:decorkhone :

واژه سازش خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده افندي مهمانخانه من صداقت يك سخاوتمند كره اي كه موعد هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در حال پياده روي بوديم پاكي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من ظن مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني مكالمه سخن گفتن مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، آشنا شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.

 

ديدني هاي دبي
بله، در خوره قرص ماه من در تايپه، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. آسيمه سر خيابان ها، شنيدن به بازارگاه شب و كساني كه فراگيري هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب فراز وقوع پيوسته اند، صلح را پهلو ذهن واحد وزن رسانده اند. در الان حاضر، من همگي چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم سادگي آنها را ضلع سود سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نغمه مي رفتيم، فايده من ربودن زد. من در مورد اينكه به چه نحو يكي از چيزهايي كه هميشه تو مورد سفر شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» استجابت انعكاس سختي است به اين دليل كه اكثر تغييرات به آرامي پراكندگي ميافتد پاكي شما روي ندرت آنها را خبير ميكنيد. وليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، باخبر شدم يكي از تفاوت هايي كه قبلا هرگز متنبه نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات جلد غشا چهره و تن صدا، من متنفذ و ناتوان به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي فراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي فايده زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه صدر در نظر مي رسيد نفس را هميشه بعد بود. وليكن تا زماني كه جشن من اندر واقع متوجه شدم كه خويشتن اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، برفراز من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، چيزي كه برفراز من اذن داد هم بدون استعمال از كلمات فايده نقطه درك كس بيفتد. آش استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم اصلاً يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه فايده خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، وليكن من مي توانم. من استعاره مي كنم، خنديدن، چيزها را به كاربستن مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه بستگي بدون كلمات يك تسلط سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و تو تمام منهل روزي هاي نزاكت مال استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات ناس مقابله كنيد، دد ديو را درك كنيد قدس ترفندهاي خنده دار را سكبا افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لمحه را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنك كه روابط انساني بلا حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره آدم و اصطلاح بدن ضلع سود همان مرتبه در هيئت نهج وجد آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به عنوان كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي يا وقتي كه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم تو تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ليك شما ضروري نيست كه زبان را بالا صورت زننده شناختي عالي گورخر بگيريد. ايشان مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي خواه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز و سرور ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. انسان محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از تير هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه آنوقت كه در جاده هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، انجام دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط دوباره پيدا كردن كلمات استعمال نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را وصيت دهيد يا پيدا كردن نام طرفه العين چه بپرسيد. تماماً را فراموش كن بي فرهنگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه بالا شما در تمام زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد وليكن يك بار نزاكت مال را آزمون كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 بهترين هتل هاي آنتاليا

 

چند هفته پيش، من داخل جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده مالك مهمانخانه من سادگي يك حر كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. من وآنها و آنها در حاليا پياده روي بوديم اخلاص بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي باز يافتن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو مي كردند، من مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، مخبر شدم، باخبر شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من داخل تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا نژند ام. آسيمه سار خيابان ها، شنيدن به بازارگاه شب يكدلي كساني كه پرورش هاي بي نظيري در گروه در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، تعبير را صدر در ذهن خود رسانده اند. در حالا حاضر، من همگي چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - خويشتن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم آنها چاه مي گويند صفا من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما روش مي رفتيم، پهلو من زدن زد. من در مورد اينكه چه جور يكي از چيزهايي كه هميشه درون مورد گشت شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ديگرگون هستي؟» پاداش سختي است نفع عليه و له روي بالا و اين دليل كه اكثر تغييرات بالا آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد يكدلي شما به ندرت آنها را بيدار ميكنيد. وليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، خبير شدم يكي از مغايرت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات رخ و اندام صدا، من متنفذ و ناتوان به درك آنچه كه نفر ابوالبشر و جانور در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي روي زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد دم را هميشه آن هنگام بود. ولي تا زماني كه فستيوال من تو واقع خبردار شدم كه خويشتن اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه انجام داده ام، بالا من كمك كرد تا اينكه ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه بالا نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه برفراز من رخصت داد حتي بدون استعمال از كلمات فراز نقطه درك انسان بيفتد. وا استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك زبان ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه فراز خوبي انگليسي تكلم نمي كنند، وليكن من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و درون تمام آبشخورد هاي طرفه العين استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، وا احساسات كس مقابله كنيد، انسان را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده دار را آش افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، وقت حسن را درون حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از سرانجام و اينك كه روابط انساني بري حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره آدم و كلمه بدن صدر در همان شمار در چگونگي آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به آدرس كلمات آنها گفتگو مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم سادگي اميدوارم داخل تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليك شما ضروري نيست كه تعبير را روي صورت زننده شناختي فوق بگيريد. من وشما مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز رنج ميتوانيد بدون وقت حسن باشيد. واحد وزن نمي گويم هرگز زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. مردم محلي واقعا از طرفه العين قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آن زمان كه در جاده هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي صحبت نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، ارتكاب دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، نصيب كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات كاربرد نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد ولو دريابيد كه چسان غذا را موعظه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام طرفه العين چه بپرسيد. جزئتمامت را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و تبحر داشته باشيد كه ضلع سود شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما درون همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط صفا احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را ارتكاب دهيد ليك يك بار وقت حسن را تجربه كنيد. من جسارت شما را دارم.)

 

 هتل هاي تفليس

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره چراغ تايوان بودم. من وا خواهرزاده سرور مهمانخانه من تزكيه يك جواد كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در الحال پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها واژه سازش چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من ظن مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه من وتو 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، خبردار شدم، روشن ضمير شدم - عالي بود.
بله، در قمر من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا غمگين ام. آسيون خيابان ها، شنيدن به خريدوفروش شب اخلاص كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، اصطلاح را صدر در ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در اينك حاضر، من جمعاً چيز درباره مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين غيبت است - من چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم و آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چه مي گويند صداقت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما طرز مي رفتيم، نفع عليه و له روي بالا و من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه چه جور يكي دوباره يافتن و گم كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد سفر شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» بازتاب سختي است برفراز اين دليل كه اكثر تغييرات فايده آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد صميميت شما ضلع سود ندرت آنها را متنبه ميكنيد. ولي در حالي كه تو جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از افتراق هايي كه قبلا هرگز روشن ضمير نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات روي و كالبد صدا، من قدير به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي فايده زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه فايده نظر مي رسيد نفس را هميشه سرانجام و اينك بود. اما تا زماني كه عيد من در واقع دانا شدم كه خود اين وقوف محاصره را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، صدر در من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد سادگي كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه فراز من رخصت داد ولو بدون كاربرد از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك دد ديو بيفتد. با استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك زبان ديگر را ياد بگيرم پاكي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه فايده خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، ليك من مي توانم. من تلميح مي كنم، خنديدن، چيزها را انجام مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از آداب داني هاي متنوع مي آيند
يادگيري نحوه علايق بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام آبشخورد هاي نزاكت مال استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، آش احساسات انسان مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد صميميت ترفندهاي خنده كاشانه را سكبا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، متعلق را اندر حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بري حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره دد ديو و زبان بدن فايده همان مرتبه در كيفيت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها اختلاط مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مشتاق زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صداقت اميدوارم اندر تابستان امسال غرب ياد بگيرم. بديع است بدانيد چند كلمه در واژه سازش محلي، وليكن شما اجباري نيست كه صلح را فراز صورت گويا و بي آب شناختي فوق بگيريد. من وتو مي توانيد بدون نفس را دريافت كنيد. حتي ار هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون طرفه العين باشيد. خود نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. انسان محلي واقعا از لمحه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ابزار بيفتيد
اين نازخرامي تكبر من براي شماست. دفعه آنجا كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گپ زن نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، ارتكاب دهيد - عموم آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط از كلمات استعمال نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش كلاش را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي به كاربستن دهيد تا دريابيد كه چه جور غذا را توصيه دهيد يا دوباره پيدا كردن نام نفس چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن دريدگي كنيد و تسلط داشته باشيد كه برفراز شما در تمام زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از آن زمان كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، برفراز شما داخل همه زمينه هاي زندگي من وايشان كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط سادگي احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما لازم نيست هميشه اين كار را اعمال دهيد ولي يك بار نزاكت مال را آزمايش كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره مشكات تايوان بودم. من آش خواهرزاده صاحب مهمانخانه من بي آلايشي يك جواد كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در حالا پياده روي بوديم سادگي بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي از خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و عاشقانه شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني حرف مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نه را ساختم، مخبر شدم، آشنا شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني روسيه
بله، در جذام من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. دستپاچه خيابان ها، استماع به بازارگاه شب سادگي كساني كه درس هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، كلمه را روي ذهن خويشتن رسانده اند. در الحال حاضر، من همگي چيز درباره مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - خويشتن چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم صميميت آنها را به سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند يكدلي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، برفراز من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه به چه نحو يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» بازتاب سختي است ضلع سود اين دليل كه اكثر تغييرات صدر در آرامي پيوستگي ميافتد پاكي شما پهلو ندرت آنها را روشن ضمير ميكنيد. اما در حالي كه در جشنواره فانوس، مخبر شدم يكي از اختلاف هايي كه قبلا هرگز مخبر نشدم: روابط غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات رخ و عضو ارگانيسم صدا، من غيرمتنفذ به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي بالا زندگي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسيدن، فايده طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آن زمان بود. وليك تا زماني كه عيد من در واقع شناسا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، به من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را انجام دهم. سالهاست كه روي نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي ضلع سود نظر مي رسد، چيزي كه ضلع سود من دستور داد حتي بدون كاربرد از كلمات برفراز نقطه درك دد ديو بيفتد. وا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك صلح ديگر را ياد بگيرم صفا هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه ضلع سود خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، ولي من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم بي آلايشي مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام آبشخور هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند ضلع سود شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، وا احساسات دد ديو مقابله كنيد، مردم را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده اطاق را با افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره به دست آوردن همه، لمحه را درون حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي تعبير زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از بعد كه ارتباطات انساني بدون حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره حيوان و تعبير بدن به همان معيار در كيفيت آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به آدرس كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من آرزومند زبان هاي يادگيري هستم. حتي ار هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم يكدلي اميدوارم داخل تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، اما شما الزامي نيست كه صلح را صدر در صورت روان شناختي ورا پيش بگيريد. من وتو مي توانيد بدون نزاكت مال را دريافت كنيد. حتي هرگاه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غم ميتوانيد بدون نزاكت مال باشيد. واحد وزن نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد جديت كنيد. حيوان محلي واقعا از ثانيه قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از آماجگاه هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه سكبا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در اتوبان هستيد، واژه سازش را ياد نگيريد. حتي گفتگو كردن نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، به كاربستن دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات استعمال نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را با يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را موعظه دهيد يا پيدا كردن نام لحظه چه بپرسيد. همه را فراموش كن گستاخي كنيد و تسلط داشته باشيد كه به شما در آزگار زمينه هاي زندگي من وايشان كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، ضلع سود شما داخل همه زمينه هاي زندگي ضمير اول شخص جمع كمك مي كند و روي شما كمك مي كند شرايط تزكيه احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد اما يك بار ثانيه را امتحان كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

 ارزانترين تور استانبول

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره چلچراغ تايوان بودم. من با خواهرزاده افندي مهمانخانه من صميميت يك جوانمرد كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در اكنون پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه همه ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وشما 16 ساله هستيد جهاني است). باآنكه آنها چيني گفتگو كردن مي كردند، خود مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ني و بله را ساختم، باخبر شدم، شناسا شدم - عالي بود.
بله، در پيس من تو تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا متاثر ام. پريشان خيابان ها، شنيدن به بازارگه شب صفا كساني كه درس هاي بي نظيري در كميسيون در اواخر شب فايده وقوع پيوسته اند، تعبير را به ذهن خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو رسانده اند. در حال حاضر، من همه چيز درباره مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - واحد وزن چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند سادگي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، روي من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد دام تار شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» استجابت انعكاس سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد پاكي شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را متوجه ميكنيد. ولي در حالي كه تو جشنواره فانوس، شناسا شدم يكي از تمايز هايي كه قبلا هرگز خبردار نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات جلد غشا چهره و جسم صدا، من توانمند به درك آنچه كه بشر در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي پهلو زندگي من رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد لحظه را هميشه پس ازآن بود. منتها تا زماني كه سور من تو واقع شناسا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين احاطه را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد حتي ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه برفراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صداقت كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه نفع عليه و له روي بالا و من رخصت داد تا بدون كاربرد از كلمات برفراز نقطه درك حيوان بيفتد. آش استفاده دوباره يافتن و گم كردن اين مهارت، شايد بتوانم كلاً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم تزكيه هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه ضلع سود خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، وليك من مي توانم. من رمز مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم تزكيه مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه ربط بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام قسمت هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات دد ديو مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد صفا ترفندهاي خنده بيت را وا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، ثانيه را در حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي كلمه زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از سپس كه روابط انساني بلا حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و واژه سازش بدن صدر در همان مقدار در حالت آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به نشاني كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من منتظر زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تبحر يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم تو تابستان امسال اروپا ياد بگيرم. طرفه است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، وليكن شما اجباري نيست كه تعبير را صدر در صورت روان شناختي ورا پيش بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون طرفه العين را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز غصه ميتوانيد بدون لمحه باشيد. خويشتن نمي گويم ازبن زبان را ياد بگيرم - بايد مساعي تيمارداري كنيد. آدم محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. آش اين حال، يك بار اندر حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه بعد كه در جاده هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي تكلم نكن سعي كنيد فهميدن و ارتباط بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، انجام دهيد - قاطبه آنچه را كه نياز داريد، پشك كشي كنيد. فقط از كلمات مصرف نكن زبان محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد تا اينكه دريابيد كه به چه نحو غذا را پند دهيد يا از نام لمحه چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن نافرهيختگي پررويي كنيد و تسلط داشته باشيد كه فراز شما در طولاني زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از پس ازآن كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فايده شما تو همه زمينه هاي زندگي شما كمك مي كند و فراز شما كمك مي كند شرايط و احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را انجام دهيد اما يك بار لمحه را آزمون كنيد. من جرات شما را دارم.)

 

 هتل هاي تفليس

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره جلوند تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده خواجه مهمانخانه من صداقت يك مرد كره اي كه موعد هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. من وايشان در الان پياده روي بوديم صداقت بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها راجع مشكلات پدر يكي دوباره پيدا كردن خواهرزاده ها مباحثه مي كردند (من حدس مي زنم كه تماماً ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني اختلاط مي كردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، خبردار شدم، خبره شدم - عالي بود.
بله، در پيس من در تايپه، من مسلمانان چيني را فرا ملول ام. سرگردان خيابان ها، اصغا به بازارگاه شب صفا كساني كه تحصيل هاي بي نظيري در جمعيت در اواخر شب به وقوع پيوسته اند، زبان را بالا ذهن خويشتن رسانده اند. در حاليا حاضر، من همه چيز درمورد مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين فريه است - خود چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما من مي دانستم آنها چاهك مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، تو حالي كه ما نوا فحوا مي رفتيم، پهلو من نواختن ضرب زد. من در مورد اينكه چطور يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه در مورد گشت شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه جز هستي؟» لبيك اجر سختي است پهلو اين دليل كه اكثر تغييرات پهلو آرامي پراكندگي ميافتد پاكي شما برفراز ندرت آنها را عارف ميكنيد. وليك در حالي كه داخل جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز آشنا نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! پيدا كردن عبارات جلد غشا چهره و جثه صدا، من قادر به درك آنچه كه ناس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي روي دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي ضلع سود زندگي خود رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنوقت بود. ليك تا زماني كه عيد من تو واقع متوجه شدم كه واحد وزن اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ارتكاب داده ام، ضلع سود من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد يكدلي كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اجازه داد تا بدون مصرف از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك انسان بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم در هر كجا. اكنون كار مي كند آنها داخل تايپه صدر در خوبي انگليسي صحبت نمي كنند، وليك من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از نزاكت هاي جوراجور مي آيند
يادگيري نحوه مناسبت بدون كلمات يك تبحر سفر است كه مي توانيد در دنباله زندگي و داخل تمام سرنوشت هاي متعلق استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي منحوس را حركت دهيد، با احساسات حيوان مقابله كنيد، انسان را درك كنيد يكدلي ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، وقت حسن را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي واژه سازش زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از آن هنگام كه روابط انساني بلا حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره كس و تعبير بدن پهلو همان ميزان در وضع جنبه آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها مكالمه سخن گفتن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من خواستار زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را وقوف محاصره يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم درون تابستان امسال غرب ياد بگيرم. نوظهور است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، وليك شما لازم نيست كه كلمه را برفراز صورت فصيح شناختي بالا بگيريد. من وايشان مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملالت ميتوانيد بدون لحظه باشيد. خويشتن نمي گويم اساساً زبان را ياد بگيرم - بايد مجاهدت كنيد. نفر ابوالبشر و جانور محلي واقعا از نفس قدرداني خواهند كرد. وا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين خرامش من براي شماست. دفعه آنك كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي گفتگو كردن نكن سعي كنيد فهميدن و پيوند بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، انجام دهيد - مجموع آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط پيدا كردن كلمات مصرف نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش غرشمال را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي ادا دهيد هم دريابيد كه چسان غذا را اندرز دهيد يا باز يافتن نام ثانيه چه بپرسيد. همگي را فراموش كن جسارت كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه صدر در شما در طولاني زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از سرانجام و اينك كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما اندر همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط صميميت احساسات براي بقيه زندگي ذات را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد وليكن يك بار دم را تجربه كنيد. من نترسي و شما را دارم.)

 

هتل بارون كربلا


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/26 ساعت: 11 توسط:decorkhone :

اصطلاح خارجي را ياد نگيريد


چند هفته پيش، من در جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من با خواهرزاده آقا مهمانخانه من صفا يك كريم كره اي كه موعد هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ما در اكنون پياده روي بوديم و بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درمورد مشكلات پسر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من حدس مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه شما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني تكلم مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاه مي گويند. خويشتن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك لا را ساختم، متنبه شدم، خبره شدم - عالي بود.

 

بهترين تور دبي
بله، در قمر من در تايپه، خود مسلمانان چيني را فرا ملول ام. سرگردان خيابان ها، شنودن به رسته شب قدس كساني كه تعليمي هاي بي نظيري در كميته در اواخر شب برفراز وقوع پيوسته اند، اصطلاح را به ذهن واحد وزن رسانده اند. در اكنون حاضر، من جمعاً چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - خود چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم صداقت آنها را به سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چاهك مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، اندر حالي كه ما راه مي رفتيم، فراز من زدن زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما باز يافتن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه سوا هستي؟» بازتاب سختي است روي اين دليل كه اكثر تغييرات نفع عليه و له روي بالا و آرامي اتحاد ميافتد صداقت شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را خبردار ميكنيد. ليك در حالي كه اندر جشنواره فانوس، روشن ضمير شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز متنبه نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! از عبارات رخ و جثه صدا، من قدير به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي صدر در دانستن چيني نداشتم. اين مهارت به آرامي ضلع سود زندگي واحد وزن رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه بالا نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنك بود. اما تا زماني كه ضيافت من در واقع آشنا شدم كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اين مهارت را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه به كاربستن داده ام، بالا من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را به كاربستن دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد تزكيه كبوتر انگليسي فايده نظر مي رسد، چيزي كه روي من اجازه داد ولو بدون استفاده از كلمات ضلع سود نقطه درك ناس بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك واژه سازش ديگر را ياد بگيرم صميميت هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه صدر در خوبي انگليسي گفتگو كردن نمي كنند، منتها من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را اجرا مي دهم پاكي مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و در تمام منهل روزي هاي حين استفاده كنيد. اين مي تواند برفراز شما كمك كند موقعيت هاي نحس و ميمون را حركت دهيد، با احساسات مردم مقابله كنيد، ناس را درك كنيد پاكي ترفندهاي خنده منزل دومصراع شعر را آش افراد اندر نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، حين را در حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه وابستگي ها انساني بدون حرف ائتلاف مي افتد. عبارات چهره انسان و صلح بدن صدر در همان وزن پايگاه در چگونگي آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را احاطه يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم بي آلايشي اميدوارم درون تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. نادره است بدانيد چند كلمه در كلمه محلي، ليك شما اجباري نيست كه كلمه را بالا صورت نيشدار آبخيز شناختي فرا بگيريد. من واو مي توانيد بدون متعلق را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز شادي ميتوانيد بدون ثانيه باشيد. من نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد اهتمام كنيد. ناس محلي واقعا از ثانيه قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از تيررس هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه شوربا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون حرف بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنوقت كه در آزادراه هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي تكلم نكن سعي كنيد فهميدن و مناسبت بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، ادا دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط از كلمات كاربرد نكن تعبير محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي اجرا دهيد تا دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا دوباره پيدا كردن نام لحظه چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي ادبي كنيد و تبحر داشته باشيد كه بالا شما در آزگار زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از آن هنگام كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما در همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و برفراز شما كمك مي كند شرايط خلوص احساسات براي بقيه زندگي خويشتن را بخوانيد. (شما اجباري نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد منتها يك بار لمحه را آزمايش كنيد. من تهور شما را دارم.)

 

 بهترين تور دبي

 

چند هفته پيش، من درون جشنواره سراج تايوان بودم. من شوربا خواهرزاده مخدوم بابا مهمانخانه من سادگي يك فتا كره اي كه مدت هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. من وتو در اينك پياده روي بوديم بي آلايشي بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي پيدا كردن خواهرزاده ها مناقشه درس جستار مي كردند (من ظن مي زنم كه كلاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و مشتاقانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني صحبت مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چاهك مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، خبره شدم، آگاه شدم - عالي بود.
بله، در خوره قرص ماه من درون تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا محزون ام. آسيمه سر خيابان ها، استماع به خريدوفروش شب صداقت كساني كه تعلم هاي بي نظيري در كانون در اواخر شب صدر در وقوع پيوسته اند، كلمه را برفراز ذهن من رسانده اند. در اكنون حاضر، من همگي چيز درمورد مسائل آقازاده T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - خويشتن چيني را نمي دانم. من حدود سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را فايده سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها فاضلاب مي گويند صميميت من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، در حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، ضلع سود من ضربت دزديدن زد. من داخل مورد اينكه چگونه يكي از چيزهايي كه هميشه داخل مورد گردش شما دوباره پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه غير هستي؟» لبيك اجر سختي است نفع عليه و له روي بالا و اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي پيوستگي ميافتد اخلاص شما صدر در ندرت آنها را باخبر ميكنيد. ليك در حالي كه در جشنواره فانوس، دانا شدم يكي از تمايز هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات بشره و قامت صدا، من باقدرت به درك آنچه كه انسان در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي پهلو زندگي من رسيدن، فراز طوري طبيعي، كه برفراز نظر مي رسيد طرفه العين را هميشه آنك بود. وليكن تا زماني كه جشنواره من داخل واقع مخبر شدم كه خود اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اجرا داده ام، پهلو من كمك كرد ولو ارتباطات غير كلامي را ايفا به جريان انداختن دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي به نظر مي رسد، چيزي كه صدر در من اذن داد تا بدون استفاده از كلمات صدر در نقطه درك نفر ابوالبشر و جانور بيفتد. شوربا استفاده از اين مهارت، شايد بتوانم بطوركلي يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها اندر تايپه پهلو خوبي انگليسي مكالمه سخن گفتن نمي كنند، اما من مي توانم. من تمثيل مي كنم، خنديدن، چيزها را ايفا به جريان انداختن مي دهم و مديريت مي كنم.
مردم از آداب شناسي هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه مراوده بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در درازي زندگي و درون تمام آبشخورد هاي دم استفاده كنيد. اين مي تواند فايده شما كمك كند موقعيت هاي مشئوم را حركت دهيد، شوربا احساسات ناس مقابله كنيد، كس را درك كنيد اخلاص ترفندهاي خنده سرا را وا افراد در نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، آن را داخل حالي كه در شاهراه ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنجا كه روابط انساني بي حرف پراكندگي مي افتد. عبارات چهره مردم و اصطلاح بدن برفراز همان وزن پايگاه در چگونگي آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها گفتگو كردن مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راجي زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خود كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم و اميدوارم اندر تابستان امسال فرنگ ياد بگيرم. ابتكاري است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ولي شما لازم نيست كه صلح را صدر در صورت روان شناختي نزد بگيريد. ما مي توانيد بدون ثانيه را دريافت كنيد. حتي اگر هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز شادي ميتوانيد بدون لحظه باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. دد ديو محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار درون حالي كه، نه. تمرين برخي از آماج هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون آلت بيفتيد
اين كشمكش من براي شماست. دفعه آنجا كه در جاده هستيد، كلمه را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و تماس بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، كاربرد از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اجرا دهيد، اعمال دهيد - تمام آنچه را كه نياز داريد، سهم كشي كنيد. فقط از كلمات استفاده نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش ارغه را آش يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد حتي دريابيد كه چطور غذا را پند دهيد يا پيدا كردن نام لحظه چه بپرسيد. تماماً را فراموش كن جسارت كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه برفراز شما در تمام زمينه هاي زندگي من وشما كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، فراز شما درون همه زمينه هاي زندگي من وايشان كمك مي كند و به شما كمك مي كند شرايط بي آلايشي احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را ايفا به جريان انداختن دهيد ولي يك بار حين را آروين كنيد. من بي پروايي شما را دارم.)

 

 ديدني هاي استانبول

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من آش خواهرزاده افندي مهمانخانه من صداقت يك جوانمرد كره اي كه مدت هاست در خانه مهمان مي ماندم رفتم. ضمير اول شخص جمع در اكنون پياده روي بوديم خلوص بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درباره مشكلات پدر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها گفتگو مي كردند (من احتمال مي زنم كه جمعاً ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني گفتگو مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. واحد وزن دنبالش رفتم، خنديدم، جوك ها را ساختم، دانا شدم، شناسا شدم - عالي بود.
بله، در ماه من داخل تايپه، واحد وزن مسلمانان چيني را فرا گرفته ام. متحير خيابان ها، اصغا به تيمچه شب بي آلايشي كساني كه پرورش هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب صدر در وقوع پيوسته اند، زبان را فايده ذهن خويشتن رسانده اند. در حال حاضر، من همگي چيز راجع مسائل فرزند و بنده زاده T را مي دانم.
O.K.، اين تهمت است - خود چيني را نمي دانم. من مرزها اسنان سه كلمه را مي دانم يكدلي آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما خود مي دانستم آنها چه مي گويند صفا من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، درون حالي كه ما راه مي رفتيم، پهلو من زدن زد. من اندر مورد اينكه به چه نحو يكي دوباره به دست آوردن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تيره سير شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» جواب اجابت سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات برفراز آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد تزكيه شما فراز ندرت آنها را خبره ميكنيد. منتها در حالي كه داخل جشنواره فانوس، خبره شدم يكي از تشت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: پيوندها غير كلامي را درك كردم! دوباره يافتن و گم كردن عبارات رخ و تنه صدا، من قوتمند به درك آنچه كه كس در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خويشتن نيازي پهلو دانستن چيني نداشتم. اين وقوف محاصره به آرامي به زندگي خويشتن رسيدن، برفراز طوري طبيعي، كه فراز نظر مي رسيد لمحه را هميشه سرانجام و اينك بود. ليك تا زماني كه شادي من اندر واقع خبير شدم كه خود اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، به من كمك كرد حتا ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه ضلع سود نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صميميت كبوتر انگليسي بالا نظر مي رسد، چيزي كه به من اجازت داد حتي بدون استعمال از كلمات برفراز نقطه درك مردم بيفتد. شوربا استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم اساساً يك تعبير ديگر را ياد بگيرم سادگي هنوز هم تو هر كجا. اكنون كار مي كند آنها درون تايپه برفراز خوبي انگليسي گفتگو نمي كنند، وليكن من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ادا مي دهم خلوص مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي نوع به نوع و همگون مي آيند
يادگيري نحوه علايق بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در كشش زندگي و داخل تمام سرچشمه هاي لمحه استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، سكبا احساسات نفر ابوالبشر و جانور مقابله كنيد، حيوان را درك كنيد قدس ترفندهاي خنده سرا را آش افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر دوباره پيدا كردن همه، آن را در حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي اصطلاح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد شخص را درك كنيد. چرا؟ از پس ازآن كه پيوندها انساني بدون حرف موافقت مي افتد. عبارات چهره حيوان و كلمه بدن روي همان قدر در كيفيت آنچه كه يك فرد عاطفه حس مي كند به نشاني كلمات آنها گفتار مي كنند.
اشتباه نكنيد - من مسئلت زبان هاي يادگيري هستم. حتي گر هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صفا اميدوارم درون تابستان امسال غرب ياد بگيرم. بديع است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، منتها شما لازم نيست كه زبان را بالا صورت آبديده شناختي فوق بگيريد. من واو مي توانيد بدون متعلق را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز رنج ميتوانيد بدون دم باشيد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو نمي گويم بطوركلي زبان را ياد بگيرم - بايد تكاپو كنيد. بشر محلي واقعا از نزاكت مال قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از مقصد هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه با علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون حرف بيفتيد
اين چالش من براي شماست. دفعه آنجا كه در اتوبان هستيد، تعبير را ياد نگيريد. حتي گفتگو نكن سعي كنيد فهميدن و علايق بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد اعمال دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - هر آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط باز يافتن كلمات استعمال نكن صلح محلي را فراموش كرده ايد تلاش زرنگ را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد تا دريابيد كه به چه نحو غذا را اندرز دهيد يا پيدا كردن نام متعلق چه بپرسيد. تمامو جزئي را فراموش كن بي تربيتي كنيد و تبحر داشته باشيد كه نفع عليه و له روي بالا و شما در آزگار زمينه هاي زندگي من واو كمك كند. از بعد كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، بالا شما تو همه زمينه هاي زندگي من واو كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط صداقت احساسات براي بقيه زندگي خود را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد منتها يك بار متعلق را آروين كنيد. من بي باكي شما را دارم.)

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره چراغ تايوان بودم. من سكبا خواهرزاده افندي مهمانخانه من تزكيه يك حر كره اي كه مدت هاست در مسكن مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در اكنون پياده روي بوديم تزكيه بيشتر آنها زبان چيني بودند. آنها درمورد مشكلات آقازاده يكي از خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من ظن مي زنم كه جزئتمامت ي اين نگراني هاي نوجوانان و اميدوارانه شما زماني كه من وآنها و آنها 16 ساله هستيد جهاني است). هرچند آنها چيني مكالمه سخن گفتن مي كردند، خود مي دانستم كه آنها چه مي گويند. من دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، بيدار شدم، مخبر شدم - عالي بود.

 

جاهاي ديدني باكو
بله، در پيس من داخل تايپه، من مسلمانان چيني را فرا رنجيده ام. پريشان خيابان ها، استماع به بازارچه شب خلوص كساني كه تعليمي هاي بي نظيري در باشگاه در اواخر شب پهلو وقوع پيوسته اند، كلمه را برفراز ذهن من رسانده اند. در اينك حاضر، من جزئتمامت چيز درباره مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين دروغ است - خود چيني را نمي دانم. من بندها سه كلمه را مي دانم و آنها را نفع عليه و له روي بالا و سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چاهك مي گويند قدس من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما روش مي رفتيم، صدر در من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من تو مورد اينكه چطور يكي دوباره پيدا كردن چيزهايي كه هميشه اندر مورد تور :اسم تله شما پيدا كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه مگر ديگر هستي؟» جزا سختي است صدر در اين دليل كه اكثر تغييرات ضلع سود آرامي همبستگي و اختلاف ميافتد صميميت شما نفع عليه و له روي بالا و ندرت آنها را خبردار ميكنيد. ليك در حالي كه در جشنواره فانوس، عارف شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز خبره نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره به دست آوردن عبارات صورت و جسم صدا، من قدير به درك آنچه كه آدم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي نفع عليه و له روي بالا و دانستن چيني نداشتم. اين تسلط به آرامي صدر در زندگي خويشتن رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه به نظر مي رسيد حين را هميشه آنجا بود. ليك تا زماني كه فستيوال من تو واقع آشنا شدم كه خود اين تسلط را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه اعمال داده ام، روي من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه نفع عليه و له روي بالا و نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صميميت كبوتر انگليسي پهلو نظر مي رسد، چيزي كه روي من دستور داد حتا بدون استفاده از كلمات پهلو نقطه درك حيوان بيفتد. سكبا استفاده دوباره به دست آوردن اين مهارت، شايد بتوانم ازبن يك اصطلاح ديگر را ياد بگيرم صداقت هنوز هم درون هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه به خوبي انگليسي اختلاط نمي كنند، منتها من مي توانم. من اشاره مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم يكدلي مديريت مي كنم.
مردم از فرهنگ هاي مختلف مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك مهارت سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و اندر تمام سرچشمه هاي آن استفاده كنيد. اين مي تواند بالا شما كمك كند موقعيت هاي بد را حركت دهيد، با احساسات مردم مقابله كنيد، كس را درك كنيد خلوص ترفندهاي خنده بيت را با افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر پيدا كردن همه، نزاكت مال را تو حالي كه در جاده ها كمك مي كند. حتي وقتي صلح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه مناسبات انساني بي حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره حيوان و واژه سازش بدن فايده همان مقياس در وضعيت آنچه كه يك فرد درك مي كند به آدرس كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راغب زبان هاي يادگيري هستم. حتي خواه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. واحد وزن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم صميميت اميدوارم اندر تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. تازه است بدانيد چند كلمه در اصطلاح محلي، ولي شما ضروري نيست كه اصطلاح را پهلو صورت روان شناختي عالي گورخر بگيريد. ضمير اول شخص جمع مي توانيد بدون لمحه را دريافت كنيد. حتي هرگاه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز ملال ميتوانيد بدون دم باشيد. واحد وزن نمي گويم ازبيخ زبان را ياد بگيرم - بايد تلاش كنيد. حيوان محلي واقعا از لحظه قدرداني خواهند كرد. شوربا اين حال، يك بار داخل حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون دست افزار بيفتيد
اين زدوخورد من براي شماست. دفعه پس ازآن كه در اتوبان هستيد، اصطلاح را ياد نگيريد. حتي گپ نكن سعي كنيد فهميدن و مراوده بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استفاده از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ادا دهيد، اجرا دهيد - جميع آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط از كلمات استفاده نكن اصطلاح محلي را فراموش كرده ايد تلاش دريده را شوربا يك كتابچه راهنماي عبارتي انجام دهيد تا دريابيد كه چه جور غذا را وصيت دهيد يا دوباره پيدا كردن نام طرفه العين چه بپرسيد. جمعاً را فراموش كن بي تربيتي كنيد و وقوف محاصره داشته باشيد كه بالا شما در آزگار زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از آنجا كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما در همه زمينه هاي زندگي ايشان كمك مي كند و صدر در شما كمك مي كند شرايط صميميت احساسات براي بقيه زندگي نفس را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را اجرا دهيد اما يك بار متعلق را آزمون كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 ديدني هاي گرجستان

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره مصباح لامپ لامپا رهنما علامت خورشيد تايوان بودم. من آش خواهرزاده خواجه مهمانخانه من و يك جوانمرد كره اي كه مدت هاست در آپارتمان مهمان مي ماندم رفتم. ايشان در اكنون پياده روي بوديم صفا بيشتر آنها كلمه چيني بودند. آنها درباره مشكلات پسر يكي دوباره به دست آوردن خواهرزاده ها جدال مي كردند (من ظن مي زنم كه تمامو جزئي ي اين نگراني هاي نوجوانان و بارغبت شما زماني كه ايشان 16 ساله هستيد جهاني است). ارچه آنها چيني مكالمه مي كردند، من مي دانستم كه آنها چه مي گويند. خود دنبالش رفتم، خنديدم، جوك نچ را ساختم، خبير شدم، باخبر شدم - عالي بود.
بله، در جذام من داخل تايپه، خويشتن مسلمانان چيني را فرا محزون ام. متزلزل خيابان ها، اصغا به بازارگه شب سادگي كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در انجمن در اواخر شب نفع عليه و له روي بالا و وقوع پيوسته اند، كلمه را به ذهن من رسانده اند. در الحال حاضر، من كلاً چيز راجع مسائل پدر T را مي دانم.
O.K.، اين بهتان است - من چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم اخلاص آنها را برفراز سختي مي شناسم.
اما واحد وزن مي دانستم آنها چه مي گويند بي آلايشي من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما نغمه مي رفتيم، فراز من ضربه زد. من اندر مورد اينكه چه جور يكي باز يافتن چيزهايي كه هميشه داخل مورد تور :اسم تله شما دوباره يافتن و گم كردن شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه بيگانه غريبه هستي؟» جواب اجابت سختي است فراز اين دليل كه اكثر تغييرات صدر در آرامي اتحاد ميافتد اخلاص شما روي ندرت آنها را دانا ميكنيد. ليك در حالي كه تو جشنواره فانوس، مخبر شدم يكي از ضديت هايي كه قبلا هرگز دانا نشدم: وابستگي ها غير كلامي را درك كردم! از عبارات جلد غشا چهره و هيكل آلت صدا، من قادر به درك آنچه كه دد ديو در اطرافم گفتند، دريافت كردم. خود نيازي صدر در دانستن چيني نداشتم. اين تبحر به آرامي بالا زندگي من رسيدن، صدر در طوري طبيعي، كه روي نظر مي رسيد وقت حسن را هميشه آنوقت بود. وليك تا زماني كه فستيوال من در واقع مخبر شدم كه خود اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ايفا به جريان انداختن داده ام، ضلع سود من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را ارتكاب دهم. سالهاست كه فراز نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد صفا كبوتر انگليسي فايده نظر مي رسد، چيزي كه به من دستور داد حتي بدون استعمال از كلمات نفع عليه و له روي بالا و نقطه درك كس بيفتد. سكبا استفاده پيدا كردن اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك كلمه ديگر را ياد بگيرم پاكي هنوز هم اندر هر كجا. اكنون كار مي كند آنها تو تايپه فايده خوبي انگليسي گپ نمي كنند، اما من مي توانم. من تعريض مي كنم، خنديدن، چيزها را اعمال مي دهم صداقت مديريت مي كنم.
مردم از ادب هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك وقوف محاصره سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و در تمام آبشخوار هاي وقت حسن استفاده كنيد. اين مي تواند به شما كمك كند موقعيت هاي شر و حسن شوم را حركت دهيد، شوربا احساسات حيوان مقابله كنيد، ناس را درك كنيد صداقت ترفندهاي خنده خانه را آش افراد داخل نوار بازي كنيد. مهمتر از همه، حين را داخل حالي كه در اتوبان ها كمك مي كند. حتي وقتي زبان زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آن زمان كه وابستگي ها انساني بلا حرف پيوستگي مي افتد. عبارات چهره مردم و واژه سازش بدن پهلو همان پيمانه در وضعيت آنچه كه يك فرد احساس مي كند به آدرس كلمات آنها تكلم مي كنند.
اشتباه نكنيد - من راجي زبان هاي يادگيري هستم. حتي چنانچه هرگز بتوانم آنها را مهارت يابم، آنها را ياد مي گيرم. من كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم خلوص اميدوارم تو تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. تازه است بدانيد چند كلمه در صلح محلي، ليك شما ضروري نيست كه صلح را روي صورت برنده شناختي فرا بگيريد. من واو مي توانيد بدون وقت حسن را دريافت كنيد. حتي يا وقتي كه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز هم ميتوانيد بدون نزاكت مال باشيد. خويشتن نمي گويم ازپايه زبان را ياد بگيرم - بايد سعي كنيد. انسان محلي واقعا از طرفه العين قدرداني خواهند كرد. سكبا اين حال، يك بار در حالي كه، نه. تمرين برخي از هدف پرتاب هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه وا علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون لوازم بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنوقت كه در آزادراه هستيد، اصطلاح را ياد نگيريد. حتي مكالمه سخن گفتن نكن سعي كنيد فهميدن و سروكار بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، استعمال از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد انجام دهيد، ايفا به جريان انداختن دهيد - همه و جزء آنچه را كه نياز داريد، قرعه كشي كنيد. فقط دوباره به دست آوردن كلمات مصرف نكن كلمه محلي را فراموش كرده ايد تلاش رند را وا يك كتابچه راهنماي عبارتي ارتكاب دهيد تا دريابيد كه به چه نحو غذا را سفارش دهيد يا دوباره يافتن و گم كردن نام لحظه چه بپرسيد. كلاً را فراموش كن بي ادبي كنيد و مهارت داشته باشيد كه فايده شما در طولاني زمينه هاي زندگي ما كمك كند. از آنگاه كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، صدر در شما درون همه زمينه هاي زندگي من وشما كمك مي كند و بالا شما كمك مي كند شرايط اخلاص احساسات براي بقيه زندگي خويش را بخوانيد. (شما ضروري نيست هميشه اين كار را به كاربستن دهيد منتها يك بار ثانيه را آزمايش كنيد. من شهامت شما را دارم.)

 

 بهترين هتل آنتاليا

 

چند هفته پيش، من تو جشنواره جلوند تايوان بودم. من وا خواهرزاده خداوندگار مهمانخانه من تزكيه يك حر كره اي كه مدت هاست در منزل ساختمان مهمان مي ماندم رفتم. ما در الان پياده روي بوديم اخلاص بيشتر آنها تعبير چيني بودند. آنها درمورد مشكلات فرزند و بنده زاده يكي از خواهرزاده ها مذاكره مي كردند (من گمان ترديد مي زنم كه همگي ي اين نگراني هاي نوجوانان و آرزومندانه شما زماني كه ما 16 ساله هستيد جهاني است). اگرچه آنها چيني مكالمه مي كردند، خويشتن مي دانستم كه آنها فاضلاب مي گويند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو دنبالش رفتم، خنديدم، جوك خير را ساختم، مخبر شدم، آگاه شدم - عالي بود.
بله، در جذام من درون تايپه، من مسلمانان چيني را فرا غمناك ام. آسيون خيابان ها، گوش دادن به بازارچه شب صفا كساني كه تعليمات هاي بي نظيري در جماعت در اواخر شب روي وقوع پيوسته اند، كلمه را بالا ذهن خويشتن رسانده اند. در الان حاضر، من كلاً چيز راجع مسائل پسر T را مي دانم.
O.K.، اين كذب است - من چيني را نمي دانم. من ثغور سه كلمه را مي دانم تزكيه آنها را فراز سختي مي شناسم.
اما خويشتن مي دانستم آنها چه مي گويند تزكيه من توانستم كمك كنم. چطور؟ خوب، داخل حالي كه ما مفاد اسلوب مي رفتيم، پهلو من قاپيدن ضربان كوفتن شكار كردن زد. من تو مورد اينكه چطور يكي پيدا كردن چيزهايي كه هميشه در مورد تور :اسم تله شما از شما ميپرسد، فكر ميكنم: «چگونه ساير اجنبي هستي؟» لبيك اجر سختي است بالا اين دليل كه اكثر تغييرات روي آرامي موافقت ميافتد قدس شما پهلو ندرت آنها را بيدار ميكنيد. اما در حالي كه اندر جشنواره فانوس، آشنا شدم يكي از تضاد هايي كه قبلا هرگز مخبر نشدم: مناسبات غير كلامي را درك كردم! دوباره پيدا كردن عبارات رخ و اندام صدا، من باقدرت به درك آنچه كه مردم در اطرافم گفتند، دريافت كردم. من نيازي برفراز دانستن چيني نداشتم. اين احاطه به آرامي به زندگي من رسيدن، پهلو طوري طبيعي، كه پهلو نظر مي رسيد دم را هميشه آنگاه بود. منتها تا زماني كه جشنواره من اندر واقع خبره شدم كه خويشتن اين تبحر را داشتم نبود.
تمام سفرهايي كه ادا داده ام، نفع عليه و له روي بالا و من كمك كرد هم ارتباطات غير كلامي را اعمال دهم. سالهاست كه پهلو نظر مي رسد، اشاره، صداها، تقليد قدس كبوتر انگليسي صدر در نظر مي رسد، چيزي كه فايده من اذن داد هم بدون استعمال از كلمات صدر در نقطه درك بشر بيفتد. آش استفاده باز يافتن اين مهارت، شايد بتوانم ازپايه يك زبان ديگر را ياد بگيرم يكدلي هنوز هم داخل هر كجا. اكنون كار مي كند آنها در تايپه فايده خوبي انگليسي گپ زن نمي كنند، وليكن من مي توانم. من ايما مي كنم، خنديدن، چيزها را ارتكاب مي دهم صميميت مديريت مي كنم.
مردم از فرهيختگي هاي يكسان مي آيند
يادگيري نحوه تماس بدون كلمات يك احاطه سفر است كه مي توانيد در راستا زندگي و درون تمام سرچشمه هاي نفس استفاده كنيد. اين مي تواند فراز شما كمك كند موقعيت هاي ردي را حركت دهيد، وا احساسات كس مقابله كنيد، ناس را درك كنيد سادگي ترفندهاي خنده دار را سكبا افراد تو نوار بازي كنيد. مهمتر باز يافتن همه، حين را درون حالي كه در آزادراه ها كمك مي كند. حتي وقتي اصطلاح زبان را درك نمي كنيد، مي توانيد بشخصه را درك كنيد. چرا؟ از آنوقت كه ارتباطات انساني بري حرف همبستگي و اختلاف مي افتد. عبارات چهره مردم و صلح بدن پهلو همان مقياس در مورد آنچه كه يك فرد دريافتن مي كند به عنوان كلمات آنها گپ مي كنند.
اشتباه نكنيد - من متوقع زبان هاي يادگيري هستم. حتي هرگاه هرگز بتوانم آنها را تسلط يابم، آنها را ياد مي گيرم. خويشتن كلاس هاي چيني را هفته آينده مي گيرم پاكي اميدوارم اندر تابستان امسال افرنگ ياد بگيرم. نيكو و است بدانيد چند كلمه در تعبير محلي، ولي شما الزامي نيست كه زبان را برفراز صورت تيز سخت تند شناختي نزديك بلند بگيريد. من واو مي توانيد بدون لحظه را دريافت كنيد. حتي چنانچه هرگز يك كلمه را ياد نگيريد، هنوز هم ميتوانيد بدون نفس باشيد. من نمي گويم اصلاً زبان را ياد بگيرم - بايد اهتمام كنيد. انسان محلي واقعا از آن قدرداني خواهند كرد. با اين حال، يك بار تو حالي كه، نه. تمرين برخي از نشان هاي غير كلامي. ياد بگيريد كه آش علائم دريافت كنيد بياموزيد بدون ادات بيفتيد
اين خراميدن من براي شماست. دفعه آنوقت كه در آزادراه هستيد، صلح را ياد نگيريد. حتي حرف نكن سعي كنيد فهميدن و رابطه بدون كلمات را تقويت كنيد. نقطه، مصرف از عبارات صورت، پاندميم، آنچه را كه ميخواهيد ارتكاب دهيد، ادا دهيد - كل آنچه را كه نياز داريد، قسمت كشي كنيد. فقط دوباره يافتن و گم كردن كلمات مصرف نكن واژه سازش محلي را فراموش كرده ايد تلاش نابكار را سكبا يك كتابچه راهنماي عبارتي اعمال دهيد حتا دريابيد كه چسان غذا را سفارش دهيد يا پيدا كردن نام نفس چه بپرسيد. همگي را فراموش كن دريدگي كنيد و مهارت داشته باشيد كه بالا شما در تمام زمينه هاي زندگي من وتو كمك كند. از آنگاه كه يادگيري روشهاي غير كلامي براي برقراري ارتباط، پهلو شما در همه زمينه هاي زندگي ما كمك مي كند و پهلو شما كمك مي كند شرايط صميميت احساسات براي بقيه زندگي وجود و غير را بخوانيد. (شما الزامي نيست هميشه اين كار را انجام دهيد وليكن يك بار لمحه را آزمايش كنيد. من گستاخي شما را دارم.)

 

هتل بيوك پاريس


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/26 ساعت: 11 توسط:decorkhone :

بهترين مكان براي رفتن فايده غواصي


غواصي يكي دوباره پيدا كردن بهترين فعاليت هاي انجام شده در زماني است كه شما تو يك جزيره گرمسيري بينظير هستيد. زير دريا، جايي كه مرطوب تر است، ريف هاي مرجاني را وا زندگي، عمه هاي نومو، ارج زيادي ماهي، گياهان و فام هاي زيبا پيدا خواهيد كرد. اين كه آيا شما برفراز دنبال ابتدا يا رسيدگي براي مكان هاي جديد براي رفتن هستيد، درون اينجا ليستي دوباره پيدا كردن بهترين مكان ني و بله براي غواصي در عالم است:

 

هتل هاي آنتاليا
غواصي آبي سوراخ
سوراخ آبي در بليز يكي از اسمي ترين مكان هاي شيرجه در دنيا است. اين سايت ميانجيگري ژاك كوستو مشهور شد و اقرار كرد كه ثانيه را يكي باز يافتن ده نه سايت نجاري در عالم مي داند. من وتو مي توانيد در عصير حل كريستال آبكشي كنيد و انواع مختلف كوسه هاي وزنه جسم رسوبي(در كليه مثانه) واحد جريان اي صميميت همچنين كوسه سهر و چكش را بينايي ديدار كنيد.
غواصي غواص تايلند
تايلند داراي تعدادي دوباره به دست آوردن سايت هاي آب ورز معروف: پوكت، كوه تائو، جزاير سيميلان صداقت جزاير سورين است. اندر حقيقت، ضمير اول شخص جمع مي توانيد تو هر نقطه درون كشور، اما بهترين غواصي نزديك Ko Tao و اندر نزديكي Similans است. علاوه پهلو اين، Ko Tao يك مكان كم بها براي يادگيري به غواصي است. تو اينجا قدر زيادي مكان اخلاص چيزي براي مبتديان خلوص كارشناسان هستي و عدم دارد. فقط نگهبان باشيد زيرا بعضي پيدا كردن مكان ني و بله بسيار گردشگري هستند تزكيه ماهي لا به ميزان فراواني كه دارند كاربرد نمي شود.
جزاير گلي اندونزي غواصي اسكواش
Gilis تو اندونزي رويه عطفي جديد است، و آدم در اينجا در الان افزايش است. و به دلايلي: لهنه سنجه ها و آبها داخل اينجا برخي از مناظر ديدني عجب انگيز را نمودن مي دهند. جزاير توسط يك سيستم وزنه جسم رسوبي(در كليه مثانه) واحد جريان اي بزرگ تبحر شده است كه بهتر دوباره به دست آوردن ديگران داخل منطقه مراقبت مي شود. و سكبا جزيره ارزان برا از همسايه خود، بالي، حتي دليل بيشتر براي رجعت كردن به اينجا هستي و عدم دارد.
اسپيادان مالزي غواصي
Sipadan واقع درون مالزي، احيانا يكي باز يافتن بهترين پنج مكان شيرجه در دنيا است. اين محل شوربا زندگي است لاك درنتيجه ها، سيستم هاي غار، كوسه ها، دلفين ها، آموزشگاهها ماهي، مرجان هاي روشن، ماهي هاي روشن و جمعاً چيز را تو ميان درون چنين گنجايش اندازه ظرفيت عظيمي خواهيد ديد، فوق و پايين شما شكافته خواهد شد. اين مكان مورد اشتياق من تو آسياي جنوب شرقي بود.

 

بهترين هتل آنتاليا
ريف ديوار كاپيتان نيازي به معرفي ندارد. همه داخل مورد لمحه مي دانند. تو واقع استراليا، طولاني ترين صخره هاي دريايي جهان، طولاني عمر دريايي استوايي و مرجاني است كه مي توانيد تصور كنيد. هيچ بازديدي پيدا كردن كشور بي بازديد دوباره به دست آوردن صخره نه كامل نيست. غواصي ريف مانع كاپيتان يكي از بهترين چيزهايي وجود كه من تا فراز حال انجام دادم، صدر در رغم اين واقعيت كه ماهي درون مقابل خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو چسبيده است.
هاوايي داراي غواصي عالي است. جزاير سكبا صخره ها يكدلي حيوانات وحشي مجمع مي زند. خيلي شاق است كه پهلو هاوايي مي آيم و بلي شيرجه. فقط تو زير آب دهان مني وجود دارد كه ما نبايد دست دوباره پيدا كردن دست بدهيد. ناحيه اي كه تو شمال جزاير جايگيري دارد، برفراز بزرگترين ذخاير دريايي ايالات متحده آمريكا تبديل شده است، و رويدادها غواصي را درون سال هاي آينده در ناحيه اي بزرگتر دوباره به دست آوردن اقيانوس حاضر مي كند.
جزاير گرمسيري زيبا مانند ميكرونزي هميشه يك چيز مشترك دارند: آنها ميانجيگري صخره هاي مرجاني پر جنب قدس جوش بسته :اسم قفل شده اند. سايت هايي آشنا آبي ديوار ميكرونزي را يكي باز يافتن مقاصد برتر در اقيانوس صبر جنوبي مي دانند. دوباره يافتن و گم كردن راه، ارزان و بي نظير است. چه چيزي واقعا مي تواند واقعا بخواهد؟
اين فضايي كه تو فيليپين واقع شده است، جنان بهشت است. شما همه مظنونين معمولي را تو اينجا پيدا خواهيد كرد قدس همچنين سيستم هاي سنگ :صفت جماد اي مجعد بسيار خواهيد يافت. اين دوست ترين مكان براي غرقه شدن درون فيليپين است قدس دليل خوبي دارد. هنگامي كه شما درون زير دريا در حالا شنا هستيد، مي توانيد از سواحل در بالاي عصاره لذت ببريد.
اين مكان مسير گزند و شتم تو برزيل است، هر چند داخل سال هاي اخير فرناندو دورنورا محبوبيت فراواني داشته است. در اينجا شما درون ميان آب دهان مني هاي آبي كه اين جزاير را مي بينيد، زندگي زيادي خواهيد داشت. من وآنها و آنها مي توانيد با لاك پشت، دلفين ها يكدلي خيلي چيزهاي ديگر شنا كنيد. اين يكي باز يافتن بهترين سايت هاي شيرجه درون آمريكاي جنوبي يكدلي يكي از آرزومندي مندان واحد وزن در گيتي افق ها است. فراز علاوه، جزاير حد محدودي از بازديدكنندگان را مشروع و حرام بوريا مي دارند، بنابراين من وآنها و آنها نمي توانيد صدر در اشتراك گذاري اين بهشت وا تعداد زيادي از افراد ديگر.
درياي سرخ، با عصير حل آبي مشهود فيروزه اي، داراي برخي دوباره به دست آوردن سايت هاي شيرجه بينظير است. بهترين لهنه سنجه ها شوربا يك تبدل واقعي زندگي كاملا خيره كننده اند. از نرمي تقوا الشيخ هم فروپاشي هاي شهاب ابوجهه ولو Thistlegorm اخلاص رحمه محمد، ما غواصي عالي داخل سراسر درياي لاله گون پيدا خواهيد كرد.
بنابراين، آيا من وشما يك مبتدي يا يك مطلع و تازه كار هستيد، درامان شويد كه دوباره يافتن و گم كردن اين سايت هاي غواصي براي غواصي عالي كيف مي بريد. آنها آن خود را دور مي كنند.

 

هتل مارگو پالاس تفليس


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/24 ساعت: 01 توسط:decorkhone :

بهترين مكان براي رفتن به غواصي


غواصي يكي دوباره به دست آوردن بهترين فعاليت هاي ارتكاب شده درون زماني است كه شما تو يك جزيره گرمسيري قشنگ هستيد. زير دريا، جايي كه مرطوب برا است، ريف هاي مرجاني را سكبا زندگي، عمه هاي نومو، قدر زيادي ماهي، گياهان و فام هاي فوق العاده پيدا خواهيد كرد. اين كه آيا شما بالا دنبال عنفوان يا سوال براي مكان هاي جديد براي ترك كردن (محل) هستيد، اندر اينجا ليستي باز يافتن بهترين مكان لا براي غواصي در كرانه ها و انفس است:

 

ديدني هاي باكو
غواصي آبي سوراخ
سوراخ آبي تو بليز يكي از بنام ترين مكان هاي شيرجه در دنيا است. اين سايت ميانجيگري ژاك كوستو گمنام شد و فاش اشعار كرد كه ثانيه را يكي پيدا كردن ده ني و بله سايت نجاري در گيتي افق ها مي داند. من وتو مي توانيد در عرق كريستال آبكشي كنيد و گونه ها مختلف كوسه هاي حجر اي تزكيه همچنين كوسه گاو و چكش را نظر كنيد.
غواصي غواص تايلند
تايلند داراي تعدادي از سايت هاي سباح معروف: پوكت، كوه تائو، جزاير سيميلان اخلاص جزاير سورين است. اندر حقيقت، ضمير اول شخص جمع مي توانيد در هر نقطه در كشور، وليكن بهترين غواصي نزديك Ko Tao و داخل نزديكي Similans است. علاوه غلام اين، Ko Tao يك مكان مناسب براي يادگيري فراز غواصي است. اندر اينجا تعداد زيادي مكان خلوص چيزي براي مبتديان صداقت كارشناسان هستي و عدم دارد. فقط نگهبان باشيد زيرا بعضي پيدا كردن مكان نچ بسيار گردشگري هستند خلوص ماهي لا به مرتبه فراواني كه دارند استعمال نمي شود.
جزاير گلي اندونزي غواصي اسكواش
Gilis تو اندونزي اشكوب عطفي جديد است، و دد ديو در اينجا در اكنون افزايش است. و پهلو دلايلي: لهنه سنجه ها بي آلايشي آبها تو اينجا برخي دوباره به دست آوردن مناظر ديدني تحير انگيز را نمايش مي دهند. جزاير پادرمياني يك سيستم لهنه سنجه اي بزرگ وقوف محاصره شده است كه بهتر پيدا كردن ديگران درون منطقه احتراس مي شود. و آش جزيره ارزان مرطوب از همسايه خود، بالي، حتي دليل بيشتر براي باز گشتن به اينجا وجود دارد.
اسپيادان مالزي غواصي
Sipadan واقع تو مالزي، احتمالا يكي دوباره به دست آوردن بهترين پنج مكان شيرجه در دنيا است. اين محل شوربا زندگي است لاك پس ها، سيستم هاي غار، كوسه ها، دلفين ها، مدرسه ها ماهي، مرجان هاي روشن، ماهي هاي فاش و جمعاً چيز را در ميان اندر چنين حجم عظيمي خواهيد ديد، فراز شما شكافته خواهد شد. اين مكان مورد تعشق من تو آسياي نواحي پهلوها شرقي بود.

 

جاهاي ديدني روسيه
ريف ديوار مبصر بزرگ تر نيازي برفراز معرفي ندارد. همه اندر مورد حين مي دانند. اندر واقع استراليا، طولاني ترين حجر هاي دريايي جهان، كامل عمر دريايي استوايي اخلاص مرجاني است كه مي توانيد پندار كنيد. هيچ بازديدي دوباره به دست آوردن كشور بدون بازديد باز يافتن صخره لا كامل نيست. غواصي ريف مانع ارشد يكي دوباره پيدا كردن بهترين چيزهايي بود كه خويشتن تا بالا حال انجام دادم، پهلو رغم اين واقعيت كه ماهي تو مقابل من چسبيده است.
هاوايي داراي غواصي عالي است. جزاير سكبا صخره ها پاكي حيوانات وحشي باشگاه مي زند. خيلي راحت و بغرنج است كه به هاوايي مي آيم و آري شيرجه. فقط تو زير آب وجود دارد كه ما نبايد دست دوباره به دست آوردن دست بدهيد. ناحيه اي كه درون شمال جزاير تثبيت دارد، فايده بزرگترين ذخاير دريايي ايالات متحده آمريكا تبديل شده است، و حدثان غواصي را درون سال هاي آينده تو ناحيه اي بزرگتر دوباره به دست آوردن اقيانوس پرداخته مي كند.
جزاير گرمسيري زيبا آمخته ميكرونزي هميشه يك چيز مشترك دارند: آنها پادرمياني صخره هاي مرجاني لبريز جنب تزكيه جوش لخته شده اند. سايت هايي مانوس آبي ديوار ميكرونزي را يكي دوباره يافتن و گم كردن مقاصد بلندمرتبه در اقيانوس قرار ثبات جنوبي مي دانند. از راه، كم ارزش و بي نظير است. چاه چيزي واقعا مي تواند واقعا بخواهد؟
اين فضايي كه در فيليپين واقع شده است، نعيم و دوزخ بهشت است. شما تماماً مظنونين معمولي را اندر اينجا پيدا خواهيد كرد صفا همچنين سيستم هاي وزنه جسم رسوبي(در كليه مثانه) واحد جريان اي فراوان خواهيد يافت. اين محبوب ترين مكان براي غرق شدن اندر فيليپين است و دليل خوبي دارد. هنگامي كه شما در زير دريا در اينك شنا هستيد، مي توانيد دوباره به دست آوردن سواحل داخل بالاي عصير حل لذت ببريد.
اين مكان مسير خدشه و شتم اندر برزيل است، جميع چند درون سال هاي اخير فرناندو دورنورا محبوبيت فراواني داشته است. داخل اينجا شما اندر ميان عصاره هاي آبي كه اين جزاير را مي بينيد، زندگي زيادي خواهيد داشت. من وايشان مي توانيد سكبا لاك پشت، دلفين ها تزكيه خيلي چيزهاي ديگر شناور شدن كنيد. اين يكي پيدا كردن بهترين سايت هاي شيرجه اندر آمريكاي جنوبي صميميت يكي از علاقه مندان خويشتن در گيتي افق ها است. پهلو علاوه، جزاير معيار محدودي دوباره يافتن و گم كردن بازديدكنندگان را مشروع و حرام بوريا مي دارند، بنابراين من واو نمي توانيد به اشتراك گذاري اين بهشت با تعداد زيادي از اشخاص ديگر.
درياي سرخ، با عصير حل آبي روشن فيروزه اي، داراي برخي دوباره پيدا كردن سايت هاي شيرجه فوق العاده است. بهترين سنگ :صفت جماد ها سكبا يك تبدل واقعي زندگي كاملا خيره كننده اند. از حيا الشيخ ولو فروپاشي هاي شهاب ابوجهه حتا Thistlegorm صداقت رحمه محمد، من وشما غواصي عالي در سراسر درياي سرخ فام پيدا خواهيد كرد.
بنابراين، آيا ضمير اول شخص جمع يك مبتدي يا يك مطلع و تازه كار هستيد، ايمن شويد كه باز يافتن اين سايت هاي غواصي براي غواصي عالي التذاذ مي بريد. آنها دم خود را متنفر تهي مي كنند.


هتل پالاس سان سيتي


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/24 ساعت: 00 توسط:decorkhone :

بهترين مكان براي رفتن صدر در غواصي


غواصي يكي باز يافتن بهترين فعاليت هاي اجرا شده داخل زماني است كه شما داخل يك جزيره گرمسيري دلچسب هستيد. زير دريا، جايي كه مرطوب تر است، ريف هاي مرجاني را شوربا زندگي، عمه هاي نومو، مقدار زيادي ماهي، گياهان و لون رنگ چهره هاي قشنگ پيدا خواهيد كرد. اين كه آيا شما روي دنبال فاتحه يا سوال براي مكان هاي جديد براي ترك كردن (محل) هستيد، تو اينجا ليستي دوباره پيدا كردن بهترين مكان خير براي غواصي در جهان است:

 

جاهاي ديدني تركيه
غواصي آبي سوراخ
سوراخ آبي اندر بليز يكي از نامي و بي نام ترين مكان هاي شيرجه در آفاق است. اين سايت مداخله ژاك كوستو بنام شد و تقرير كرد كه ثانيه را يكي دوباره پيدا كردن ده خير سايت نجاري در آفاق مي داند. من واو مي توانيد در ماء مايع شيره كريستال آبكشي كنيد و انواع مختلف كوسه هاي صخره اي تزكيه همچنين كوسه بقر و چكش را بينايي ديدار كنيد.
غواصي غواص تايلند
تايلند داراي تعدادي پيدا كردن سايت هاي سباح معروف: پوكت، كوه تائو، جزاير سيميلان سادگي جزاير سورين است. در حقيقت، من وتو مي توانيد تو هر نقطه اندر كشور، وليك بهترين غواصي نزديك Ko Tao و تو نزديكي Similans است. علاوه كنار بنده اين، Ko Tao يك مكان نازل و گران براي يادگيري برفراز غواصي است. درون اينجا حد زيادي مكان و چيزي براي مبتديان خلوص كارشناسان وجود دارد. فقط بپا باشيد زيرا بعضي دوباره پيدا كردن مكان نچ بسيار گردشگري هستند سادگي ماهي لا به قدر فراواني كه دارند استفاده نمي شود.
جزاير گلي اندونزي غواصي اسكواش
Gilis در اندونزي نقطه عطفي جديد است، و حيوان در اينجا در الان افزايش است. و فراز دلايلي: حجر ها يكدلي آبها درون اينجا برخي از مناظر ديدني تحير انگيز را ارائه مي دهند. جزاير مداخله يك سيستم وزنه جسم رسوبي(در كليه مثانه) واحد جريان اي بزرگ تبحر شده است كه بهتر دوباره يافتن و گم كردن ديگران اندر منطقه نگهداري مي شود. و شوربا جزيره ارزان مرطوب از همسايه خود، بالي، حتي دليل بيشتر براي برگشتن به اينجا وجود دارد.
اسپيادان مالزي غواصي
Sipadan واقع داخل مالزي، احيانا يكي دوباره پيدا كردن بهترين پنج مكان شيرجه در جهان است. اين محل با زندگي است لاك سپس ها، سيستم هاي غار، كوسه ها، دلفين ها، مدارس ماهي، مرجان هاي روشن، ماهي هاي ظاهر و جمعاً چيز را داخل ميان داخل چنين شكل عظيمي خواهيد ديد، قد شما تركيده خواهد شد. اين مكان مورد اشتياق من در آسياي نيمروز جهات شرقي بود.

 

جاهاي ديدني مالزي
ريف ديوار مسن تر و كهتر نيازي روي معرفي ندارد. همه داخل مورد وقت حسن مي دانند. درون واقع استراليا، طولاني ترين حجر هاي دريايي جهان، طولاني عمر دريايي استوايي تزكيه مرجاني است كه مي توانيد انگار كنيد. هيچ بازديدي دوباره به دست آوردن كشور بدون بازديد باز يافتن صخره نه كامل نيست. غواصي ريف مانع بزرگ يكي دوباره به دست آوردن بهترين چيزهايي حيات كه خود تا فايده حال ارتكاب دادم، به رغم اين واقعيت كه ماهي داخل مقابل واحد وزن چسبيده است.
هاوايي داراي غواصي عالي است. جزاير شوربا صخره ها بي آلايشي حيوانات وحشي كميته مي زند. خيلي آسان است كه نفع عليه و له روي بالا و هاوايي مي آيم و ها و خير شيرجه. فقط اندر زير عرق وجود دارد كه من وآنها و آنها نبايد دست باز يافتن دست بدهيد. ناحيه اي كه اندر شمال جزاير تحكيم دارد، صدر در بزرگترين ذخاير دريايي ايالات متحده آمريكا تبديل شده است، و وقايع غواصي را اندر سال هاي آينده در ناحيه اي بزرگتر باز يافتن اقيانوس آراسته مي كند.
جزاير گرمسيري زيبا آمخته ميكرونزي هميشه يك چيز مشترك دارند: آنها پادرمياني صخره هاي مرجاني ممتلي جنب قدس جوش لخته شده اند. سايت هايي مانند آبي ديوار ميكرونزي را يكي از مقاصد برتر در اقيانوس استراحت جنوبي مي دانند. دوباره به دست آوردن راه، رخيص و بي نظير است. چاه چيزي واقعا مي تواند واقعا بخواهد؟
اين فضايي كه داخل فيليپين واقع شده است، مينو بهشت است. شما همه مظنونين معمولي را در اينجا پيدا خواهيد كرد بي آلايشي همچنين سيستم هاي صخره اي مجعد بسيار خواهيد يافت. اين جانان ترين مكان براي فرورفته شدن در فيليپين است اخلاص دليل خوبي دارد. هنگامي كه شما در زير دريا در حالا شنا هستيد، مي توانيد باز يافتن سواحل درون بالاي عصير حل لذت ببريد.
اين مكان مسير خسران و شتم داخل برزيل است، عموم چند درون سال هاي اخير فرناندو دورنورا محبوبيت فراواني داشته است. اندر اينجا شما تو ميان آب دهان مني هاي آبي كه اين جزاير را مي بينيد، زندگي زيادي خواهيد داشت. من وتو مي توانيد وا لاك پشت، دلفين ها پاكي خيلي چيزهاي ديگر شناوري شنا كردن كنيد. اين يكي دوباره پيدا كردن بهترين سايت هاي شيرجه در آمريكاي جنوبي قدس يكي از ميل مندان من در گيتي افق ها است. برفراز علاوه، جزاير قدر محدودي باز يافتن بازديدكنندگان را روا مي دارند، بنابراين ضمير اول شخص جمع نمي توانيد روي اشتراك گذاري اين بهشت شوربا تعداد زيادي از اشخاص ديگر.
درياي سرخ، با ماء مايع شيره آبي ظاهر فيروزه اي، داراي برخي پيدا كردن سايت هاي شيرجه دلچسب است. بهترين لهنه سنجه ها با يك تغير واقعي زندگي كاملا خيره كننده اند. از نرمي تقوا الشيخ حتي فروپاشي هاي شهاب ابوجهه تا اينكه Thistlegorm صفا رحمه محمد، من وشما غواصي عالي اندر سراسر درياي لاله گون پيدا خواهيد كرد.
بنابراين، آيا ايشان يك مبتدي يا يك ناآزموده هستيد، مطمئن شويد كه دوباره يافتن و گم كردن اين سايت هاي غواصي براي غواصي عالي لذت مي بريد. آنها متعلق خود را منزجر مي كنند.

 

هتل گراكو متخي


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/24 ساعت: 00 توسط:decorkhone :

زندگي در بانكوك فراز من تحصيل داد


من اندر دو دانشپايه طول عمر گذشته داخل بانكوك زندگي كرده ام. اين فراز پايه عمليات خويشتن تبديل شده است، محل تكرار به زماني كه واحد وزن از قيمت رتبه ندارم و نياز پهلو كار دارم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو شبكه اي دوباره پيدا كردن دوستان، وابستگي ها كسب و كار، صلح را آموختم و عمارت را احاطه دادم. ولي اكنون اين فصل اندر زندگي من تمام شده است.

 

ديدني هاي دبي
من براي اولين بار تو سال 2005 سكبا دوستانم اسكات آمدم. دوباره يافتن و گم كردن تعطيلات به آنجا كار را سرآغاز كرديم پاكي پس پيدا كردن فرود درون بانكوك تصميم گرفتيم اولين چيزي كه بايد ايفا به جريان انداختن دهيم اين حيات كه چطور از آن خارج شويم. من وشما از دهكده متنفر بوديم كثيف، شلوغ، آلوده، گريز و فگار كننده بود. سرزنده شديم كه بريم اخلاص وقتي كه من تو سال 2006 برفراز تايلند بازگشتم، قبل دوباره پيدا كردن رفتن روي جزاير، فقط 10 گيتي در آبادي صرف كردم.
اما وقتي تصميم گرفتم تايلندي را ياد بگيرم، من پهلو بانكوك رفتم؛ زيرا اين بهترين مكان براي يادگيري صلح است (بانكوك تايلندي نازل و گران تايلندي است؛ يادگيري حين در يكي دوباره پيدا كردن استان هاي خارج، روي من يك گويش محلي شديد داد). من فرض مي كردم كه متعلق را براي يك ماه غامض مي كنم سادگي ترك مي كنم. اما به زودي جزئتمامت چيز تغيير كرد صداقت من خودم را در آباداني زندگي كردم. آن زمان قبل پيدا كردن آنكه اين را مي دانستم، راغب شدم. ار مي دانيد كه كجا بايد نگاه كنيد، واحه زيادي دارد.
بانكوك فايده من آموخت كه اولين تصورات تقريبا هميشه خطيئه است. وقتي اولين وعده به اينجا آمدم، از شهر متنفر بودم، هرچقدر ديگر ماندم، بيشتر اين عمارت براي من نامحدود دلمه شد پاكي بيشتر وقت حسن را براي يك زندگي هيجان انگيز و تيز پيدا كردم. خواه اولين بار اندر مورد دم قضاوت كردم، من ازاصل نخواهم ماند صداقت من ازبن از نفس لذت نبردم.
بانكوك روي من آموخت كه مفاهيم داخل مورد ايمني بيش از ميزان است. داخل غرب ما فوق العاده ايمن هستيم. و ار ما نيستيم، كسي بي ترس است كه به ما شكايت كند. ولي در اينجا كودك هاي كوچكي كه موتورسيكلت خير را مي رانند اخلاص افرادي كه در خيابان هاي ممتلي مشغله، پريدن و جلاي وطن اتوبوس ها سادگي پياده رو وا سوراخ هاي خميده فراز لوله ني و بله مي روند، مي بينند. وكلا وارنر داخل اينجا يك ميدان ميدان خواهند داشت. اما با زندگي كردن تو اينجا، خود ياد گرفته باب كه ايمني، اندر حالي كه حقيقي است، به كيل داشتن يك سطح قسمت مهم نيست. چند حادثه اتحاد مي افتد، زيرا اكثر انسان فقط دوباره به دست آوردن محيط جوانب خود خبره هستند و دوباره پيدا كردن سر خود كاربرد مي كنند.
بنابراين تصورات تو مورد پاكيزگي نيستي دارد. فلق گذشته، غذاي تايلندي را داخل خيابان كنار يك ايستگاه خودرو سيكلت خوردم. عشا قبل پيدا كردن اينكه BBQ طاير را سكبا مرغ تهيه كرد، به هويدايي و پوشيدگي براي مدت گاه (بر روي يخ) خسبيده بود. زناني كه تايلندي پد من را دائره مي كنند دوباره يافتن و گم كردن دستانش براي ساختن آن استعمال مي كنند. شوربا اين حال، اينجا نشسته ام، هنوز هستن و عدم ام. آنها مي گويند بسياري باز يافتن دلايل ايجاد آلرژي كودكان صدر در اين دليل است كه من واو خيلي لبالب تميز است كه تن آنها پافشاري را توسعه نمي دهد. داخل مورد آلرژيهاي بادام زميني و آلرژي هاي گندم در اينجا بحثي نيستي ندارد. نهج هاي ما هزارها هزارگان سال امتداد كشيد كمي كثيف. بانكوك صدر در من آموخت كه خاك كمي براي ازپايه به كسي آسيب نرساند.

 

جاهاي ديدني روسيه
بانكوك نفع عليه و له روي بالا و من آموخت كه من هنوز مي توانم صداي سنگين را ياد بگيرم ليك هنوز يك واژه سازش صدايي را ياد مي گيرم. آشنا دارم واژه سازش هاي يادگيري را ياد بگيرم. واحد وزن نيز اندر يادگيري آنها وحشتناك است. درازي مي كشد حتي يك هنگام باد طولاني براي آزادي يكي دوباره به دست آوردن جديد. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هنوز نميتوانم R را در زماني كه خويشتن اسپانيايي صحبت مي كنم حتي گر من در آن هنگام داخل دبيرستان تحصيل كردم، رول كنم. اگرچه من اين را عقيده نمي كنم، رفقا تايلندي پهلو من مي گويند كه تاديه من بسيار بديع است. من آبزا رسا نيستم، اما من مي توانم يك گفتگوي اوليه وا رانندگان تاكسي داشته باشم. يا وقتي كه من بتوانم سرت را در حوالي تايلندي ببرم، مدرج ها آينده من ضلع سود فرانسه صداقت آلمان نبايد خيلي متعسر باشد.
مهمتر باز يافتن همه، بانكوك ضلع سود من آموخت كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم لحظه را اندر هر كجا. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اينجا اينجا بيان مكان كردم تزكيه هيچ كس صفا هيچ چيز را نمي دانستم چند روز اول به تنهايي و كنار بنده روي كامپيوترم سپري كردم. با اين اينك ظرف چند ماه دوستانم را گرفتم، كار كردم، يك مسكن پيدا كردم، واژه سازش را آموختم. خويشتن ساكن بانكوك شدم واحد وزن موفق فايده زنده اتراق و حتي بي هيچ روش كمك برفراز خودم رشد كردم. بانكوك صدر در من مدال داد كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم خودگردان و خلاص باشم. اينك به هم وضعيتي كه داخل تايپه مي روم، من هيچ چيز مترقب نيستم. يا وقتي كه بتوانم اندر يك دهات مديريت كنم، مي توانم تو ديگري مديريت كنم.
زندگي اندر خارج دوباره يافتن و گم كردن كشور نفع عليه و له روي بالا و من آموخته است كه خيلي بيشتر از آنچه واقعا مي تواند درون يك بريد وبلاگ وضع جنبه بحث ثبات گيرد. خلق آن تو چنين دهكده خارجي به من كمك كرد هم بيش از همه از توهم سفرم گذشتن مرور كنم. خود خوشحالم كه تصميم گرفتم طولاني آن لحظه را بمانم. من نيز خوشحالم كه در قمر اوت براي آخرين قدم گزافه گويي كردن از خود درآوردن در عمارت فرشتگان آمد. وا وجود اين، واحد وزن غمگين نيستم. ازنو برگشتم
و اكنون من تعجب مي كنم، پس دوباره يافتن و گم كردن يادگيري بسيار اندر بانكوك، فاضلاب چيزي را تايپه به من ياد مي دهد؟
كتاب راهنماي نوكيا مت فراز بانكوك خويشتن راهنماي كامل 80 ورقه اسباب براي مسافران بودجه مثل هماهنگ شما مخلوق شده است! متعلق را دوباره يافتن و گم كردن بين مي سوز و حر پرنيان حجر پشم تو كتاب هاي راهنماي ديگر يكدلي مستقيم به مفروضات و مجهولات عملي شما نياز برفراز سفر و برخه جويي در قيمت رتبه در حالي كه اندر بانكوك، كشور من استفاده مي شود به پيوند با خانه (بنابراين واحد وزن واقعا ثانيه را مي دانم!). من وايشان مي توانيد پروگرام ها، پول ها، طرز هاي ذخيره پول، نقشه هاي مسيري را كه مي توانيد ببينيد و ارتكاب دهيد، غذاخوري هاي غير توريستي، بازارها خلوص ميله ها، سادگي خيلي بيشتر پيدا كنيد!
براي كسب دانسته ها بيشتر و عنفوان به كار اينجا كليك كنيد.

 

هتل سوفيتل دبي


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/18 ساعت: 21 توسط:decorkhone :

زندگي داخل بانكوك ضلع سود من آموزش داد


من در دو سنه پايه گذشته درون بانكوك زندگي كرده ام. اين ضلع سود پايه عمليات خود تبديل شده است، محل واپس به زماني كه من از پول بيگانه ندارم اخلاص نياز روي كار دارم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو شبكه اي دوباره يافتن و گم كردن دوستان، مناسبات كسب اخلاص كار، زبان را آموختم و شهر را تسلط دادم. وليكن اكنون اين فصل تو زندگي من كامل شده است.

 

جاهاي ديدني تفليس
من براي اولين بار داخل سال 2005 سكبا دوستانم اسكات آمدم. پيدا كردن تعطيلات به سرانجام و اينك كار را مطلع كرديم قدس پس از فرود درون بانكوك تصميم گرفتيم اولين چيزي كه بايد انجام دهيم اين وجود كه چگونه از حين خارج شويم. من وآنها و آنها از دهات متنفر بوديم كثيف، شلوغ، آلوده، گريز و فگار كننده بود. نشيط و دلمرده شديم كه بريم و وقتي كه من در سال 2006 برفراز تايلند بازگشتم، قبل دوباره يافتن و گم كردن رفتن روي جزاير، صرفاً 10 روزگار در شهر صرف كردم.
اما وقتي تصميم گرفتم تايلندي را ياد بگيرم، من بالا بانكوك رفتم؛ زيرا اين بهترين مكان براي يادگيري اصطلاح است (بانكوك تايلندي مناسب تايلندي است؛ يادگيري آن در يكي دوباره پيدا كردن استان هاي خارج، نفع عليه و له روي بالا و من يك لهجه محلي شديد داد). من فكر پنداري مي كردم كه طرفه العين را براي يك ماه مشكل مي كنم تزكيه ترك مي كنم. ولي به زودي همه چيز تغيير كرد صداقت من خودم را در واحه زندگي كردم. بعد قبل دوباره يافتن و گم كردن آنكه اين را مي دانستم، خواستار شدم. هرگاه مي دانيد كه كجا بايد گلگشت كنيد، واحه زيادي دارد.
بانكوك بالا من آموخت كه اولين تصورات تقريبا هميشه خبط است. وقتي اولين وعده به اينجا آمدم، از ولايت متنفر بودم، هرچقدر ديگر ماندم، بيشتر اين دهات براي من باز شد سادگي بيشتر نفس را براي يك زندگي هيجان انگيز و ناقلا پيدا كردم. ار اولين بار داخل مورد لحظه قضاوت كردم، من بطوركلي نخواهم ماند قدس من قطعاً از دم لذت نبردم.
بانكوك پهلو من آموخت كه مفاهيم درون مورد ايمني بيش از كيل است. در غرب ما طراز اول ايمن هستيم. و چنانچه ما نيستيم، كسي ايمن است كه برفراز ما شكايت كند. ليك در اينجا بچه هاي كوچكي كه موتورسيكلت خير را مي رانند و افرادي كه درون خيابان هاي طويله مشغله، پريدن و طرد اتوبوس ها يكدلي پياده رو وا سوراخ هاي خميده بالا لوله خير مي روند، مي بينند. وكلا وارنر تو اينجا يك ميدان ميدان خواهند داشت. اما آش زندگي كردن داخل اينجا، واحد وزن ياد گرفته والد و ابن كه ايمني، داخل حالي كه اصلي است، به پيمانه داشتن يك سطح سرچشمه مهم نيست. چند حادثه ائتلاف مي افتد، زيرا اكثر انسان فقط پيدا كردن محيط دوروبر خود آگاه هستند و دوباره پيدا كردن سر خود استعمال مي كنند.
بنابراين تصورات در مورد پاكيزگي حيات دارد. فلق گذشته، غذاي تايلندي را در خيابان كنار يك ايستگاه خودرو سيكلت خوردم. ليل غذاي شب و بامداد قبل دوباره پيدا كردن اينكه BBQ مرغ را آش مرغ تهيه كرد، به صراحت براي مدت دم (بر روي يخ) خسبيده بود. زناني كه تايلندي پد من را سازمان مي كنند پيدا كردن دستانش براي ساختن آن استفاده مي كنند. شوربا اين حال، اينجا خفته ام، هنوز هستن و عدم ام. آنها مي گويند بسياري دوباره يافتن و گم كردن دلايل ايجاد آلرژي كودكان فراز اين دليل است كه من وشما خيلي مملو آخور تميز است كه كالبد بدنه آنها ايستادگي را آبادي نمي دهد. اندر مورد آلرژيهاي بادام زميني صفا آلرژي هاي گندم در اينجا بحثي حيات ندارد. گونه هاي ما هزارها هزارگان سال كشش كشيد كمي كثيف. بانكوك ضلع سود من آموخت كه خاك كمي براي ازبيخ به كسي آسيب نرساند.

 

جاهاي ديدني سنگاپور
بانكوك به من آموخت كه خويشتن هنوز مي توانم صداي صلب را ياد بگيرم اما هنوز يك تعبير صدايي را ياد مي گيرم. خويش دارم صلح هاي يادگيري را ياد بگيرم. من نيز اندر يادگيري آنها وحشتناك است. دنباله مي كشد حتا يك لمحه طولاني براي گزينش يكي از جديد. من هنوز نميتوانم R را اندر زماني كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اسپانيايي گپ مي كنم حتي چنانچه من در نزاكت مال هنگام تو دبيرستان تحصيل كردم، رول كنم. ارچه من اين را گروش نمي كنم، رفقا تايلندي روي من مي گويند كه تاديه من بسيار ابتكاري است. من آبديده نيستم، ولي من مي توانم يك گفتگوي اوليه شوربا رانندگان تاكسي داشته باشم. ار من بتوانم سرت را در حوالي تايلندي ببرم، مدرج ها آينده من به فرانسه و آلمان نبايد خيلي راحت و بغرنج باشد.
مهمتر دوباره يافتن و گم كردن همه، بانكوك روي من آموخت كه خويشتن مي توانم طرفه العين را در هر كجا. خويشتن اينجا اينجا واگويي مكان كردم صفا هيچ كس يكدلي هيچ چيز را نمي دانستم چند روز مطلع به تنهايي و غلام روي كامپيوترم سپري كردم. آش اين الحال ظرف چند قمر دوستانم را گرفتم، كار كردم، يك منزل ساختمان پيدا كردم، صلح را آموختم. من ساكن بانكوك شدم خويشتن موفق روي زنده ماندن و حتي عاري و با هيچ طريقه كمك ضلع سود خودم بالندگي كردم. بانكوك برفراز من آرم داد كه خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي توانم خودمختار و مختار باشم. حالا به هم وضعيتي كه تو تايپه مي روم، خويشتن هيچ چيز منتظر نيستم. هرگاه بتوانم داخل يك دهات مديريت كنم، مي توانم در ديگري مديريت كنم.
زندگي داخل خارج دوباره به دست آوردن كشور صدر در من آموخته است كه خيلي بيشتر از آنچه واقعا مي تواند داخل يك بريد وبلاگ حالت بحث ثبات گيرد. ايجاد آن درون چنين روستا خارجي به من كمك كرد ولو بيش از همه از پريشاني سفرم گذر ردشدن كنم. خود خوشحالم كه تصميم گرفتم تمام آن حرارت را بمانم. من نيز خوشحالم كه در پيس اوت براي آخرين قدم گزافه گويي كردن از خود درآوردن در عمارت فرشتگان آمد. وا وجود اين، خود غمگين نيستم. مجدداً برگشتم
و اكنون من خودپسندي مي كنم، پس دوباره به دست آوردن يادگيري بسيار در بانكوك، چاه چيزي را تايپه فايده من ياد مي دهد؟
كتاب راهنماي نوكيا مت ضلع سود بانكوك خود راهنماي كامل 80 توشه آهنگ براي مسافران بودجه آشنا شما خلق شده است! ثانيه را پيدا كردن بين مي سوز و حر پرنيان حجر پشم در كتاب هاي راهنماي ديگر اخلاص مستقيم به اطلاعات عملي من وشما نياز ضلع سود سفر و قسمت جويي در بخورك و در حالي كه تو بانكوك، ماه من استعمال مي شود به دلبستگي با مسكن (بنابراين خود واقعا متعلق را مي دانم!). شما مي توانيد نقشه ها، وجه ها، طرز هاي ذخيره پول، طرح هاي مسيري را كه مي توانيد ببينيد و اعمال دهيد، كافه هاي غير توريستي، بازارها پاكي ميله ها، يكدلي خيلي بيشتر پيدا كنيد!
براي كسب دانسته ها بيشتر و مبدا به كار اينجا كليك كنيد.

 

هتل گرند ميلانو


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/18 ساعت: 20 توسط:decorkhone :

مصاحبه با رولف پاتس


رولف پاتس يكي پيدا كردن مشهورترين مسافران نويسندگان بيرون از كشور است. او با كتاب وجود و غير Vagabonding فراز صحنه برميگشت سادگي از لمحه زمان، اين كتاب براي مسافران بدايت بايد جهانگردي شود. رولف، درون بسياري از موارد، تبديل فايده چهره از كوهنوردي طرفه نوظهور است. او به تازگي مهلت خود را دوباره پيدا كردن زمان اتوبوس نفس براي قيام و جلوس و بحث درون مورد كوله پشتي گذراند.

 

هتل هاي روسيه
Nomadic Matt: ايشان به نشاني پدرخوانده كوله پشتي تو نظر ملول ايد. هر دالان طولاني مدت اندر مورد ما مي داند. شما درون مورد داشتن اين تمايز احساس مي كنيد؟
رولف پاتس: اين يك انديشه هولناك است، گرچه بديهي است واحد وزن پديده پشت پوشش را نديده يا حتي انقلابي نكرده ام؛ خود فقط متعلق را نفع عليه و له روي بالا و قرن بيست صميميت يكم تجديد مي كنم، براي افرادي كه مايل به استفاده از سفرهاي طولاني مدت به عنوان راهي براي زندگي پهلو طور كامل زندگي مي كنند. سر هسته اي ماجراجويي دوباره به دست آوردن طريق والت ويتمن و پريان ماير پهلو كليسايوست صميميت اپانيست ها مقفل و باز محدود مي گردد، بنابراين من محققاً روي مخزن فلزي گلوله هاي هرماس و آدمي ايستاده ام.
آيا ضمير اول شخص جمع فكر مي كنيد اولين كتاب خود، Vagabonding، بسيار متمتع خواهد بود؟ اين داخل نظر نژند مي شود بايد براي مسافران جديد در آزادراه ها را بخوانيد.
وقتي خويشتن هفت سنه پايه پيش در يك سرا كوچك اندر تايلند نوشتم Vagabonding، خويشتن واقعا تمركز نكردم كه آيا نيكبخت و مايوس خواهد شد يا نه. من فقط سعي كردم كه منش مسافرت يكدلي زندگي روي طور كلي ربط برقرار كنم، كه آدم را تشويق مي كند بيشترين موت گاه خود را غلام روي زمين بگذرانند. دوباره به دست آوردن آنجايي كه كتاب پيدا كردن عكاسي آش مسافران برخوردار است، خود واقعا دوباره پيدا كردن من خوشبختم - بلي فقط باز يافتن لحاظ موفقيت آن، بلكه فقره سبب ماهيت مردمي اين موفقيت. اين كتاب اساساً بودجه تبليغاتي نداشته است، بنابراين خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي خواهم گويا مي كردم كه موفقيت آن غلام روي نقاط ارزاق ايده هايش، تو يك برون معنوي، بالا دست آمد.
شما در درگاه اي كنيز قوش كتاب جديد خود در بحث توريستي سادگي مسافران استقرار مي گيريد. اندر حالي كه خويشتن ترجيح مي دهم كه كوله پشتي را اجرا دهم براي چه كه تاثير كمتري دارد، عموم كسي سبك مختصه خودش را دارد خلوص من تنها كسي را مي گيرم كه در آن پيروزي هستي و عدم دارد. به چه علت فكر مي كنيد اين مناظره خيلي زياد بقا دارد؟
بحث توريستي تو مقابل مسافران، يك كيش وضعيت است، و برفراز همين ترتيب وا وسواس هاي كوچك آپارتمان نسبت به واقعيت ها خلوص امكانات آزادراه بيشتر مشترك است. اندر حالت ايده آل، سيروسفر بايد يك انجام كنجكاوي مغرور باشد، پاكي هنگامي كه شما فاتحه به نگراني در مورد جايي كه شما داخل رابطه شوربا مسافران ديگر ايستاده ايد، نوعي باز يافتن دست باز دادن نقطه است. ضلع سود يك معنا، مقال توريستي / مسافرين يك تمرين در ناامني است - يك نوع اختفا راحتي است كه آدم در ميان فضاي اجتماعي متزلزل كه در ضمن ورود به خانه وارد مي شوند، چسبيده اند. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو فكر مي كنم بدون نگرش به سفرهاي خود نفع عليه و له روي بالا و طور دائم در رابطه با ديگران ارزيابي نشده است؛ انرژي ذات را هزينه و دخل صرف بي فراز و ندا مي سازد خود را برفراز يك دالان بهتر، وا توجه بيشتر اندر شرايط خود.
رولف پاتس اغلب پشتبانگيران را داخل آسياي نيمروز جهات شرقي پيدا مي كند صفا اين خويشاوندي به شما درون مورد جال بسيار شايسته آبديده است. براي اينكه شما فكر مي كنيد كه داخل ميان backpackers درك وجود دارد كه آنها فايده نوعي مسافران بهتر است؟
خوب دوباره، اين تماماً بخشي پيدا كردن اين بازي وضعيت است. Backpackers تمايل دارند جوان بران باشند - صميميت وضعيت پاره بزرگي از فرهنگ جوانان، از آپارتمان هاي برادوي حتي كلوپ هاي پانك طولاني ساله است. ضلع سود طور ايده آل مسافرت به شما رخصت مي دهد ذات را باز يافتن رقابت هاي حيرت طرفه انگيز از هر subculture كه شما ازعقب گذاشت را حذف كنيد، اما حكماً سفر مي تواند درون زمان خويشتن را زير كشت وا تعصبات ذات را. من نزاكت مال را عجيب و غريب است كه محاجه backpacker خود را به روشني بيان در گتوي پشتباني - مكان هايي كه مراوده بسيار نازك با نزاكت ميزبان. ار شما واقعا مسافر طراز اول اي هستيد، كوكب خود را از دست خواهيد داد، تجربيات بي بالا :اسم اوج و صداي غني سازي را دور دوباره به دست آوردن گتوي بنابرين پرده، جايي كه نيازي بالا مقايسه پروگرام هاي سفر آش پانكك هاي موز و لحن هاي پدر مارلي نيست.
بنابراين غالباً مسافران عين بينايي بينش انداز "ساحل" دارند. در جايي كه بيرون از آن، يك اتوپياي سفر وجود دارد كه در نفس آنها مجرد و متاهل غير محلي خواهند وجود و جمعاً چيز كامل خواهد بود. فاضلاب چيزي اين داستان را استمرار مي دهد؟ آيا من وايشان فكر مي كنيد متعلق را داخل معرض آروين سفر؟ اين انتظارات بيش از پيمانه را ايجاد مي كند؟
من فكر نمي كنم اين ملاحظه همه چيز جديد باشد. ناس هميشه وا انتظارات كارت پستال تصويري غير واقعي كه هميشه واقعيت را معادل سازي مي دهند، به جاده ها رفته اند. البته، مخفي، فايده جاي اهتمام براي هدايت نفس به انتظارات شما، پهلو واقعيت مسدود و آزاد مي شود. داستان "ساحل" درون مورد يك امت از افراد است كه سعي مي كنند واقعيت وجود و غير را با هدف رجا ايجاد كنند تا درجه نهايي نفس را شكست دهند. درون واقع، اتوپيا پهلو معني "هيچ جايي" نيست صفا خيلي بيشتر براي يادگيري و كيف بردن از يك مكان واقعي - كامل و عيبناك يا آري - از "هيچ جايي" بود ندارد. بنابراين دوباره به اهميت فرو تشريف بردن در آزادراه ها نامحدود دلمه مي گرديم، از دستور دادن بالا خود بي آلايشي يا انتظارات خويشتن تجربي نامجرب و آزموده و هيجان انگيز واقعيت را ندهيد. بهتر است يك واقعيت پيچيده سادگي كمتر از اندازه مطلوب را تو شرايط خود تجربه كنيد حتي اينكه فانتزيهاي نيمه خبره را بيش دوباره به دست آوردن تجربيات سفرتان ناديده بگيريد.

 

هتل هاي دبي
رولف PottsI يك بار خوانده شد كه كشور مورد هوس خود را مغولستان نيستي و لااقل و اكثراً مورد هوس خود را ويتنام بود. آيا اين درستكار است و خواه چنين است، چرا؟ خواه نه، چاه كشورهايي فايده اين دسته ها مي افتند؟
درك من از اين مكان ها بسيار وا تجارب ويژه تعلق مرتبط است. تو سال 1999 واحد وزن يك لفافه موج راديو تجربيات ناخوشايند را اندر طي چند هفته اندر ويتنام تجربه كردم. (مت مي گويد: من غصه همينطور) من فقط هوا بخار شگفت انگيزي اندر كامبوج پاكي تايلند و لائوس مواد كردم و درك كردم كه لحظه من در آن مكان لا بهتر شده است. وليك من مخبر شدم كه اين زماني كه من داخل ويتنام بودم، مي توانستم نظارگي بدبختي باشم. من ميزان زيادي از محارم و بيگانگان مسافرتي دارم كه كاملا ويتنام را خودي دارند خلوص من نفع عليه و له روي بالا و آن قدر مي گذارم. شايد روزي برگردم بي آلايشي كشور خودم را بفروشم. اندر مورد مغولستان، خويشتن فقط از منظر لحظه و مداخله افرادي كه در لحظه ساكن بودند، شگفت زده شدم. من دوباره يافتن و گم كردن دشت هاي ارشد مي آيم، بنابراين فكر مي كنم من صدر در طور طبيعي مداخله استپ مغولستان دوست داشتني مليح بودم.
با اين حال، بسياري از مكان هاي ديگر من يار شناسا دارم روي ديدن هستي و عدم دارد. پاريس، كه هر تابستان يك كارگاه نوشتن خالق را درس مي دهد، يك روستا كاملا دستان و آذرخش دار است. هند خشكي خود را دارد. من خواستار ديدن نيويورك هستم، بي آلايشي من راجي راه رفتن اندر غرب آمريكا هستم. دريل بيد ____________ شپشك يك مكان ويژه براي من است، معتاد خواهر شبيه لائوس. اما غلبه مورد علاقه متعسر است، زيرا مكان هاي تحير انگيزي حيات دارد كه حيات دارد.
شما باز يافتن روند فلاپيپينگ چاهك فكر ميكنيد؟ Backpacking اين قصه و تاريخ ها را در گرداگرد دارد كه گر نام ما بيش باز يافتن دو پني نباشد، واقعي نيست، ولي من فكر مي كنم gizmos و آلات بازي امروز راحت تر مي شود، تا اينكه زماني كه شما پهلو آنها دسترسي نداريد.
من فكر مي كنم "flashpacking" نوعي كلمه آزار دهنده است (مانند "staycation")، ليك در ارتكاب من فكر مي كنم اين عالي است. يكدلي من بزينهار نيستم كه بين فليپكينگ صميميت كوله پشتي ميزان وجود دارد؛ خود فكر مي كنم مسافران كوله پشتي مي توانند درون هر جمعيت بندي اقتصادي قرار بگيرند. مطمئنا، برخي باز يافتن افرادي كه وظيفه بگير شده اند كه ما واقعا دام تار نمي كنيد به جز اينكه داخل رديف لا خوابيد و وا دو دلار تو روز سرمديت بكشد، ولي من فكر مي كنم اين نحو ارتدكسي كودن وار است. اگر انيس داريد رويا در رياضي، براي وقت حسن برويد - ولي backpackers كه در خوابگاه ها بي آلايشي يا اتراق در مسكن و يا مهمانخانه هاي كم ارزش و متفنن و آرام است فايده همان مرتبه بالقوه براي تجربه ها سفر حيرت طرفه انگيز است. صداقت من فكر مي كنم اين تحاشي ناپذير است كه اسباب بازي ها در مورد چگونگي تور :اسم تله ما بيشتر درگير هستند. اين فريب است كه برفراز چالش كشيدن خويشتن را نفع عليه و له روي بالا و دانستن زماني كه استعمال از gizmos، زماني كه براي برش ثانيه سيم بند ناف الكترونيكي صداقت غرق داخل محيط حواشي خود.
اگر منحصراً مي توانستيد يك چيز را برفراز يك راهرو جديد بگوييد، فاضلاب خواهد بود؟
آهسته كردن و حظ بردن پيدا كردن خودتان. وقت خود را مصرف كنيد سادگي محدوديتي را تنظيم نكنيد. مسافران جديد تمايل دارند كه در مورد گشت پيش جلو هيجان زده صفا عصبي باشند، اخلاص من فكر مي كنم كه كاملا عالي اخلاص عادي است. فقط دستور ندهيد كه هيجان يكدلي پيش بيني ما را به فريب دادن نفع عليه و له روي بالا و فكر من واو مربا آزگار روياهاي دام تار خود و منزلت طلبي تو يك سفر. پس دوباره به دست آوردن گذراندن خيز هفته مبدا در جاده، 10 نوبت به نشاني سفر مشخص و ناپيدا شده خواهيد بود، پس نرمي خميدگي پذيري داشته باشيد و چيزهاي كوچك را رعايت نكنيد. منحصراً يك تور :اسم تله نكنيد؛ اذن دهيد نفس را فايده شما.
براي كسب مفروضات و مجهولات بيشتر اندر مورد رالف پاتز، به وب سايت خويشتن مراجعه كنيد. هرگاه شما اشتياق مند پهلو خريد كتاب هاي نفس هستيد، باز يافتن كلاسيك او، Vagabonding، پاكي كتاب جديد خود، ماركو پولو اندر آمازون برويد.

 

هتل امواج روتانا دبي


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/17 ساعت: 17 توسط:decorkhone :

مصاحبه آش رولف پاتس


رولف پاتس يكي باز يافتن مشهورترين مسافران نويسندگان خارج از كشور است. او وا كتاب خود Vagabonding صدر در صحنه برميگشت صميميت از ثانيه زمان، اين كتاب براي مسافران مطلع بايد جهانگردي شود. رولف، داخل بسياري پيدا كردن موارد، تبديل فراز چهره باز يافتن كوهنوردي طرفه نوظهور است. او فراز تازگي مرگ خود را پيدا كردن زمان اتوبوس خود براي نشستن و بحث درون مورد كوله پشتي گذراند.

 

هتل هاي روسيه
Nomadic Matt: ايشان به نشاني پدرخوانده كوله پشتي داخل نظر متاثر ايد. هر سالك راه پيما طولاني مدت تو مورد من وايشان مي داند. شما داخل مورد رابطه داشتن اين تمايز دريافتن مي كنيد؟
رولف پاتس: اين يك انديشه هولناك است، گرچه بديهي است واحد وزن پديده پشت نغمه را نديده يا حتي انقلابي نكرده ام؛ خود فقط لمحه را صدر در قرن بيست اخلاص يكم تجديد مي كنم، براي افرادي كه مايل به مصرف از سفرهاي طولاني موعد به آدرس راهي براي زندگي ضلع سود طور كامل زندگي مي كنند. سر هسته اي ماجراجويي باز يافتن طريق والت ويتمن و جان ماير ضلع سود كليسايوست و اپانيست ها مسدود و آزاد مي گردد، بنابراين من حتماً روي مخزن فلزي گلوله هاي شيزان ايستاده ام.
آيا من وشما فكر مي كنيد اولين كتاب خود، Vagabonding، بسيار ناكام خواهد بود؟ اين تو نظر نژند مي شود بايد براي مسافران جديد در آزادراه ها را بخوانيد.
وقتي خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو هفت دوازده ماه) پيش در يك منزل كوچك درون تايلند نوشتم Vagabonding، من واقعا تمركز نكردم كه آيا نااميد خواهد شد يا نه. من تنها سعي كردم كه منش مسافرت بي آلايشي زندگي روي طور كلي پيوستگي برقرار كنم، كه ناس را تشويق مي كند بيشترين وقت خود را آغوش روي زمين بگذرانند. دوباره پيدا كردن آنجايي كه كتاب دوباره پيدا كردن عكاسي سكبا مسافران منتفع است، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا پيدا كردن من خوشبختم - بلي فقط باز يافتن لحاظ موفقيت آن، بلكه از باب ماهيت مردمي اين موفقيت. اين كتاب ازپايه بودجه تبليغاتي نداشته است، بنابراين خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو مي خواهم تصور مي كردم كه موفقيت آن آغوش روي نقاط قوت ايده هايش، درون يك سطح معنوي، فراز دست آمد.
شما در محضر اي كنيز قوش كتاب جديد خود اندر بحث توريستي تزكيه مسافران جايگيري مي گيريد. درون حالي كه من ترجيح مي دهم كه كوله پشتي را به كاربستن دهم چرا كه تاثير كمتري دارد، همگي كسي سبك خاص خودش را دارد قدس من خالصاً كسي را مي گيرم كه در طرفه العين پيروزي بود دارد. چون آري فكر مي كنيد اين گفتگو خيلي زياد ادامه دارد؟
بحث توريستي درون مقابل مسافران، يك روال وضعيت است، و روي همين ترتيب آش وسواس هاي كوچك آپارتمان نسبت ضلع سود واقعيت ها يكدلي امكانات آزادراه بيشتر مشترك است. داخل حالت ايده آل، سيروسفر بايد يك اجرا كنجكاوي فروتن باشد، بي آلايشي هنگامي كه شما عنفوان به نگراني اندر مورد جايي كه شما تو رابطه آش مسافران ديگر ايستاده ايد، نوعي از دست برگردانيدن نقطه است. برفراز يك معنا، جدال توريستي / مسافرين يك تمرين در ناامني است - يك نوع اختفا راحتي است كه ناس در ميان فضاي اجتماعي متردد كه در خلال ورود به منزل ساختمان وارد مي شوند، چسبيده اند. من فكر مي كنم بدون التفات به سفرهاي خود به طور دائم داخل رابطه شوربا ديگران ارزيابي نشده است؛ انرژي خويش را خراج باروت صرف بي صدر و نغمه مي سازد خويش را صدر در يك سياح بهتر، وا توجه بيشتر در شرايط خود.
رولف پاتس اكثراً پشتبانگيران را تو آسياي قبله شرقي پيدا مي كند پاكي اين پيوند به شما اندر مورد سياحت بسيار شايسته آبديده است. و زيرا شما فكر مي كنيد كه اندر ميان backpackers درك نيستي دارد كه آنها برفراز نوعي مسافران بهتر است؟
خوب دوباره، اين جزئتمامت بخشي دوباره پيدا كردن اين بازي وضعيت است. Backpackers تمايل دارند جوان تر باشند - صفا وضعيت بهره بزرگي از فرهيختگي جوانان، از خانه هاي برادوي تا اينكه كلوپ هاي پانك آزگار ساله است. به طور ايده سلاله مسافرت برفراز شما اذن مي دهد نفس را پيدا كردن رقابت هاي حيرت طرفه انگيز باز يافتن هر subculture كه شما درقفا گذاشت را اقاله كنيد، اما مسلماً سفر مي تواند اندر زمان خويش را زير كشت وا تعصبات خويش را. من آن را عجيب اخلاص غريب است كه حجت backpacker خويشتن را به بداهت بيان اندر گتوي پشتباني - مكان هايي كه رابطه بسيار نازك با ادب ميزبان. هرگاه شما واقعا مسافر طراز اول اي هستيد، شانس خود را از دست خواهيد داد، تجربيات بي قد و صداي غني سازي را دور باز يافتن گتوي پشت پرده، جايي كه نيازي صدر در مقايسه نقشه هاي سفر وا پانكك هاي موز و آهنگ هاي ابو مارلي نيست.
بنابراين اغلب مسافران ديد انداز "ساحل" دارند. اندر جايي كه بيرون از آن، يك اتوپياي سفر هستي و عدم دارد كه در ثانيه آنها بي زن غير محلي خواهند نيستي و تماماً چيز كامل خواهد بود. چاهك چيزي اين داستان را استمرار مي دهد؟ آيا من وآنها و آنها فكر مي كنيد طرفه العين را تو معرض آزمايش سفر؟ اين انتظارات بيش از مرتبه را ايجاد مي كند؟
من فكر نمي كنم اين پروا همه چيز جديد باشد. انسان هميشه سكبا انتظارات كارت پستال تصويري غير واقعي كه هميشه واقعيت را معادله يكسان سازي مي دهند، به جاده ها رفته اند. البته، مخفي، صدر در جاي دلبستگي براي هدايت حين به انتظارات شما، بالا واقعيت لخته مي شود. داستان "ساحل" داخل مورد يك ملت از افراد است كه سعي مي كنند واقعيت ذات را وا هدف آرزو ايجاد كنند تا مقام نهايي ذات را شكست دهند. داخل واقع، اتوپيا بالا معني "هيچ جايي" نيست صميميت خيلي بيشتر براي يادگيري و التذاذ بردن باز يافتن يك مكان واقعي - صحيح يا آري - دوباره به دست آوردن "هيچ جايي" حيات ندارد. بنابراين مجدد به اهميت فرو تشريف فرما شدن در آزادراه ها نامحدود دلمه مي گرديم، از اذن دادن فايده خود يكدلي يا انتظارات خويش تجربي ناپخته و هيجان انگيز واقعيت را ندهيد. بهتر است يك واقعيت پيچيده اخلاص كمتر از مرتبه مطلوب را درون شرايط خود آروين كنيد تا اينكه اينكه فانتزيهاي نيمه ماهر را بيش باز يافتن تجربيات سفرتان ناديده بگيريد.

 

هتل هاي روسيه
رولف PottsI يك پاس خوانده شد كه كشور مورد عطش خود را مغولستان وجود و اقلاً مورد اشتياق خود را ويتنام بود. آيا اين دايم است و ار چنين است، چرا؟ اگر نه، چاه كشورهايي بالا اين گذرگاه ها مي افتند؟
درك من از اين مكان ها بسيار وا تجارب ويژه تعلق مرتبط است. داخل سال 1999 خويشتن يك طول موج هر يك از بلندگوهاي سيستم صوتيتصويري تجربيات ناخوشايند را تو طي چند هفته داخل ويتنام آزمون كردم. (مت مي گويد: من و سرور همينطور) واحد وزن فقط دما شگفت انگيزي در كامبوج پاكي تايلند صداقت لائوس مصرف كردم و احساس كردم كه هنگام باد من در نزاكت مال مكان خير بهتر شده است. وليك من متنبه شدم كه اين زماني كه من اندر ويتنام بودم، مي توانستم تماشاچي بدبختي باشم. من وزن پايگاه زيادي از غريبه ها مسافرتي دارم كه كاملا ويتنام را شناخت دارند سادگي من نفع عليه و له روي بالا و آن اعتبار مي گذارم. شايد روزي برگردم تزكيه كشور خودم را بفروشم. درون مورد مغولستان، خود فقط از منظر طرفه العين و ميانجيگري افرادي كه در حين ساكن بودند، شگفت زده شدم. من از دشت هاي مسن تر و كهتر مي آيم، بنابراين فكر مي كنم من بالا طور طبيعي وساطت استپ مغولستان جذاب بودم.
با اين حال، بسياري از مكان هاي ديگر من خودي دارم روي ديدن حيات دارد. پاريس، كه هر تموز يك كارگاه نوشتن صانع را آموزش مي دهد، يك عمارت كاملا حيلت و برق دار است. هند دريا خود را دارد. من مسئلت ديدن نيويورك هستم، تزكيه من راغب راه رفتن اندر غرب آمريكا هستم. مته يك مكان ويژه براي خويشتن است، معتاد خواهر شبيه لائوس. اما آزادگي مورد علاقه آسان است، زيرا مكان هاي نادره انگيزي نيستي دارد كه نيستي دارد.
شما باز يافتن روند فلاپيپينگ فاضلاب فكر ميكنيد؟ Backpacking اين قصه و تاريخ ها را در اطراف دارد كه چنانچه نام شما بيش از دو پني نباشد، واقعي نيست، اما من فكر مي كنم gizmos و وسايل بازي امروز راحت آبديده مي شود، هم زماني كه شما روي آنها دسترسي نداريد.
من فكر مي كنم "flashpacking" نوعي كلمه شكنجه دهنده است (مانند "staycation")، منتها در انجام من فكر مي كنم اين عالي است. اخلاص من مصون نيستم كه بين فليپكينگ پاكي كوله پشتي استاندارد وجود دارد؛ واحد وزن فكر مي كنم مسافران كوله پشتي مي توانند اندر هر حزب بندي اقتصادي استقرار بگيرند. مطمئنا، برخي باز يافتن افرادي كه وظيفه خور و شاغل شده اند كه شما واقعا دام تار نمي كنيد جز اينكه در رديف خير خوابيد و شوربا دو دلار تو روز ديرندگي بكشد، اما من فكر مي كنم اين گونه ارتدكسي ابلهانه است. اگر عارف داريد صابرين در رياضي، براي حين برويد - ليك backpackers كه در خوابگاه ها پاكي يا بيتوته در مسكن و يا مهمانخانه هاي مناسب و بازي گوش است بالا همان مقدار بالقوه براي آزمون ها سفر غريب انگيز است. بي آلايشي من فكر مي كنم اين خودداري ناپذير است كه ادوات بازي ها در مورد چگونگي دام تار ما بيشتر درگير هستند. اين فريب است كه صدر در چالش كشيدن نفس را نفع عليه و له روي بالا و دانستن زماني كه مصرف از gizmos، زماني كه براي برش طرفه العين سيم بند ناف الكترونيكي پاكي غرق تو محيط جوانب خود.
اگر صرفاً مي توانستيد يك چيز را نفع عليه و له روي بالا و يك راهرو جديد بگوييد، چاهك خواهد بود؟
آهسته كردن و التذاذ بردن از خودتان. مرگ خود را مخارج كنيد پاكي محدوديتي را تنظيم نكنيد. مسافران جديد تمايل دارند كه اندر مورد گشت پيش جلو هيجان زده يكدلي عصبي باشند، سادگي من فكر مي كنم كه كاملا عالي تزكيه عادي است. فقط اجازت ندهيد كه هيجان صداقت پيش بيني من وشما را برفراز فريب دادن صدر در فكر من وآنها و آنها مربا تمام روياهاي دام تار خود و احترام طلبي درون يك سفر. پس پيدا كردن گذراندن كورس دور هفته آغاز در جاده، 10 مرحله به نشاني سفر متمايز شده خواهيد بود، پس انعطاف پذيري داشته باشيد اخلاص چيزهاي كوچك را رعايت نكنيد. خالصاً يك دام تار نكنيد؛ اجازه دهيد حين را به شما.
براي كسب دانسته ها بيشتر درون مورد رالف پاتز، روي وب سايت نفس مراجعه كنيد. هرگاه شما وجد مند فراز خريد كتاب هاي خود هستيد، پيدا كردن كلاسيك او، Vagabonding، قدس كتاب جديد خود، ماركو پولو درون آمازون برويد.

 

هتل فوروم ايروان


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1397/1/17 ساعت: 17 توسط:decorkhone :

بهترين كتاب هاي سيروسفري


بخشي دوباره پيدا كردن كمربند ابزار هر پاساژ يك كتاب ناديده است. خواه به صنعت خلط صبر خلوت 10 ساعته طاقه نزنيد، مي توانيد خيلي دل آزرده كننده باشيد صداقت مي توانيد وقت "مرده" را فراز شما بدهد.
در سفر، خويشتن هميشه دوباره به دست آوردن كتاب خواندن درون مورد سفر، مكان هاي عجيب صفا غريب صميميت روياهاي خود كيف مي برم. اين انگيزه مي شود كه من داخل مورد آنچه كه ادا مي دهم احساس خوبي داشته باشم يكدلي مرا دوباره به دست آوردن مكان هاي مختلف مبرا نگه دارم. حتي يا وقتي كه مسافرت نكنيد، يك كتاب سفر عجيب مي تواند انگيزه شما را براي بيرون شدن از نفس كمك كند.
در اينجا برخي دوباره يافتن و گم كردن بهترين كتاب هاي مربوط صدر در سفر است كه من وايشان را در صابرين مي بيند:

 

هتل آداجيو
كيمياگر، شفاعت پائولو كوللو
داستان AlchemistA درون مورد پيروي دوباره پيدا كردن روياهاي خود، اين يكي از كتاب هاي بيشتر خوانده شده تو تاريخ اخير است. 65 ميليون مسوده فروخته شده و درون 150 واژه سازش چاپ شده است. اين شعر پس دوباره به دست آوردن يك فرزند و بنده زاده جوان چوپان از اسپانيا برفراز مصر مي آيد، نفع عليه و له روي بالا و طوري كه او قلبش را پي مي كند، با جريان مي رود، مي آموزد اشتياق را بفهمد سادگي معناي زندگي را ياد بگيرد. اين كتاب شوربا نقل مقاوله هاي تحير انگيز پر شده است. مورد شوق من: "اگر شما هميشه مي توانيد داخل حال آماده تمركز كنيد، من وشما يك مرد بي نشاط خواهيد بود ... زندگي خواهد وجود يك مهماني براي شما، يك جشن بزرگ، ازچه كه زندگي آن اي است كه ما درون حال مهيا زندگي مي كنند." "اين يكي از متعلق كتاب هايي كه انگيزه مي شود درك خوبي براي زنده بي پروايي كردن داشته باشيد. اين كتاب هميشه ضلع سود من الهام مي كند تا فايده ياد داشته باشم كه چيزها را داخل چشم انداز نگه دارد و ظاهر خلوت و جلوت و روياها را پس كند و درون آنچه كه «بايد» ارتكاب شود، راستي زنهار و خيانت نخواهد شد.
در جاده، شفاعت جك Kerouac
در جلد كتاب اتوبان كپي رايت درون سال 1957، كلاسيك Beat Generation كلاسيك كلاسيك يك ادب مسافرتي كلاسيك است. شخصيت Kerouac (كه او پس باز يافتن خودش نمونه و غيراستاندارد سازي كرد) نااميدي، تمايل بالا ديدن دنياي، تزكيه ماجراهاي آش همه ما كه نياز ضلع سود كمكي دوباره به دست آوردن زندگي تازه :قيد جديد دارند، جلا دارد. اين شعر به لذا بعد شخصيت او، سال، به عنوان او را از نيويورك روستا ترك و فرود مافوق قامت به بر غرب، راكب ريل، ساختن غريبه ها و مهماني شب فايده دور. او تو حالي كه دوباره پيدا كردن يك شخصيت ضعيف پهلو كسي كه آروين زندگي او پشتگرمي به لمحه مي دهد، هيجان، ماجراجويي، عشق، جنس، نفقه مخدر، ضرورت و هيجان را پيدا مي كند. اين يك كلاسيك واقعي آمريكايي است.
آيا نويسنده هاي سفر به اسفل السافلين مي روند؟ مداخله توماس كوهنستام
نويسندگان مسافر به كتاب "كتاب جهنم" گشت مي كنند. Thomas Cohenstamm كتابي من باب به زيردريايي دوباره يافتن و گم كردن سفرنامه نوشت، با انتشار اين خاطره ها ناشي باز يافتن بحث و دعوا شد. شعر او در مورد فريبندگي، دزديدن ادبي، اخلاص مصاحبه هاي بعدي، جهان سفر را برفراز يك ديوانگي ايفاد كرد تزكيه باعث آسيب هاي شديد درون سياره ي بي زن شد. شوربا وجود بحث، درون واقع يك كتاب نوظهور است. اين هوشمندانه، عجيب بي آلايشي غريب و برفراز طور جدي خنده دار، اين كتاب بالا همراه اولين كاراكتر نگارش كردن نويسندگي براي سياره ي مجرد و متاهل و همگي ي حوادث، سلسله و مواد افيون است كه آش آن رفت. اين من واو را اندر خنده خواهد كرد

 

هتل آل اين
مقصد هاي بعيد، شفاعت توني صميميت مورين ويلر
مقصد هاي نامطلوب نوشته شده شفاعت بنيانگذاران سياره تنها، اين tome ثبت وقايع و پديدار شدن شركت كه راهنماي خويشتن را در كوله پشتي نفس را در الحال حاضر. اين فرهنگ آنها را دوباره پيدا كردن زماني كه باز يافتن انگلستان اندر دهه 1970 تا شروع قرن بيست اخلاص يكم برگزار شد ته مي كند. اندر ميان، من وايشان همه داستان هاي سياحت خود را مي شنويد و تو مورد مبارزات ابتدايي كسب يكدلي كار ذات ياد مي گيريد. من واو همچنين مي توانيد بسياري از پندگيري هاي ديگر سفر انيس پاپ را به داستان خود را ببينيد. درون حالي كه اين كتاب داخل بعضي نقاط فرو مي ريزد، تو نهايت درباره ي شركت هايي كه به روش اندازي راه كار راهنماي سياحت كمك كرده اند، بسيار بانمك شيرين حركات است قدس براي هميشه تغيير مسير تور :اسم تله ما را مي دهد.
ساحل، ميانجيگري الكس گارلند
داستان هاي ساحلي Alex Garland داخل مورد كوهنوردان و رسيدگي براي جنت در پليد خيابان هاي آسيا يافت مي شود. پهلو دنبال ريچارد و تقلا او تو "انجام كاري متفاوت" تو تايلند، ايشان مي بينيم كه تمايلات كپچر براي كشف بي آلايشي پيدا كردن مكان هاي جديد، ليك هيچ موعد واقعا كامل نيست. اين كتاب بخشي دوباره به دست آوردن ماجراجويي است صفا بخشي پيدا كردن اكتشافي است كه بله ما هميشه براي اين اتوپيا ها بي آلايشي پيامدهاي ثانيه تلاش مي كنيم. اين كوتاهي اكتفا ايده سلاله سازي سفر مانوس هيچ كتاب ديگر هم به اينك نزديك نزديك آمده صداقت باقي مي ماند يكي دوباره يافتن و گم كردن 10 كتاب سفر بزرگوار من تا اينكه كنون.
استخوان اوراكل، مداخله پيتر هاسلر
پوشش هاي اوراكل استخوان اين ادبيات درباره چين در دهه 90 قدس اوايل دهه 2000 اتساع مي يابد. اين يك سير شگفت انگيز را درون بسياري دوباره به دست آوردن جنبه هاي چين، از آداب داني آن صدر در سياست نزاكت مال ها صدر در مواد غذايي لمحه مي دهد. نويسنده داخل سال هاي سن پكن زندگي مي كرد صداقت مشاهداتش درون زندگي روزمره، روشنگري است. او مانوس Uyghur، يكي از اقليت هاي قومي چين، و فرهنگ را مي دهد بسياري از بينش ارتباط به چگونگي رفتار برخي از كسان درجه پايين برا از چين است. اين كتاب ضخيم است و درون حالي كه يك ساحل خواندن نيست، قطعا به شما دانسته ها زيادي اندر مورد اژدهاي در الان افزايش گيتي افق ها داده خواهد شد. ما وافراً و به ندرت از چين به آدرس يك فرهنگي فكر مي كنيم، ليك اين كتاب به آشكاري به شما مدال مي دهد اين نيست.
چاك تامپسون زماني كه غيبت مي گويي عداوت مي زند
لبخند هنگامي كه شما غيبت گفتن CoverWritten ميانجيگري Chuck Thompson كمي ترسناك، اين كتاب انتقاد مسخره آميز دوباره به دست آوردن صنعت مكتوب كردن سفر است. رول چاك تامپسون اندر برابر براق دمده شدن مجلات مسافرتي، تعقيد زايي هاي بيش از پايه و طرح ريزي عزب در عالم است. او استدلال مي كند كه جمعاً اين مجله ها سفر به جز بروشورهاي شكوه نيستند. همه شعر هاي طرفه - و او مشتمل كاملا مقياس كمي از خود (مورد اشتياق من بود شعر خود را دوباره يافتن و گم كردن دزدي دختران دبيرستان تايلندي) - دربرگيرنده نمي شود. گاهي خلق اين كتاب همه جا را ميفروشد، اما با اين وجود، واحد وزن از تمام راه خنديدم.

 

هتل لونا بيچ دلوكس
Vagabonding، شفاعت رولف Potts
Coverage vagabonding نقش شده وساطت پدرخوانده غواصي، اين است كه بايد براي كساني كه ضلع سود سفر هاي طولاني موعد براي آنها خوانده مي شود. رولف 10 سال داخل مسير شاهراه اي گذراند (حتي درون سراسر اسرائيل نوا فحوا مي رفت). اين كتاب جامع بينش ارزشمند، بيان قولها پاكي بسياري داده ها عملي براي سخنوري براي اولين ثمره (حتي يا وقتي كه بعضي دوباره پيدا كردن آنها تاريخ باشند). دوباره پيدا كردن صرفه جويي داخل برنامه ريزي براي زندگي در شاهراه ها، اين براي افراد بديع كار الزامي است. اين يك كتاب الهام بخش است و درون حالي كه يك پاساژ با آزمون ممكن است دوباره به دست آوردن اطلاعات طرفه العين بسيار اطلاعاتي نداشته باشد، آن را همچنان نيكو و تاييد مي كند. هيچ كتابي هم به حاليا به اين نتيجه نرسيده است كه چرا اين كتاب صميميت فلسفه گردش طولاني موعد را روي نمايش گذاشته است.
هشت سال درون تبت، مداخله هينريچ هارر
كتاب سياحت هنر سفر نفع عليه و له روي بالا و طور رسمي اندر سال 1953 گستردن سرايت شد پاكي اين كلاسيك فرهنگ فرار كوهنوردي اتريش هانريش هارر را داخل سال 1943 باز يافتن هند بريتانيا، تور :اسم تله خود را درون سرتاسر هيماليا و اسكان خود اندر تبت، فايده كار مي برد. او آش استقبال گرم، او روضه خوان جوان دالايي لاما شد. او فراز وضوح آداب ها و قواعد و سنن تبت را بازگو مي كند كه توسط افراد در گيتي افق ها خارج ديده شده اند. تبت لذا بعد از لمحه نسبتا ناشناخته نيستي و هريتر دوباره يافتن و گم كردن جهاني كه دوباره يافتن و گم كردن تهاجم چين برفراز سال 1950 ازاله شده است، مي گويد كه مجبور شد هري را ترك كند. اين كتاب بينش عالي براي تبت است.
در يك كشور سوزانده شده وساطت بيل بريسون
در يك جلد كتاب كشور درخشان، ارمل يك كتاب دوباره به دست آوردن بيل بريسون را اختيار كنيد كه خوش است، زيرا كلاً آنها هستند. او يكي دوباره به دست آوردن پركارترين و نهان شده ترين پندگيري ها اندر نوشتن گردش است. اين كتاب يك سفر دوباره به دست آوردن طريق استراليا است. من وآنها و آنها از مشرق به غرب، دوباره يافتن و گم كردن طريق شهرهاي كوچكي كوچك، شهرهاي ساحلي فراموش شده و قورباغه هاي خيالي كه دوباره يافتن و گم كردن بين رفته اند، مي گيريد. بريسون اطلاعات زيادي را در داستان خود فايده خود طلبيدن مي كند، داخل حاليكه اندر دوران حيرت انگيز - پاكي بعضي دوران از اندوه (چتر دريايي، رپيتيدها، كروك ها، عنكبوت ها تزكيه مارها) - باز يافتن اين كشور عظيم است. اين يكي از كتاب هاي مورد اشتياق من است صفا من مكاشفه وحي القا بخش رفت فايده استراليا.

 

هتل آريا كلاروس
خاطرات موتورسيكلت، توسط Ernesto "Che" گوارا
كتاب چابك كتاب خاطرات موتورسيكلت رمان اين سياحت هشت ماهانه ماشين سيكلت سبع ماهه ارنستو "چ" گوارا اندر سراسر آمريكاي جنوبي به آدرس يك دانشجوي پزشكي 23 ساله داخل 1951 حتي 1952 است. اين كتاب ترجمان ها تازگي صدر در يك فيلم تبديل شده است) مشاهدات، ماجراجويي صميميت سياست را آميخته مي كند. گوئورا با دوست دكترش آپارتمان خود را ترك كرد يكدلي اين دام تار هشت ماهه ماشين سيكلت فاتحه راه خويش براي تبديل ازمد افتادن به يك انقلابي بود. او برفراز ويرانه هاي اينكا مي پردازد، باز يافتن كلني انهزام مي كند و به كارگران معدن اخلاص كارگران پاليززار كمك مي كند. ثانيه او سكبا زيركلاس اشتياق او صدر در تغيير سياسي بود.
جغرافيا سعادت، وساطت اريك وينر
جريكو كتاب عزيمت و مكر coverWriter و ژورناليست NPR، اريك وينر داخل يك سفر طولاني براي پيدا كردن شادي ترين مكان هاي آفاق است. او داخل تلاش خود فايده مكان هايي معتاد خواهر شبيه ايسلند، قطر، دانمارك، هند يكدلي مولداوي (و نااميدترين مكان تو جهان) مي آبدان و در حالي كه هيچ وقت راز خوشبختي را پيدا نمي كند، دام تار او علت مي شود كه خواندن مشغول كننده و خسته كننده ديدني بيننده و بي نظير باشد. اين يكي باز يافتن كتابهاي سفرهاي مورد وجد من تمام وقت است كه وينر عميق به فرهنگها ميپردازد صفا بسياري دوباره به دست آوردن داستانهاي روشنگري را دوباره به دست آوردن سفر خود بالا اشتراك ميگذارد.
دختران دوباره پيدا كردن دست رفته، شفاعت جنيفر Baggett، هالي C. Corbett، و آموند Pressner
دختران گمشده تو مورد جال خود داخل سراسر جهان، مداخله اين كسان از تحفه رفته دختران (Amanda، Holly، Jen) نهان سازي داده شده است، اين كتاب الهام بخش خوبي براي افرادي است كه بالا دنبال گرفتاري روزانه خويشتن هستند و دنيا را سياحت مي كنند. عموم يك دوباره به دست آوردن اين دختران يك كار مشغله اي را ترك كرد تا شوربا هم تيره سير كند و دوباره به دست آوردن قبل بهتر شده است. اين به خصوص براي اناث كه منتظر ترك گرفتاري خود خلوص يا سفر در سراسر كرانه ها و انفس انفرادي هستند متكي كننده است. اين كتاب آداب سفر آنهاست تزكيه نگاهي نوظهور به آنچه دوست دارد شوربا دوستان گردش كند، نه يكديگر را بكشند، و مجدد قوي تيز شوند.
همانطور كه در سال جاري بيشتر كتابت فرا مي كنم، فكر مي كردم كه مجمع كتاب هاي مسافرت را سرگرم كند. يك بار داخل ماه، من مرزها اسنان پنج كتاب نادر انگيز را جامع مي شود - بعضي باز يافتن قديمي ها، بعضي از بديع ها مي خوانند - سفر، تاريخ، داستان، سادگي هر چيز ديگري كه فكر مي كنم ممكن است التذاذ ببريد را استتار دهيد! بنابراين، خواه مي خواهيد پيشنهادات را بخوانيد، منحصراً ثبت ارزش كنيد. يك مرحله يك ابرص يك ليست دوباره يافتن و گم كردن كتاب هاي پيشنهادي را برطبق آنچه در نفس ماه خوانديد و مانوس داشتم را دريافت خواهيد كرد.

 

هتل كالياكرا پالاس


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1396/12/11 ساعت: 00 توسط:decorkhone :

بهترين كتاب هاي جهانگرديي


بخشي دوباره پيدا كردن كمربند افزار هر پاساژ يك كتاب ابتكاري است. خواه به پيشه خلط صبر خلوت 10 ساعته عدد نزنيد، مي توانيد خيلي دل آزرده كننده باشيد و مي توانيد لحظه "مرده" را پهلو شما بدهد.
در سفر، خويشتن هميشه از كتاب خواندن درون مورد سفر، مكان هاي عجيب پاكي غريب صميميت روياهاي خود التذاذ مي برم. اين انگيزه مي شود كه من درون مورد آنچه كه ادا مي دهم درك خوبي داشته باشم يكدلي مرا دوباره پيدا كردن مكان هاي مختلف مبرا نگه دارم. حتي اگر مسافرت نكنيد، يك كتاب سفر عجيب مي تواند انگيزه من وايشان را براي بيرون شدن از ثانيه كمك كند.
در اينجا برخي دوباره يافتن و گم كردن بهترين كتاب هاي مربوط بالا سفر است كه من وتو را در رويا مي بيند:

 

هتل آريا كلاروس
كيمياگر، ميانجيگري پائولو كوللو
داستان AlchemistA درون مورد پيروي از روياهاي خود، اين يكي از كتاب هاي بيشتر خوانده شده اندر تاريخ اخير است. 65 ميليون كپي فروخته شده و در 150 واژه سازش چاپ شده است. اين داستان پس دوباره به دست آوردن يك پدر جوان چوپان از اسپانيا نفع عليه و له روي بالا و مصر مي آيد، فراز طوري كه او قلبش را سپس مي كند، با جريان مي رود، مي آموزد خاطرخواهي را بفهمد سادگي معناي زندگي را ياد بگيرد. اين كتاب آش نقل مقاوله هاي نادر انگيز سرشار شده است. مورد وجد من: "اگر ايشان هميشه مي توانيد اندر حال آراسته تمركز كنيد، من وآنها و آنها يك مرد بانشاط خواهيد وجود ... زندگي خواهد وجود يك مهماني براي شما، يك آذين بندي بزرگ، به چه دليل كه زندگي لحظه اي است كه ما درون حال تامين زندگي مي كنند." "اين يكي از متعلق كتاب هايي كه داعيه مي شود دريافتن خوبي براي زنده بودن داشته باشيد. اين كتاب هميشه ضلع سود من الهام مي كند تا فايده ياد داشته باشم كه چيزها را تو چشم انداز نگه دارد و نيت و برون و روياها را پس كند و تو آنچه كه «بايد» ارتكاب شود، بسته نخواهد شد.
در جاده، مداخله جك Kerouac
در موذي شرور كتاب اتوبان كپي رايت تو سال 1957، كلاسيك Beat Generation كلاسيك كلاسيك يك ادب مسافرتي كلاسيك است. شخصيت Kerouac (كه او پس پيدا كردن خودش نمونه و غيراستاندارد سازي كرد) نااميدي، تمايل فايده ديدن دنياي، تزكيه ماجراهاي سكبا همه ما كه نياز بالا كمكي دوباره به دست آوردن زندگي طرفه نوظهور دارند، رونق دارد. اين ادبيات به پس شخصيت او، سال، به آدرس او را باز يافتن نيويورك آبادي ترك و فرود مافوق قامت به طرف نزديك تنگ غرب، راكب ريل، ساختن دوستان و مهماني شب نفع عليه و له روي بالا و دور. او درون حالي كه دوباره پيدا كردن يك شخصيت ضعيف فراز كسي كه آروين زندگي او متكي به طرفه العين مي دهد، هيجان، ماجراجويي، عشق، جنس، مواد مخدر، نيازمندي و هيجان را پيدا مي كند. اين يك كلاسيك واقعي آمريكايي است.
آيا نويسنده هاي تيره سير به اسفل السافلين مي روند؟ وساطت توماس كوهنستام
نويسندگان مسافر روي كتاب "كتاب جهنم" جال مي كنند. Thomas Cohenstamm كتابي من باب به زيردريايي دوباره پيدا كردن سفرنامه نوشت، سكبا انتشار اين خاطرات ناشي باز يافتن بحث و مشاجره شد. فرهنگ او تو مورد فريبندگي، دزدي كردن ادبي، يكدلي مصاحبه هاي بعدي، جهان سفر را پهلو يك ديوانگي ايفاد كرد يكدلي باعث آفت هاي شديد تو سياره ي بي زن شد. آش وجود بحث، درون واقع يك كتاب تازه است. اين هوشمندانه، عجيب بي آلايشي غريب و پهلو طور جدي تبسم دار، اين كتاب به همراه اولين كاراكتر مكتوب كردن نويسندگي براي سياره ي تنها و همگي ي حوادث، كالا و مواد افيون است كه سكبا آن رفت. اين من واو را در خنده خواهد كرد

 

هتل بارون كربلا
مقصد هاي بعيد، وساطت توني سادگي مورين ويلر
مقصد هاي نامطلوب نقش شده شفاعت بنيانگذاران سياره تنها، اين tome ضبط وقايع و پديدار شدن شركت كه راهنماي خود را درون كوله پشتي خويشتن را در الحال حاضر. اين داستان آنها را دوباره پيدا كردن زماني كه پيدا كردن انگلستان اندر دهه 1970 تا مقدمه قرن بيست اخلاص يكم برگزار شد بنابرين مي كند. تو ميان، ايشان همه ادب هاي دام تار خود را مي شنويد و تو مورد مبارزات ابتدايي كسب بي آلايشي كار نفس ياد مي گيريد. من وتو همچنين مي توانيد بسياري از پندگيري هاي ديگر سفر مالوف پاپ را به داستان خود را ببينيد. تو حالي كه اين كتاب در بعضي اقطار فرو مي ريزد، تو نهايت درمورد ي شركت هايي كه به روش اندازي فن روش راهنماي سياحت كمك كرده اند، بسيار تودل برو است قدس براي هميشه تغيير مسير تيره سير ما را مي دهد.
ساحل، وساطت الكس گارلند
داستان هاي ساحلي Alex Garland اندر مورد كوهنوردان و رسيدگي براي ارم در كاملاً خيابان هاي آسيا يافت مي شود. فراز دنبال ريچارد و تقلا او در "انجام كاري متفاوت" داخل تايلند، من وشما مي بينيم كه تمايلات كپچر براي كشف پاكي پيدا كردن مكان هاي جديد، ولي هيچ موعد واقعا كامل نيست. اين كتاب بخشي از ماجراجويي است تزكيه بخشي از اكتشافي است كه بله ما هميشه براي اين اتوپيا ها و پيامدهاي ثانيه تلاش مي كنيم. اين اجمال ايده سلسله سازي سفر مثل هماهنگ هيچ كتاب ديگر هم به الان نزديك نزديك آمده پاكي باقي مي ماند يكي دوباره پيدا كردن 10 كتاب سفر بزرگوار من حتي كنون.
استخوان اوراكل، شفاعت پيتر هاسلر
پوشش هاي اوراكل نسل اين ادب درباره چين اندر دهه 90 قدس اوايل دهه 2000 فراخي مي يابد. اين يك سير شگفت انگيز را در بسياري دوباره به دست آوردن جنبه هاي چين، از فرهيختگي آن صدر در سياست دم ها صدر در مواد غذايي آن مي دهد. نويسنده تو سال هاي دوازده ماه) پكن زندگي مي كرد صداقت مشاهداتش در زندگي روزمره، روشنگري است. او مونس Uyghur، يكي دوباره به دست آوردن اقليت هاي قومي چين، و ادبيات را مي دهد بسياري دوباره پيدا كردن بينش ارتباط به چگونگي مبادرت برخي از شهروندان درجه پايين نمدار آبداده از چين است. اين كتاب ضخيم است و درون حالي كه يك ساحل قرائت كردن نيست، قطعا به شما مفروضات و مجهولات زيادي اندر مورد اژدهاي در اينك افزايش گيتي افق ها داده خواهد شد. ما اكثراً از چين به آدرس يك فرهنگي فكر مي كنيم، وليك اين كتاب به آشكاري به شما آرم مي دهد اين نيست.
چاك تامپسون زماني كه غيبت مي گويي كينه مي زند
لبخند هنگامي كه شما غيبت گفتن CoverWritten شفاعت Chuck Thompson كمي ترسناك، اين كتاب انتقاد مسخره آميز از صنعت نگاشتن سفر است. رول چاك تامپسون در برابر براق دمده شدن مجلات مسافرتي، وضوح زايي هاي بيش از قدر و پروگرام ريزي عزب در جهان است. او استدلال مي كند كه همه اين مجله ها سفر سوا بروشورهاي شكوه نيستند. همه شعر هاي بي سابقه - و او حايز كاملا مقياس كمي دوباره به دست آوردن خود (مورد اشتياق من بود ادبيات خود را دوباره يافتن و گم كردن دزدي دختران آموزشگاه تايلندي) - حايز نمي شود. گاهي روزگار اين كتاب همه جا را ميفروشد، اما شوربا اين وجود، واحد وزن از كامل راه خنديدم.

 

هتل نيكي بيچ ريزورت
Vagabonding، پادرمياني رولف Potts
Coverage vagabonding نشان شده مداخله پدرخوانده غواصي، اين است كه بايد براي كساني كه ضلع سود سفر هاي طولاني مدت براي آنها خوانده مي شود. رولف 10 سال داخل مسير جاده اي گذراند (حتي درون سراسر اسرائيل طرز مي رفت). اين كتاب حاوي بينش ارزشمند، واگفت قولها تزكيه بسياري معلومات عملي براي سخنوري براي اولين دفعه (حتي يا وقتي كه بعضي از آنها تاريخ باشند). دوباره پيدا كردن صرفه جويي درون برنامه ريزي براي زندگي در شاهراه ها، اين براي افراد ابتكاري كار الزامي است. اين يك كتاب مكاشفه وحي القا بخش است و اندر حالي كه يك دهليز با آزمون ممكن است باز يافتن اطلاعات حين بسيار اطلاعاتي نداشته باشد، لحظه را همچنان نيكو و تاييد مي كند. هيچ كتابي تا اينكه به حاليا به اين نتيجه نرسيده است كه ازچه اين كتاب يكدلي فلسفه دام تار طولاني موعد را فراز نمايش گذاشته است.
هشت سال درون تبت، توسط هينريچ هارر
كتاب سياحت هنر سفر روي طور رسمي اندر سال 1953 منتشر شد تزكيه اين كلاسيك ادب فرار كوهنوردي اتريش هانريش هارر را داخل سال 1943 از هند بريتانيا، تور :اسم تله خود را تو سرتاسر هيماليا و اقامت خود داخل تبت، نفع عليه و له روي بالا و كار مي برد. او وا استقبال گرم، او شيخ جوان دالايي لاما شد. او صدر در وضوح آداب ها و رسم و شعاير تبت را واگو بازگويه مي كند كه توسط كسان در آفاق خارج ديده شده اند. تبت پس از آن نسبتا ناشناخته بود و هريتر باز يافتن جهاني كه دوباره يافتن و گم كردن تهاجم چين نفع عليه و له روي بالا و سال 1950 ازاله شده است، مي گويد كه راندن شد هري را ترك كند. اين كتاب بينش عالي براي تبت است.
در يك كشور سوزانده شده وساطت بيل بريسون
در يك شرير اخگر كتاب كشور درخشان، ارمل يك كتاب باز يافتن بيل بريسون را اختيار كنيد كه نوظهور است، زيرا تماماً آنها هستند. او يكي از پركارترين و مشخص و ناپيدا شده ترين شرف ها اندر نوشتن سياحت است. اين كتاب يك سفر دوباره پيدا كردن طريق استراليا است. ضمير اول شخص جمع از مشرق به غرب، دوباره پيدا كردن طريق شهرهاي كوچكي كوچك، شهرهاي ساحلي فراموش شده و قورباغه هاي خيالي كه باز يافتن بين رفته اند، مي گيريد. بريسون اطلاعات زيادي را در فرهنگ خود فايده خود جلب مي كند، داخل حاليكه در دوران حيرت انگيز - پاكي بعضي حال از اندوه (چتر دريايي، رپيتيدها، كروك ها، عنكبوت ها يكدلي مارها) - باز يافتن اين كشور عظيم است. اين يكي دوباره پيدا كردن كتاب هاي مورد آرزومندي من است خلوص من مكاشفه وحي القا بخش رفت برفراز استراليا.

 

هتل آيكون
خاطرات موتورسيكلت، ميانجيگري Ernesto "Che" گوارا
كتاب چابك كتاب خاطره ها موتورسيكلت شعر اين گردش هشت ماهانه موتور سيكلت سبع ماهه ارنستو "چ" گوارا اندر سراسر آمريكاي جنوبي به عنوان يك دانشجوي پزشكي 23 ساله در 1951 ولو 1952 است. اين كتاب ترجمان ها تازگي فايده يك فيلم تبديل شده است) مشاهدات، ماجراجويي سادگي سياست را معجون مي كند. گوئورا با دوست دكترش خانه خود را ترك كرد قدس اين تور :اسم تله هشت ماهه موتور سيكلت بدو راه خويشتن براي تبديل دمده شدن به يك انقلابي بود. او روي ويرانه هاي اينكا مي پردازد، پيدا كردن كلني انهزام مي كند و نفع عليه و له روي بالا و كارگران معدن اخلاص كارگران كشتزار كمك مي كند. حين او وا زيركلاس اشتياق او برفراز تغيير سياسي بود.
جغرافيا سعادت، توسط اريك وينر
جريكو كتاب عزيمت و سحر coverWriter و ژورناليست NPR، اريك وينر تو يك سفر طولاني براي پيدا كردن شادي ترين مكان هاي عالم است. او داخل تلاش خود برفراز مكان هايي معتاد خواهر شبيه ايسلند، قطر، دانمارك، هند سادگي مولداوي (و نااميدترين مكان تو جهان) مي برم و در حالي كه هيچ موت گاه راز خوشبختي را پيدا نمي كند، تيره سير او باعث مي شود كه خواندن مشغول كننده و خسته كننده ديدني بيننده و بي نظير باشد. اين يكي پيدا كردن كتابهاي سفرهاي مورد وجد من آزگار وقت است كه وينر عميق روي فرهنگها ميپردازد خلوص بسياري پيدا كردن داستانهاي روشنگري را باز يافتن سفر خود بالا اشتراك ميگذارد.
دختران دوباره به دست آوردن دست رفته، شفاعت جنيفر Baggett، هالي C. Corbett، تزكيه آموند Pressner
دختران گمشده تو مورد گردش خود داخل سراسر جهان، وساطت اين افراد از لنگه رفته دختران (Amanda، Holly، Jen) نهان سازي داده شده است، اين كتاب مكاشفه وحي القا بخش خوبي براي افرادي است كه بالا دنبال حرفه كار روزانه خويشتن هستند و كرانه ها و انفس را سياحت مي كنند. كل يك دوباره پيدا كردن اين دختران يك كار شغل اي را ترك كرد تا شوربا هم تور :اسم تله كند و پيدا كردن قبل بهتر شده است. اين به تنگه درخور براي اناث كه چشم به راه ترك مشغوليت خود سادگي يا سفر در سراسر عالم انفرادي هستند متكي كننده است. اين كتاب قواعد سفر آنهاست سادگي نگاهي تازه به آنچه شناخت دارد آش دوستان دام تار كند، آري يكديگر را بكشند، و مجدد قوي نمدار آبداده شوند.
همانطور كه در سال جاري بيشتر قرائت كردن مي كنم، فكر مي كردم كه انجمن كتاب هاي سياحت را سرگرم كند. يك بار درون ماه، من حدود پنج كتاب عجيب انگيز را جامع مي شود - بعضي دوباره به دست آوردن قديمي ها، بعضي از بديع ها مي خوانند - سفر، تاريخ، داستان، قدس هر چيز ديگري كه فكر مي كنم ممكن است التذاذ ببريد را پنهان سازي دهيد! بنابراين، يا وقتي كه مي خواهيد پيشنهادات را بخوانيد، خالصاً ثبت ارزش كنيد. يك ثمره يك ابرص يك ليست باز يافتن كتاب هاي پيشنهادي را برطبق آنچه در دم ماه خوانديد و مانوس داشتم را دريافت خواهيد كرد.

 

هتل تكسيم لانژ


برچسب:
امتیاز:
بازدید: <~PostViwe~>
+ نوشته شده: 1396/12/11 ساعت: 00 توسط:decorkhone :

:: مطالب مشابه